معرفی و دانلود کتاب در فاصله دو نقطه...! + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب در فاصله دو نقطه...!
off
٪۱۰

کتاب در فاصله دو نقطه...!

نوع کتاب
۴.۳(از ۳۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ایران درودی
انتشارات: 
نشر نی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب در فاصله دو نقطه...!

کتاب در فاصله دو نقطه...! زندگی‌نامهٔ نقاش بزرگ ایران، ایران درودی، به قلم خود اوست که نشر نی منتشر کرده است.

درباره کتاب در فاصله دو نقطه...!

ایران درودی ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در نیشابور به دنیا آمد. کودکی او در دل طبیعت و در خانه‌ای بزرگ و در دامان خانواده‌ای فرهنگ‌دوست و اشرافی گذشت. او از همان کودکی با نقاشی، رنگ‌ها، طبیعت و عشق آشنا شد. هنگامی که بزرگ شد برای تحصیل در رشته‌ٔ نقاشی راهی اروپا شد. در اروپا بزرگانی چون سالوادور دالی را از نزدیک دید. سپس در یک مهمانی با همسر آینده‌اش آشنا شد و به او دل بست و همین حس باعث شد ایران از همسرش خواستگاری کند. با همسرش به ایران برگشت و در کشورش که تمام عشقش بود، شروع به کشیدن نقاشی‌ کرد. هرکدام از تابلوهای او صحنه‌ای از تاریخ و بزرگی ایران را پیش چشم خواننده متجلی می‌کنند. ایران در دوره‌ای می‌زیست و کار می‌کرد که بزرگان دیگری چون احمد شاملو و... نیز می‌زیستند و همین هم‌زیستیِ اهالی هنر و ادب با یکدیگر باعث شده بود هنر ایران در نقطهٔ اوج خود قرار بگیرد. ایران درودی در کتاب در فاصله دو نقطه روایت خود از تمام این سالیان را بازگو می‌کند؛ از کودکی، نوجوانی، تحصیل در اروپا، عشق، ازدواج، ایران، نقاشی، دوستی‌ها و رفاقت‌ها، مرگ دوستان و... .

در فاصله‌ دو نقطه اتوبیوگرافی ایران درّودی، نقاش ایرانی است. او در این کتاب ماجرای زندگی خود را از هنگام تولد شروع کرده است و نکته به نکته تمامی آنچه شخصیت وی را ساخته است به زبانی ساده بازگو می‌کند. لابه‌لای صفحات کتاب به مناسبت موضوع تصاویری از تابلوهای نقاش به‌چاپ رسیده است.

ایران درّودی در کتابش می‌نویسد: «تا این مرحله از زندگی دانسته‌ام که می‌باید کوله‌بار غم‌ها و دلتنگی‌ها را بر زمین گذارد و به استقبال آینده رفت حتی اگر این آینده یک روز یا یک ساعت یا فقط یک لحظه باشد. مطمئن هستم بهترین لحظه، لحظه‌ٔ بعدی زندگی‌ام خواهد بود. شاید لحظه‌ٔ بعدی، نوید خلق اثری باشد که هنوز نیافریده‌ام. ولی در لحظه‌ٔ بعدی، اثری به ابعاد آرزوهایم، اثری به رنگ عشق‌هایم، اثری به شفافیت تمام آینه‌ها، خلق خواهم کرد و سپس این اثر را در بالاترین نقطه‌ٔ آسمان بر خواهم افراشت تا تصویر تمامی این جهان در آن انعکاس یابد.»

ایرانْ ۷ آبان ۱۴۰۰ پس از یک دوره بیماری چشم از جهان فروبست و دنیا را با تمام عشقی که به آن داشت ترک کرد اما نقاشی‌هایش تا ابد بر این پهنه باقی می‌مانند و روایتگر عشق او به زندگی و کشورش خواهند بود.

خواندن کتاب در فاصله دو نقطه...! را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران خانم ایران درودی، نقاش برجستهٔ ایرانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب در فاصله دو نقطه...!

«آن‌طرف خیابان روبه‌روی کاراوان، محوطه‌ای بود که به آن می‌گفتم ‌"یک جریب زمین خالی". نمی‌دانستم که واقعاً یک جریب کامل بود یا نه، ولی به‌هرحال پیش خودم این‌طور بود. یک محوطهٔ پارکینگ پر از چاله‌وچوله که هیچ ماشینی دیگر به خودش زحمت نمی‌داد توی آن بیفتد چون دلیلی نداشت که به آنجا برود. مغازهٔ بزرگ قدیمی پشت آن هم خالی بود. مومرز می‌گفت که قبلاً آنجا می‌شد ساندویچ هوکی با تخفیف گرفت. اسم‌های دیگر ساندویچ هوکی، ساب‌مرین، "پسر بیچاره"، "قهرمان" یا "آسیاب" بود و بستگی به منطقه‌ای داشت که در آن زندگی می‌کردید یا منطقه‌ای که پدر و مادرتان در آن به دنیا آمده بودند، مومرز دوران کودکی‌اش در اوهایو زندگی کرده بود و آنجا به آن هوکی می‌گفتند.

جلوی محوطهٔ "جریب خالی"، پمپ بنزین و مینی‌سوپر کوچکی بود. اولین روزی که از مدرسه برگشتم، پشت مغازه یک آپارتمان شیشه‌ای بزرگ، شبیه گل‌خانه کشف کردم. آپارتمان با شیروانی شیب‌دارش تا نزدیکی محوطهٔ پر چاله‌وچوله جلو آمده بود. برگ‌های گیاهان و درخت‌ها به دیوار شیشه‌اش چسبیده بودند. می‌توانستم وسایل زندگی و مبلمان چوب بامبو داخل آپارتمان را ببینم. حتماً کسی آنجا زندگی می‌کرد.

آن بعدازظهر، یک‌راست داخل مینی‌سوپر رفتم تا جنس‌هایش را ببینم. خوب است که همسایه‌ها را بشناسیم. جالب بود که در آن منطقه، تعداد مغازه‌ها بیشتر از تعداد آدم‌هایش بود. خیلی زود فهمیدم من تنها دختر بچه‌ای بودم که در محله‌ای که "نات‌استریت" جادهٔ "پل فریمن" را قطع می‌کرد، زندگی می‌کردم.

قفسه‌های مینی‌سوپر را نگاه کردم. همه‌چیز از آب‌نبات گرفته تا سوپ پیاز و عینک‌آفتابی و پوشک بچه توی قفسه‌ها به چشم می‌خورد. جالب بود که توی مینی‌سوپر به آن کوچکی چقدر جنس جا شده بود. رفتم پشت پیشخوان قهوه‌فروشی و یک قفسهٔ دونات، یک مایکروفر و یک یخچال کوچک پر از بستنی چوبی و ساندویچ‌های کوچک پیدا کردم. مردی مرا کنار زد و به‌طرف مایکروفر رفت و ظرفی پر از گوشت گاو و لوبیا و تخم‌مرغ توی آن گذاشت. بوی سیگار می‌داد، بوی سیگارش با بوی سیگاری که مومرز می‌کشید فرق داشت، اما به همان بدی بود. نفسم را حبس کردم و از راه دهان نفس کشیدم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب در فاصله دو نقطه...! و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:در فاصله دو نقطه...!
موضوع:پژوهش و تاریخ هنر، خاطرات
نویسنده:ایران درودی
انتشارات:نشر نی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۰۷/۰۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲۳.۳۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۱۲۲۳۱۷
تعداد صفحه‌ها:۲۸۹ صفحه
قیمت کتاب:۱۳۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

hani_szn
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۶

یک زندگینامه بسیار خواندنی و پرکشش از ایران درودی به قلم خود او. اگر هنرجو هستید و یا به هنر علاقه دارید اگر خوندن آثاری که راجع به زندگی هنرمندان و مسیری که برای هنرمند شدن طی کردن برای شما جذابیت داره...بیشتر

۲
الهه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۵

خانم درودی ای‌کاش زودتر با شما آشنا می‌شدم. تا به حال کسی رو ندیدم که انقدر عاشق باشه. عاشق زندگی، عاشق خانواده، عاشق کشورش، عاشق هویتش، عاشق خودش و... . از شما باید عشق رو یادگرفت. فکر نکنم باز هم...بیشتر

۰
Negin Nsrv
۱۴۰۴/۱۲/۱۸

با این کتاب و آشنا شدن با این هنرمند بزرگ نام، میشه دوباره عاشق ایران و هنر شد. به هر کسی مه آرزوی هنرمند شدن داره پیشنهاد میکنم خوندنش رو

۰
Atefe N
۱۴۰۳/۰۴/۰۶

اگه مث‌ من حسودیتون نمیشه ، این کتاب باعث میشه با زندگی سرشار از عشق و تلاش و فراز و نشیب این بانوی مشهور و هنرمند آشنا بشید ... یک زیست غنی !‌ ...

۰
کاربر ۲۰۰۴۷۴۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۰۱

نویسنده کتاب رو عشق نوشته من یه جورایی لقب آنشرلی ایران زمین رو به ایشون میدم ولی بخشی از کتاب که طاقچه گذاشته رو من تو کتاب ندیدم🤔

۰
meysamsun
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۳۰

درجه یک 👌

۰
naarvan.bookworm
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۳

۲۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ خواندن این کتاب تمام شد. یک زندگی چقدر میتونه پربار باشه ؟! اگر بزرگانی ک زندگی نامه اشونو می‌خونیم زندگی کردن پس ما داریم دقیقا چکار میکنیم توی این دنیا ؟! عمیقاً خوشحالم ک زندگی چنین بزرگ زنی را...بیشتر

۰
خورشید
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۳

با وجود اینکه خانم درودی نویسنده نیست ولی کتابشون بسیار جذاب و دلنشینه و به شخصه خیلی لذت بردم. دیدگاه ایشون به زندگی و اطرافشون واقعا جالب بود.

۰
bahrani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

اولین کتاب زندگی نامه ای بود که خط به خطش رو لذت بردم، متن روان و زیبا و اصیل واقعا کشش خاصی به مخاطب میده.

۰
کاربر 9855966
۱۴۰۴/۰۷/۲۱

بسیار زیبا. صادقانه و فراموش نشدنی.

۰
ونوس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۱

کتابی بی نظیر ،سرشار از انرژی مثبت و با قلمی ساده روان و دلنشین و بسیار آموزنده و بسیار لذت بخش . شخصیت و فرهنگ خانم درودی واقعاً ستودنی و تلاش و اراده و عشقشون در زندگی واقعاً تحسین برانگیز...بیشتر

۰
simsim
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۶

اما من می‌دانم گرچه در این دیار بی‌چهره‌ام، ولی بی هویت نیستم! در فاصله دو نقطه، زندگی انسانی ارزشمند و هموطنی گرامی و باشکوه! 😍😍شکوهی به نام ایران😍😍

۰
مریم آشوری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۴

کتاب، عالی بود. عالی. با جذابیت تمام خوندمش. دوس داشتم روحیه ی ایران درودی رو من داشتم. به قول دوستمون، آن شرلی ایران. درود به روح بزرگ این زن.

۰
Fateme Nahavandi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۷

خوندن این کتاب رو بطور خاص به زنان و دختران جوان توصیه می‌کنم انقدر که الهام‌بخشه. از کلمه به کلمه مطالعه کتاب لذت بردم و غبطه خوردم که چرا خانم درودی رو انقدر دیر و بعد از مرگشون شناختم. روایت ایشون و...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

الهه
۳۰
پدرگفته بود: ــ کم دانستن خطرناک‌تر از هیچ ندانستن است.
الهه
۷
ــ شما خدا را چگونه توصیف می‌کنید؟ ــ من به آن جمله قدیمی معتقدم که «هرکس خدا را از چشم خویشتن می‌بیند».
کاربر ۳۷۳۶۸۵۸
۷
به هر حال یادت نرود خودداری و سکوت در مقابل دشمنان، از خصائل انسان است و سکوت از ثوابهای هفت‌گانه است. آن شب، با عصبانیتی که داشتم متوجه راهنمایی مرتضی نشدم، ولی بعدها ارزش پند و معجزه سکوت را در مقابل ناسزاگوییها پذیرفتم و هرگز درصدد اثبات و صحت مسئله‌ای برنیامدم. چرا که معتقدم هنرمند اندیشه و نگرشش را در معرض دید و داوری دیگران قرار می‌دهد، این حق تماشاگران است که نسبت به تجربه و فرهنگشان آن را بپذیرند یا رد کنند. هنرمند چیزی را به کسی ثابت نمی‌کند. در دراز مدت ارزش و حقیقت، همیشه آشکار می‌شود و «زمان» عامل تعیین‌کنندهٔ ارزشها و صادق‌ترین، داورهاست.
کاربر ۶۶۸۴۴۹۵
۵
در باور من، مشکل ناهماهنگی از زمانی بروز می‌کند که هیاهو و همهمه را می‌شنویم و صدایی که با درون ما همآهنگ است در میان سایر صداها گم می‌شود. ما هر چه را در مقابل دیدگانمان قرار می‌گیرد، با هم و به یکسان می‌نگریم و فرصت «انتخاب» را از دست می‌دهیم. فقط انسانهای برگزیده‌اند که زواید را نمی‌بینند و صدای حقیقت را با وجود هیاهوها می‌شنوند. نادرند کسانی که به ندای قلب خود گوش فرا می‌دهند و در مرداب، به رویش نیلوفر آبی می‌نگرند.
الهه
۵
به یاد دارم روزی در کودکی یک نقطه بر روی یک صفحهٔ کاغذ سفید گذاردم. آثارم به دنبال و در ادامهٔ این نقطه هستند تا روزی که آخرین نقطه را بگذارم... و به خواب هیچ‌کس نبودن فرو روم...! یک زندگی، چند اثر...، در فاصلهٔ دو نقطه...!
Fateme Nahavandi
۴
در فرودگاه مشهد وقتی از سرمزار پدر بازمی‌گشتم، دو بسته نان نخودچی را برای بازرسی ایمنی به دست دختر سیه چشم زیبایی دادم و او به بهانهٔ بازرسی همهٔ آنها را له کرد و به دستم داد. باصدای بلند نفرینش کردم: الهی عاشق بشوی و چشمان سیاه زیبایت از عشق بگریند تا شاید مهربان شوی! در له شدن این نان نخودچیها که برای مادر سبزچشم هدیه می‌برم، چه غیظی را خواباندی که در سمت بازرس ایمنی بودنت، کوتاهی می‌شد؟
الهه
۳
باید بگویم، به طور کلی پدر و مادر، در مقابل خواستهای ما آزادمنشانه عمل می‌کردند. به مدارک اخذ شده در دبیرستان و نحوهٔ امتحانات و بعدها انتخاب رشتهٔ تحصیلی ما، کاری نداشتند. آنها امتیازی برای رتبهٔ شاگرداولی یا دریافت قدرنامه‌ای قائل نبودند. چرا که پدر باور داشت، انسانها نسبت به خمیرهٔ ذاتی و جوهر وجودی، در طول زندگی به دنبال ارزشها و فراگیریها می‌روند و ارزشهای نهفتهٔ خود را نسبت به هدفی که دنبال می‌کنند، بروز می‌دهند و برای این ارزشها مدرکی وجود ندارد، مگر شعور انسانها.
Fateme Nahavandi
۳
شخصی می‌پرسید، چگونه است که دوستان تو فقط حُسن هستند و از هر عیبی مبرا. روزی به او خواهم گفت: به این خاطر که محاسن دوستان من، جبران عیبها و کمبودهای من هستند و چون حماقت را که عیب بزرگی است ندارم، پیش از آنکه عیب دوستانم را ببینم به درون خودم می‌نگرم.
naarvan.bookworm
۳
بارها فکر کرده‌ام که تفاهم و عشق دو مسئلهٔ کاملاً جدا از هم هستند و عشق به تنهایی عامل سازش و جبران تفاهُم نیست.
naarvan.bookworm
۳
پرویز برای دومین سالگرد عروسی‌مان باز با یک شاخه گل سرخ آمد و مجدداً پیشنهاد ازدواج داد. هوشنگ شجاعت انسانهایی را که از کردهٔ خود پشیمان نمی‌شوند، ستود! (پرویز در هر سالگرد ازدواجمان، از من تقاضای ازدواج می‌کرد تا برای هرلحظه از زندگی مشترکمان حق انتخاب داشته باشم.)