با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب بانو در آینه اثر ویرجینیا وولفoff

کتاب بانو در آینه

نویسنده:ویرجینیا وولفمترجم:فرزانه قوجلوانتشارات:انتشارات نگاهسال انتشار:۱۳۸۶تعداد صفحه‌ها:۲۵۲ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۷از ۷ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها۲۵۲ صفحه

دسته‌بندی
معرفی نویسنده
عکس ویرجینیا وولف
ویرجینیا وولف
انگلیسی | تولد ۱۸۸۲ - درگذشت ۱۹۴۱

آدلاین ویرجینیا وولف، بانوی رمان‌نویس، مقاله‌نویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی بود که آثار برجسته‌ای را به رشته تحریر درآورده است. بیشتر ...

معرفی کتاب بانو در آینه

«بانو در آینه» نام مجموعه داستان‌های کوتاه نویسنده انگلیسی ویرجینیا وولف (۱۹۴۱-۱۸۸۲) است. آدلاین ویرجینیا استیفن در ۲۵ ژانویه‌ی ۱۸۸۲ در هایدپارک گیت لندن چشم به جهان گشود. پدرش لسلی استیفن ویراستار و محقق بود و کتابخانه‌ای بزرگ داشت و ویرجینیا در همین کتابخانه با جهان واژه‌ها آشنا شد، جهانی که از همان آغاز محسورش کرد. پدر او مردی مستبد بود و به تحصیل دختران عقیده‌ای نداشت ازین‌رو ویرجینیا فردی خودآموخته شد. او با بهره گیری از مصاحبت همکلاسی‌های برادرش توبی‌استیفن در کمبریج با ویژگی‌ها و نوآوری‌های هنری عصر خود آشنا می‌شود و به دنبال همین همنشینی‌ها و دلبستگی‌هاست که وقتی پس از مرگ پدر به ناحیه‌ی بلومزبری نقل مکان می‌کنند با همراهی هنرمندان و منتقدین پیشروی عصر خود، گروهی را به وجود می‌آورد که بعدها به گروه بلومزبری شهره می‌شود. در حقیقت بلومزبری جامعه‌ای روشنفکر بود، گروهی‌اجتماعی که نگاهی خاص به زندگی و ارزش‌ها داشت و در عین حال از شیوه‌ای فعال، نگرشی هنری و مصمم به زندگی بهره می‌برد. امروزه ویرجینیا وولف را بیشتر به سبب رمان‌هایش می‌شناسند،... اما دیدگاه‌های ادبی وولف در ضمیمه‌ی ادبی تایمز و یا در مقالات متعدد دیگر او نشان می‌داد که وولف منتقدی تحسین‌برانگیز، حساس و قدرتمند بود. او در مقالاتش به داوری گذشته روی می‌آورد و با برخورداری از ستیزه جویی پویا و زنده به شرایط ادبی حاکم بر زمان خود پاسخ می‌گفت. و اما داستان‌های کوتاه وولف خود قصه‌ای دیگر است. او در ۱۹۲۱ مجموعه داستان‌های کوتاهی را منتشر کرد با عنوان «دوشنبه یا سه‌شنبه». در حقیقت، وولف از فواصل بین رمان‌هایش استفاده می‌کرد و داستان کوتاه می‌نوشت. این مجموعه با بیست و دو داستان تمام داستان‌های کوتاه وولف را دربرمی‌گیرد. بخش کوچکی از داستان خانه اشباح را می خوانید: هر ساعت که بیدار می‌شدی، دری بسته می‌شد. آنها از اتاقی به اتاق دیگر می‌رفتند، دست در دست هم، این طرف چیزی را جا به جا می‌کردند، آن طرف دری را باز می‌کردند، تا یقین کنند، زوج شبح وار. زن گفت «این‌جا رهایش کردیم.» و مرد افزود «اما این‌جا نیز.» زن زمزمه کرد «بالای پله‌هاست»، مرد به نجوا گفت «و در باغ.» گفتند «آرام باشیم»، «وگرنه بیدارشان می‌کنیم.»...
نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است