از آخرين باری که خبری ازت داشتم مدتها میگذرد. دعا میکنم جايت امن باشد. در لحظههای تاريک، به خودم میگويم که اگر در امنيت نباشی بخشی از وجودم مثل ارتعاش يک زنگ بسيار دور، آن را حس خواهد کرد.
چيز زيادی برای گفتن ندارم. اولين بار است که هيچ اشتياقی به نقش کردن دنيای اطرافم ندارم. هيچ لغتی مناسب به نظر نمیرسد. فقط بدان، همسر گرانبهايم، که ذهن و بدنم سالم است و فکر تو روحم را زنده نگاه داشته است.