کتاب دختری که رهایش کردی ترجمه شیدا رضایی
تصویر جلد کتاب دختری که رهایش کردیsubscriptionAvailable

کتاب دختری که رهایش کردی

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۵۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
جوجو مویز، شیدا رضایی
انتشارات: 
نشر مصدق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دختری که رهایش کردی

«دختری که رهایش کردی» معروف‌ترین اثر جوجو مویز (-۱۹۶۹)، در میان فارسی‌زبانان است. جوجو مویز، نویسنده زن انگلیسی که با رمان‌های عاشقانه و عامه‌پسند به شهرت رسید، در میان ایرانیان نیز به محبوبیت زیادی دست یافت. دختری که رهایش کردی، از آثار پرفروش و موفق این نویسنده در ایران به شمار می‌رود. داستان درباره زوجی در بحبوحه جنگ جهانی اول است. ادوارد که نقاش است به جنگ اعزام می‌شود. اما شهر کوچک آنها به همراه «سوفی» به اشغال آلمان‌ها در می‌آید ...

درباره جوجو مویز

جوجو مویز (Jojo Moyes) در ۴ اوت سال ۱۹۶۹ در لندن به دنیا آمد. او روزنامه‌نگاری انگلیسی است که از سال ۲۰۰۲ به نوشتن رمان‌های عاشقانه مشغول است. مویز یکی از چند نویسنده‌ای است که ۲ بار برندۀ جایزه سال رمان عاشقانه (Romantic Novel of the Year Award) به‌وسیلۀ انجمن نویسندگان رمان‌های عاشقانه (Romantic Novelists' Association) شده است. آثار او به ۱۱ زبان مختلف دنیا ترجمه شده‌اند. فهرست کتاب‌های جوجو مویز:

باران پناه دهنده (۲۰۰۲)، میوه خارجی (۲۰۰۳)، مرکز فروش طاووس (۲۰۰۴)، کشتی عروس ها (۲۰۰۵)، خلیج نقره‌ای (۲۰۰۷)، موسیقی شب (۲۰۰۸)، اسب رقاص (۲۰۰۹)، آخرین نامه معشوق (۲۰۱۰)، من پیش از تو (۲۰۱۲)، ماه عسل در پاریس (۲۰۱۲)، دختری که رهایش کردی (۲۰۱۲)، یک به علاوه یک (۲۰۱۴)، پس از تو (۲۰۱۵)، تک و تنها در پاریس (۲۰۱۷)، باز هم من (۲۰۱۸)، بخشنده ستاره‌ها (۲۰۱۹).

چه نسخه‌های دیگری از کتاب منتشر شده است؟

کتاب دختری که رهایش کردی نوشته‌ی جوجو مویز، در ایران بارها توسط مترجمان مختلف منتشر شده و هر نسخه، خوانشی تازه از این داستان تاریخی و عاشقانه ارائه داده است. برخی از مترجمان اثر عبارتند از: کتایون اسماعیلی (انتشارات میلکان)، شیدا رضایی، محمدمهدی قاسم‌لو (نشر میلاد) و زهرا بهزادی (نشر ۳۶۰ درجه) نیز از دیگر نسخه‌های منتشرشده‌ی این رمان عاشقانه پرفروش هستند. دربراه بهترین ترجمه کتاب دختری که رهایش کردی در طاقچه بیشتر بخوانید.

در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم

صدای ساعت پدربزرگ رنه گرنیر دوباره بلند شده بود. به نظر همه این یک فاجعه بود. ماه‌ها پیش، ساعت به همراه قوری نقره، چهار سکه طلا و ساعتی که روی جلیقه‌اش می‌بست، در زمین کشاورزی کنار خانه، دفن شد تا به دست آلمان‌ها نیفتد.

در واقع برنامه خیلی خوب پیش رفته بود، تمام شهر پر بود از صدای چیزهای ارزشمندی که با عجله زیر باغچه‌ها و پیاده‌روها پنهان شده بودند، تا اینکه یک صبح پرطراوت نوامبر مادام پویلان با عجله وارد مشروب‌فروشی شد و بازی دومینوی هر روز صبح پدربزرگ را با خبر اینکه صدای خفه ساعت هر پانزده دقیقه یکبار از زیر آنچه از هویج‌هایش به جا مانده به گوش می‌رسد، متوقف کرد.

نجواکنان گفت: «می‌تونم صداشو بشنوم، حتی با گوش‌های خودم. و اگه من می‌تونم پس مطمئن باش اونا هم می‌تونن.»

گفتم: «مطمئنی صدای همون بوده که شنیدی؟ مدت زیادی از آخرین باری که کوک شده می‌گذره.»

موسیو لافارژ گفت: «شاید صدای مادام گرنیر بوده که توی قبرش پهلو به پهلو می‌شده.»

رنه زیر لب گفت: «من زنمو زیر سبزی‌ها دفن نمی‌کنم. اونا رو تلختر و چروکیده‌تر از چیزی که الان هستن می‌کنه.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دختری که رهایش کردی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدختری که رهایش کردی
موضوعرمان، داستان خارجی، عاشقانه
نویسندهجوجو مویز
مترجمشیدا رضایی
انتشاراتنشر مصدق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۲/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۴۹ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۴۳۶-۶۵-۳
تعداد صفحه‌ها۴۶۴ صفحه
قیمت کتاب۵۹۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی دختری که رهایش کردی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

بانو
۱۳۹۷/۰۹/۱۶

رمان فوق العاده ای هستش اما اصلا ترجمشو نمیپسندم پشیمونم که بدون تحقیق این ترجمه رو گرفتم

۱
YEK-1384 -TA
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۰۵

عالیبود لذت بردم دخترا این کتاب فراموش نشه

۱
fafa
۱۳۹۷/۰۶/۱۱

چرا ی جوریه.اول اومده راجع ب سوفی گفته زمان جنگ و حمله المان ها.من الان تقریبا به وسطاش دسیدم.در مورد لیو میگه!و اینکه نفهمیدم کی ب کیه .پس سوفی چی شد.؟یکم گیج شدم

۱
Agness
۱۳۹۷/۰۴/۲۰

خیلیی خوووب بود. اشکم درومد😢😊

۱۲
نهال
۱۳۹۷/۰۲/۱۱

کتاب قشنگیه ،هر کتابی از نظر من رنگ داره ،رنگ این کتاب در بخشیش خاکستری ودر بخش دیگش صورتیه ،در کل جدای از جنبه سرگرمیش اطلاعات خوبی از جنگ جهانی و فرهنگ اروپایی به نمایش گذاشته ،خلاصه خوندنش خالی از...بیشتر

۰
realarezu
۱۴۰۱/۰۵/۰۸

شهامتی که حسی به نام عشق به ادم ها میده گاهی تعجب بر انگیزه حالا میتونه این موتور محرک ادم هارو تحریک به کارهای خوب بکنه یا دیوونه بازی ..اما این دختر پر از شجاعت شده بود و برام جالب...بیشتر

۲
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۶

شروع جالبی داشت رو به رو شدن با سوفی دختری که اینقدر شجاع و قوی بود که در مقابل نیروهای اشغالگر بایسته داستان رو جالب توجه کرد در ادامه میشد احساسات عمیق و عشق شدیدش به ادوارد رو در طول...بیشتر

۰
nilo_roin
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۹

کتاب خیلی جذابی بود مخصوصا بخش اولش خیلی خوب بود ولی بخش دومش گیج کننده بود و خواننده دچار سردرگمی میشد اما خب باز آخرش بهتر شد . توصیه میکنم حتما بخونید.

۰
zahra🌿
۱۳۹۷/۰۶/۰۲

میشه چند تا رمان جـــــالــــــــــب معرفی کنید که نقش اولش دختر باشه

۱۰
فرزانه1921
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۲

خیلی خوب بود دوسش داشتم🌹🌹

۰
Hedy-lamarr
۱۳۹۸/۰۳/۲۶

دانلودش که کردم.امیدوارم مثل من پیش از تو نباشه. از نظر منتقدین بهترین اثر جوجو مویزه.

۰
خاکستری
۱۳۹۷/۰۷/۲۸

می توانید چند تا رمان هیجان انگیز بهم معرفی کنید که چند تا ژانر رو با هم داشته باشه؟

۱۵
nina61
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۶

دوستش داشتم

۰
❤F❤
مطمئن نیستم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۲

mamoli bod عالی❤

۰
هدیه
۱۳۹۷/۰۵/۱۴

خوب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

narges
۲۳
روز و شب به تو فکر می‌کنم. تو ستاره راهنمای من در اين جهان ديوانه هستی.
narges
۱۷
صورتت يک ميليون رنگ مختلف داره. تو يک دلقکی!» گفتم: «همه دلقک هستيم.
narges
۱۲
اين داستان زندگی ما بود: شورش‌های کوچک، پيروزی‌های جزئی، فرصت مختصری برای استهزای کسانی که به ما ستم می‌کردند، قايق‌های کوچکی از اميد روی دريای عظيم ابهام، محروميت و ترس.
مهناز
۸
«قبل از تو هيچ وقت خوشبختی واقعی را نمی‌شناختم.»
narges
۷
بد آشپزی کردن به خودی خود نوعی گناه است
کاربر ۱۶۱۲۵۳۵
۴
جهانی درد در نفس خسته و طولانی پيرمرد بود.
narges
۲
می‌خواستم برود. نمی‌خواستم آن اسم‌ها را به زبان بياورد. اينها خاطرات من بودند، هدايای کوچکی که می‌توانستم در روزهايی که زندگی مرا در هم می‌شکست، بيرون بياورم و خودم را با آنها آرام کنم
narges
۲
پدرم چيز ارزشمند زيادی به ما نداده بود، ولی به ما ياد داد که کی‌بايد بترسيم. می توانستم به يک غريبه نگاه کنم و از روی فشار دادن فکهايش روی هم و يا نازک کردن چشم‌هايش، بگويم که هيجانات درونی‌اش دقيقآ کی به خشونت منجر خواهد شد.
۲
از شنيدن صدای ناله برادرمان به خود می‌پيچيديم. آن موقع به سختی می‌توانستم خواهرم را بشناسم: بيست سال پيرتر از بيست و چهار سال سنش به نظر می‌رسيد. می‌دانستم که بازتاب ترس او در چهره خود من هم ديده می‌شود. آنچه از آن وحشت داشتيم، داشت سرمان می‌آمد.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۲
بعضی وقت‌ها زندگی يک سری موانع است، گذاشتن پايی جلوی پای ديگر مسئله‌ای بزرگ می‌شود.