دختری که رهایش کردی
۴٫۱از ۳۰ نظر

دانلود کتاب دختری که رهایش کردی

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۴٫۱از ۳۰ نظر
۴٫۱از ۳۰ نظر
۴٫۱از ۳۰ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب دختری که رهایش کردی

«دختری که رهایش کردی» معروف‌ترین اثر جوجو مویز (-۱۹۶۹)، در میان فارسی‌زبانان است. جوجو مویز، نویسنده زن انگلیسی که با رمان‌های عاشقانه و عامه‌پسند به شهرت رسید، در میان ایرانیان نیز به محبوبیت زیادی دست یافت. دختری که رهایش کردی، از آثار پرفروش و موفق این نویسنده در ایران به شمار می‌رود. داستان درباره زوجی در بحبوحه جنگ جهانی اول است. ادوارد که نقاش است به جنگ اعزام می‌شود. اما شهر کوچک آنها به همراه «سوفی» به اشغال آلمان‌ها در می‌آید ...

در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم:

صدای ساعت پدربزرگ رنه گرنیر دوباره بلند شده بود. به نظر همه این یک فاجعه بود. ماه‌ها پیش، ساعت به همراه قوری نقره، چهار سکه طلا و ساعتی که روی جلیقه‌اش می‌بست، در زمین کشاورزی کنار خانه، دفن شد تا به دست آلمان‌ها نیفتد.

در واقع برنامه خیلی خوب پیش رفته بود، تمام شهر پر بود از صدای چیزهای ارزشمندی که با عجله زیر باغچه‌ها و پیاده‌روها پنهان شده بودند، تا اینکه یک صبح پرطراوت نوامبر مادام پویلان با عجله وارد مشروب‌فروشی شد و بازی دومینوی هر روز صبح پدربزرگ را با خبر اینکه صدای خفه ساعت هر پانزده دقیقه یکبار از زیر آنچه از هویج‌هایش به جا مانده به گوش می‌رسد، متوقف کرد.

نجواکنان گفت: «می‌تونم صداشو بشنوم، حتی با گوش‌های خودم. و اگه من می‌تونم پس مطمئن باش اونا هم می‌تونن.»

گفتم: «مطمئنی صدای همون بوده که شنیدی؟ مدت زیادی از آخرین باری که کوک شده می‌گذره.»

موسیو لافارژ گفت: «شاید صدای مادام گرنیر بوده که توی قبرش پهلو به پهلو می‌شده.»

رنه زیر لب گفت: «من زنمو زیر سبزی‌ها دفن نمی‌کنم. اونا رو تلختر و چروکیده‌تر از چیزی که الان هستن می‌کنه.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۲)
فرزانه1921
۱۳۹۹/۰۶/۰۲

خیلی خوب بود دوسش داشتم🌹🌹

کاربر ۲۰۹۶۰۳۴
۱۳۹۹/۰۵/۲۹

کتاب خیلی جذابی بود مخصوصا بخش اولش خیلی خوب بود ولی بخش دومش خیلی گیج کننده بود و خواننده دچار سردرگمی میشد اما آخرش دوباره مثل اولش شد . توصیه میکنم حتما بخونید.

YEK-1384 -TA
۱۳۹۹/۰۴/۰۵

عالیبود لذت بردم دخترا این کتاب فراموش نشه

nina61
۱۳۹۹/۰۲/۲۶

دوستش داشتم

yass_zm
۱۳۹۸/۰۹/۰۴

دوسش داشتم 😍😍

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۲)
روز و شب به تو فکر می‌کنم. تو ستاره راهنمای من در اين جهان ديوانه هستی.
narges
صورتت يک ميليون رنگ مختلف داره. تو يک دلقکی!» گفتم: «همه دلقک هستيم.
narges
اين داستان زندگی ما بود: شورش‌های کوچک، پيروزی‌های جزئی، فرصت مختصری برای استهزای کسانی که به ما ستم می‌کردند، قايق‌های کوچکی از اميد روی دريای عظيم ابهام، محروميت و ترس.
narges
بعضی وقت‌ها يادم می‌ره چه شکلی بود. به عکسش زل می‌زنم و هيچی يادم نمی‌ياد.» «برای اينکه زياد اين کار رو می‌کنی. بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم ما با نگاه کردن به عکس‌ها اونا رو کهنه می‌کنيم.»
narges
بد آشپزی کردن به خودی خود نوعی گناه است
narges
«قبل از تو هيچ وقت خوشبختی واقعی را نمی‌شناختم.»
مهناز
جهانی درد در نفس خسته و طولانی پيرمرد بود.
کاربر ۱۶۱۲۵۳۵
پدرم چيز ارزشمند زيادی به ما نداده بود، ولی به ما ياد داد که کی‌بايد بترسيم. می توانستم به يک غريبه نگاه کنم و از روی فشار دادن فکهايش روی هم و يا نازک کردن چشم‌هايش، بگويم که هيجانات درونی‌اش دقيقآ کی به خشونت منجر خواهد شد.
narges
از شنيدن صدای ناله برادرمان به خود می‌پيچيديم. آن موقع به سختی می‌توانستم خواهرم را بشناسم: بيست سال پيرتر از بيست و چهار سال سنش به نظر می‌رسيد. می‌دانستم که بازتاب ترس او در چهره خود من هم ديده می‌شود. آنچه از آن وحشت داشتيم، داشت سرمان می‌آمد.
می‌خواستم برود. نمی‌خواستم آن اسم‌ها را به زبان بياورد. اينها خاطرات من بودند، هدايای کوچکی که می‌توانستم در روزهايی که زندگی مرا در هم می‌شکست، بيرون بياورم و خودم را با آنها آرام کنم
narges

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۶۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۲/۰۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۴۳۶-۶۵-۳
تعداد صفحات۴۶۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۲/۰۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۴۳۶-۶۵-۳