
معرفی کتاب خانهی ارواح
«خانهی ارواح» داستان کوتاهی از ویرجینیا وولف(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده زن انگلیسی است.
زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خانهی ارواح و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | خانهی ارواح |
|---|---|
| موضوع: | داستان کوتاه، داستان خارجی |
| نویسنده: | ویرجینیا وولف |
| مترجم: | منصوره وحدتی احمدزاده |
| انتشارات: | خانه داستان چوک |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۰.۵۶ مگابایت |
| تعداد صفحهها: | ۱۰ صفحه |
| قیمت کتاب: | رایگان |
| برچسب: | داستان انگلیسی، مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه زیر ۵ دقیقه |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
این متن رو از سایت براتون میزارم شاید براتون جالب باشه، داستان خانهی شبحزده روایت آرامش و عشق است که مامن آن هم خانه میباشد . ویرجینیا وولف ، بانوی نویسندهی این داستان ، امنیت و آسایش را در قلب...بیشتر
رمان و داستان کوتاه برای همین توی ایران پیشرفت نمیکنه، کلا ملت ما حوصله ی چیزایی که زیر لایه داشته باشه و نمادین باشه و تکنیکی ندارند، از غم و غصه هم نباید حرف زد. نمونه بارزش توی سینما، سلام...بیشتر
بنظر من: راوی و همسرش خوابیدند .راوی میخوابد و در خواب خود میبیند که ساکنان قبلی این خانه که زن و شوهری هستند به این خانه آمده اند تا گنجشان را بیابند. در ۱۰۰ سال پیش این زن و مرد اونجا...بیشتر
به نظر من این نویسنده فوق العادس حیف که مترجم های عزیز جرات نمی کنن برن سمت ترجمه کتاب هاش و از مترجم این متن هم بسیار متشکرم که حالا کم یا زیاد زحمت ترجمه این متن ازین نویسنده بزرگ...بیشتر
من که چیزی سر در نیاوردم
من ک هیچی نفهمیدم😐خیلی متنِ سنگینی داشت😩
شبیه شعر نبود؟ نمیدونم چرا احساس میکردم شعر بود
ساده بگم: متوجه نشدم؛ اما لذت بردم.
خدا رحم کرد داستان کوتاه بود وگرنه چه عذابی باید از خوندش کشید حالا نمیدونم مشکل از نویسنده است یا از ترجمه ولی در کل خوب نیست
کتابش معمولی بود. نمیدونم چرا کتابای ارال استاینو نمیزارن.واقعا داستانای قشنگی داره. البته برای سنین 8تا14
بسیار زیبا... گنج مدفون اون زوج، عشقشون نسبت به هم بوده که به "نوری در دل" تشبیه شده و شادمانی اون زوج خاطرات و لحظههایی بوده اونها از روی عشقشون نسبت به هم تجربه کردن... داستانی لطیفتر از این نخوانده...بیشتر
فکر اینکه یه روز من نیستم و بر می گردم به خونه قبلی م و هی خاطراتم مرور می کنم و هی به اونهایی که الآن دارن تو همون خونه زندگی می کنن ،اشکم رو درمیاره ولی به قول نویسنده...بیشتر
یه کتاب که اگه بتونی درست تفسیرش کنی عالیه اما اگه نتونی بی معنی نظر Mرو بخونید تا بفهمید ممنون طاقچهـــ
من تا اونجاییکه میتونم خوشبینانه نظر میدم . نمیدونم شاید با این سبک ارتباط برقرار نمیکنم یا ترجمه خوب نبود. بیشتر شبیه به شعر برگردانده به فارسی بود. راستش اصلاً لذتی نبردم و احساس تلف شدن وقت داشتم.
روزگاری، ما هم اینجا بوده ایم... یا شاید هم آنها اینجا بوده اند...