با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مادر

دانلود و خرید کتاب مادر

۴٫۳ از ۲۲ نظر
۴٫۳ از ۲۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مادر  نوشته  ماکسیم گورکی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مادر

«مادر» نوشته ماکسیم گورکی(۱۹۳۶-۱۸۶۸)، نویسنده و نمایشنامه‌نویس روس است. گورکی زمانی که در سال ۱۹۰۶ برای جمع‌آوری کمک مالی مبارزه‌های انقلاب اکتبر راهی آمریکا شد و در ایام اقامت در این کشور آغاز به نوشتن «مادر» کرد که امروزه یکی از بهترین نمونه‌های ادبیات کارگری و ره و رسم مبارزه است که به اثری کلاسیک بدل شده است. در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: «مادر سه بار برای دیدن پاول به زندان رفت، ولی هر مرتبه فرمانده ژاندارمری با خوشرویی از دادن اجازه خودداری کرد. ـ مادر، یک هفته دیگه. زودتر نمی‌شه! یک هفته دیگه می‌بینید... امروز ممکن نیست... فرمانده هیکلی گرد و تپلی داشت و مادر را به یاد گوجه رسیده و لک‌برداشته‌ای می‌انداخت که آن‌قدر در میوه فروشی مانده که لایه‌ای از کپک روی آن را پوشانیده است. مرتب با خلال نوک‌تیزی به دندان‌های ریز و سفیدش ور می‌رفت، چشم‌های ریزِ گردِ سبزرنگش لبخند می‌زد و صدایش لحن دوستانه و نرمی داشت. مادر برای آندره نقل می‌کرد: «یارو خیلی مؤدبه؛ دائمآ تبسم می‌کنه، اما به عقیده من این کار اصلا خوب نیست چون وقتی کسی چنین شغلی‌رو داره نباید این جور نیشخند بزنه...» ـ بله، بله، این‌ها آدم‌های مهربون و خندانی هستند. بهشون می‌گن: «این آدم باهوش و شریف را ببینین، برای ما خطرناکه پس دارش بزنین!» تبسم می‌کنن و آدم را دار می‌زنن آنگاه باز هم لبخند می‌زنن. مادر گفت: «اون که برای تفتیش به خونه ما اومد آدم ساده‌تری بود! ولی فورآ معلوم شد که پست‌فطرته...» ـ آن‌ها دیگه آدم نیستند بلکه چکش‌ها و ابزاری هستند برای کر و گیج کردن مردم. فایده‌شون اینه که مارو طوری درست کنن که دولت آسون‌تر بتونه از ما استفاده کنه. خود این‌ها با دستی که مارو اداره می‌کنه ساخته شدن و می‌تونن هر چه رو که بهشون فرمون می‌دن بدون چون و چرا اجرا کنن. ـ چه شکمی داره!»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹)
Soselo
۱۳۹۹/۰۷/۲۲

کتاب راجب زنی که تموم زندگیش کار خاصی نکرده و به خاطر پسرش وارد راه انقلابی میشه اما کم کم ، میلش به آزادی ، به قول خودش "آتشی رو توی قلبش روشن میکنه که خاموش نمیشه" با اینکه ماکسیم گورکی

- بیشتر
صباخانوم
۱۳۹۶/۱۰/۱۳

یه شاهکار بینظیر حتما بخونید

Hossein Mehrabi
۱۳۹۹/۰۲/۱۶

کتاب خیلی خوب ،🙏

كاربر نگار حبيبي
۱۳۹۹/۰۳/۲۸

خیلی قشنگ و جذاب بود.

vasnetsova
۱۳۹۹/۰۵/۱۹

منو یاد ژرمینال امیل زولا انداخت،در یک کلمه شاهکار، از خوندنش پشیمون نمیشید

نسیم رحیمی
۱۳۹۹/۰۵/۱۹

کتاب های انقلابی که مبارزه مردم علیه استبداد رو نمایش میده برای من به شخصه جذاب و قابل احترام هست و از مطالعه این دست کتابها لذت می برم و این کتاب هم جالب و خوب بود اما از اواسط

- بیشتر
totoro
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

ماکسیم گورکی اونقدر قشنگ تونسته بود افکار و احساسات یک مادر رو بیان بکنه که آدم فکر میکنه شاید این مرد تو زندگیش یه مادر بوده🙃

mary
۱۳۹۹/۰۶/۰۱

اصن نتونستم باهاش ارتباط بگیرم😖

Fereshte
۱۳۹۶/۱۲/۱۷

سونوگرافی جنسیتم را به مادرم شناساند و مادرم آن را به من هر بار که مرا به نام فرشته صدا می زد دخترانگی ام را قلقلک می داد و مسئولیتم را گوش زد می کرد زاده شدم دختربچه ای شدم دختری شدم زن شدم مادر شدم مادر یک دختر شدم تن

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹۶)
مردم بیچاره از کجا نیروی زجر کشیدن به‌دست می‌آورند؟» مادر آهی کشید و جواب داد: «به اون عادت می‌کنن.»
Soselo
هر چه آدم کم‌تر بدونه راحت‌تر می‌خوابه!
پویا پانا
«هزینه زندگی روز به روز گران‌تر می‌شه به همین جهت که مردم از همیشه بدتر شده‌اند. وقتی باید گوشت گاو درجه دو را هر لیوری چهارده کوپک و نان را دو کوپک و نیم بخرند، خوب معلومه که بد می‌شن...»
پویا پانا
«روح زنده شده را نمی‌توان کشت.»
پویا پانا
«به زودی همه آدم‌های با شرف را به زندان می‌اندازند. واقعآ چه زندگی طاقت فرسایی!»
پویا پانا
«مادران برای همیشه و برای همه چی به اندازه کافی اشک دارن...
mary
حق را در خون نمی‌شود غرق کرد!
پویا پانا
با دریای خون هم نمی‌توان حقیقت را خاموش کرد...
پویا پانا
هزاران نفر هستند که می‌تونن بهتر از شما زندگی کنن، ولی مثل حیوون‌ها زندگی می‌کنن و به خودشون هم می‌بالند که زندگی خوبی دارن مگه در زندگی اون‌ها چه چیزی خوبی وجود داره؟ امروز کار می‌کنن و می‌خورن و بازم فردا همین برنامه است و همه عمرشونو این طوری می‌گذرونن. ضمنآ بچه‌دار هم می‌شن ابتدا با اون‌ها تفریح می‌کنن و وجود آن‌ها را مایه لذت و آرامش خود می‌دونن ولی وقتی کمی بزرگ‌تر شدن و احتیاج به غذای بیشتری پیدا کردن والدین بنای کج خلقی را می‌گذارن، به اون‌ها فحش می‌دن و می‌گن که پرخورها زود باشین بزرگ بشین و برین دنبال کار! دوست دارن که بچه‌هاشونو مثل حیوانات اهلی بار بیارن... این‌که بچه‌ها هم برای شکمشون کار می‌کنن، و همین طور زندگی تکرار می‌شه... هرگز هیچ‌گونه خوشحالی یا فکری که باعث نشاط روح بشه برای آن‌ها وجود نداره. بعضی‌ها همیشه مثل فقرا گدایی می‌کنن و برخی دیگه مثل دزدها، اونچه که احتیاج دارن از دیگری کش می‌رن. قوانین ظالمانه‌ای وضع شده و اشخاصی رو معین کردن که به باتون و هفت‌تیر مسلح‌اند و به این‌ها دستور می‌دن که مردم رو به رعایت قوانین وادار کنین. این قوانین مایه آسایشه و به ما اجازه می‌ده که خون بشر را بمکیم و وقتی هم که بشر در مقابل فشار خارجی تسلیم نشه پندهایی به زور در کله‌اش فرو می‌کنن که عقلِ او را مطیع کنن...
پویا پانا
با دهقانان در کوچه جلسه داشت؛ به آن‌ها می‌گفت که مردم مثل گله گوسفند هستند و گله همیشه به چوپان احتیاج داره و من به شوخی گفتم: اگه روباه رو رییس جنگل می‌کردن پَر زیاد می‌شد اما دیگه مرغی وجود نداشت! چپ چپ به من نگاه کرد و گفت: کارگر باید زجر بکشه.
پویا پانا

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۵۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۴۰-۳
تعداد صفحات۴۵۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۱/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۴۰-۳