الیف شافاک

الیف شافاک کیست

شافاک در ۲۵ اکتبر سال ۱۹۷۱ در شهر استراسبورگ فرانسه به دنیا آمد. نام اصلی‌اش «الیف بیلگین» است و با نام «الیف شفق» نیز در زبان فارسی شناخته شده است. والدینش در کودکی از یکدیگر جدا شدند و پس از آن شافاک همراه مادرش که یک دیپلمات بود زندگی کرد. او در شهرهای مختلف بوستون، میشیگان، آریزونا، استانبول و لندن زندگی کرده است و با فرهنگ‌های مختلف آشنا است. همچنین طی این سفرها به زبان‌های انگلیسی، اسپانیایی و عربی تسلط پیدا کرده است.

الیف نوجوانی‌اش را در مادرید و عمان گذراند و پس از آن به ترکیه بازگشت. او تحصیلات دانشگاهی‌اش را در استانبول، شهر موردعلاقه‌اش، در رشته‌ی روابط بین‌الملل، مطالعات زنان و علوم سیاسی به سرانجام رساند و مدتی را در دانشگاه‌های ترکیه، انگلستان و آمریکا به تدریس مشغول شد. در دانشگاه فنی خاورمیانه در انکارا لیسانس روابط بین‌الملل و فوق لیسانس مطالعات زنان و دکتری علوم سیاسی گرفت. الیف بعد از تحصیلاتش در دانشگاه میشیگان استخدام شد و در بخش مطالعات خاور نزدیک دانشگاه آریزونا هم فعالیت داشت.

الیف شافاک اولین اثرش با عنوان «آناتولی‌ای برای چشم‌های بد» را در بیست و سه سالگی، وقتی هنوز دانشجو بود منتشر کرد و با نوشتن این داستان کوتاه وارد عرصه‌ی نویسندگی شد.

شافاک دغدغه‌ی زنان دارد و از اقلیت‌ها، مهاجر‌ها و فرهنگ‌های مختلف می‌نویسد. او مفاهیم تاریخی، فلسفه و عرفان را در میان داستان‌های امروزی قرار می‌دهد و با بهره‌گیری از عرفان شرقی داستان‌های شاخصی می‌نویسد. علاقه‌ی خاصی به «مولانا»، فیلسوف و شاعر پارسی‌زبان دارد که حضور او را در آثارش به‌وضوح می‌توان دید.

الیف شافاک علاوه بر نوشتنِ داستان، ترانه‌ هم سروده است و به‌عنوان خبرنگار در روزنامه‌های مختلف ازجمله گاردین و نیویورک‌تایمز هم فعالیت داشته است. او بازگوکننده‌ی مشکلات زنان است و براین باور است که زنان از جمله آسیب‌پذیرترین گروه‌های جامعه هستند.

شافاک در سال ۱۹۹۸ برای رمان پنهان برنده جایزه رومی (بهترین جایزه ادبیات عرفانی ترکیه) شد و نشان شوالیه را که از مدال های فرهنگی فرانسه است، دریافت کرد.

رمان «حرام‌زاده استانبول» را در سال ۲۰۰۶ نوشت و برای آن متهم به اهانت علیه کشور ترکیه شد؛ زیرا در این کتاب به نسل‌کشی ارامنه اشاره می‌کند. در نهایت شافاک در سال ۲۰۰۸ برای این کتاب، موفق به دریافت «جایزه‌ی ادبیات داستانی زنان» از سوی بریتانیا شد

معرفی کتاب ملت عشق

الیف شافاک پرمخاطب‌ترین نویسنده‌ی زن ترکیه است و کتاب‌هایش در فهرست پرفروش‌های ایران نیز قرار دارد. نزدیکی جغرافیایی ازجمله دلایلی است که نثر این نویسنده توجه‌ی مخاطبان ایرانی را هم جلب کرده است. او داستان‌هایش را با حسی از چند فرهنگ و چند زبان می‌نویسد و سنت‌های شرق و غرب را در هم می‎آمیزد، تناقض‌های فرهنگی را نشان می‌دهد و تأثیر آن بر زندگی جوانان بخصوص زنان را به تصویر می‌کشد.

«ملت عشق» یکی از معروف‌ترین آثار شافاک است که پس از انتشار آن به اوج شهرت و محبوبیتش میان خوانندگان ایرانی رسید. این کتاب در سال ۲۰۱۰ به دو زبان ترکی و انگلیسی منتشر شد و رکورد پرفروش‌ترین کتاب تاریخ ترکیه را از آنِ خود کرد. الیف شافاک در این اثر فضای عرفانی را ترسیم کرده است و در میان آن احوالات و زندگی شمس و مولانا را روایت می‌کند. شاکاف برای نوشتن این کتاب نامزد دریافت «جایزه بین‌المللی ‌ای ام پی ای سی دوبلین» که از گران‌ترین جوایز دنیاست، شد.

داستانِ ملت عشق از دو جریانِ عشق حرف می‌زند. الیف شفق، با روایت دو داستان موازی موضوع عشق را از دو زاویه متفاوت بیان می‌کند. داستانِ اول، داستان خانواده‌ی «روبینشتاین» یک خانواده مرفه امروزی در آمریکاست. داستان دوم یک داستان تاریخی - عرفانی است که روایت ملاقات شمس و مولانا و اتفاقات و روابط پس از آن را به تصویر می‌کشد. «الا» زنی است که در زندگی خود احساس ضعف دارد. او به دنبال عشق حقیقی می‌گردد که با کتاب عشق (ملت عشق) روبرو می‌شود. در داستان دوم «شمس» شخصیت محوری است و زندگی عارفانه‌ی او با جزئیات بیشتری ترسیم شده است.

ملت عشق به دو بعد معنوی و مادی هر انسان و چگونگی بازیابی بعد معنوی در زندگی می‌پردازد. محتوای این داستان علاوه بر عشق به شامل عرفان نیز است. با نگاهی به آثار دیگر نویسنده، متوجه می‌شویم الیف شفق (شافاک)، در ادبیات نگاه ویژه‌ای به حوزه‌ی عرفان دارد.

معرفی کتاب سه دختر حوا

کتاب «سه دختر حوا» از جدیدترین آثار این نویسنده است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و بر خلاف کتاب‌های عشق، پنهان، محرم و بعضی کتاب‌های دیگر شافاک، رویکردی عرفانی و فلسفی ندارد. این رمان به کاوش در یکی از مهم‌ترین موضوع‌های روز ما انسان‌های قرن بیست‌ویکم پرداخته است. موضوع تفاوت عقاید انسان‌ها و تضادها و تنش‌هایی که انسان‌ها بر اثر تحمل نکردن عقاید هم دارند.

شیرین، مونا و پری سه دختر با طرز فکرهای متفاوت مذهبی و عقیدتی هستند که با هم زندگی می‌کنند. پری (دختر سردرگم) شیرین (دختر لائیک) و مونا (دختر مذهبی) در کِش ‌و قوس داستان، در دانشگاه آکسفورد باهم آشنا می‌شوند و فضای داستان را به سمت بحث‌های پُرتنشی که در کلاس‌ها یا بیرون از محیط دانشگاه رخ می‌دهد می‌کشانند. در داستان، به سیاست، فلسفه، عشق، دوگانگی‌های شخصیتی و تنش‌های اجتماعی پرداخته شده است.

مهم‌ترین انگیزه‌های نوشتن سه دختر حوا برای شافاک، اتفاقاتی است که در سال‌های اخیر در منطقه خاورمیانه رخ داده و بدونی ‌شک کشور ترکیه نیز به شکل مستقیم یا غیرمستقیم تحت‌تأثیر این رویدادها قرار گرفته است. شافاک انسان خاورمیانه‌ایِ امروز را کم‌تحمل و عصبانی می‌بیند. او تحملِ شنیدن صدای مخالف را ندارد. سعی می‌کند عقاید خود را بر دیگران تحمیل کند و در صورت مقاومت فرد مقابل با خشونت جواب او را می‌دهد. شاید هیچ‌کسی بهتر از شافاک نمی‌توانست این رمان را بنویسد چرا که او همراه با مادرِ دیپلماتش، در کشورهای بسیاری زندگی کرده و در سایه این تجربه پربار با فرهنگ‌های مختلف آشنا شده است.

down