
کتاب نابغه
۳٫۸
(۶)
خواندن نظراتمعرفی کتاب نابغه
«نابغه» دربردارنده ۴ داستان کوتاه از کارسون مک کالرز(۱۹۶۷-۱۹۱۷)، نویسنده آمریکایی و برنده جایزه گوگنهایم سال ۱۹۴۲ است.
در یکی از داستانهای کتاب میخوانیم:
«آقای بروک مرد نسبتا منعطفی بود؛ سالها تحقیق در مورد مینوئتهای موتسارت و گام هفتم کاهش یافته ومینور ترایاد باعث ایجاد صبر و شکیبایی زیادی در او شده بود. او بیشتر وقتش را به خودش اختصاص میداد و از مهملات دانشگاهی و شرکت در کمیتهها متنفر بود. سالها قبل، زمانی که گروه موسیقی دانشکده تصمیم گرفت گروهی تشکیل داده و تابستان را در سالزبورگ بگذرانند، او در لحظات آخر از این برنامه خارج شد و به تنهایی بلیتی برای پرو گرفت و به آنجا رفت. او عادات عجیب خود را داشت و در مقابل عادات عجیب دیگران نیز شکیبا بود. به علاوه، علاقه خاصی به مسایل مضحک داشت. اغلب وقتی در موقعیتی غمگین یا نامتجانس قرار میگرفت، درونش احساس خارشی میکرد که باعث میشد تا چهره ملایمش حالت جدیتری به خود بگیرد و چشمهای تیرهاش برق بزند.
آقای بروک با مادام زایلنسکی در ایستگاه وستبریج یک هفته قبل از شروع نیم ترم آخر ملاقات کرد. او فورا زن را شناخت. زنی قدبلند، راستقامت، با صورتی رنگپریده و نحیف. نگاه عمیقی داشت که بیننده را تحت تاثیر قرار میداد. موهای تیره و زبر خود را از پیشانی به عقب کشیده بود. دستهایی بزرگ و ظریف داشت که بسیار کثیف بود. در کل شخصیتی نجیب و متمایز داشت که باعث شد آقای بروک لحظهای با حالتی عصبی عقب بایستد و به محاسبه رابطهای که میتوانستند داشته باشند، بپردازد.»
تهدید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ارنست همینگوی
طوطی و الیور در آمریکاپیتر کری
راههای برگشتن به خانهآلهخاندرو سامبرا
آخرین غروبهای زمینروبرتو بولانیو
ثروتمند در روسیهجان آپدایک
شماللوییفردینان سلین
یکشنبههای تابستانآنتوان چخوف
عصرهاجرارد ریو
فانفارلوشارل پیر بودلر
سرزمین دروغینولادیمیر ناباکوف
توفان در مردابلئوناردو شیاشا
مهمانی بابتایساک دنیس
کاغذ مگسکشرابرت موزیل
اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو رو به راه استرومن گاری
بدشانسی چیز تازهای نیستخونو دیاز
دگردیسی در ضیافتآلبرتو موراویا
ویلارد و جایزههای بولینگاش (یک رمان زیادی جنایی!)ریچارد براتیگان
مگی کسیدیجک کرواک

نظرات کاربران
(۷-۳-[۱۴۶]) کتاب شامل چهار داستان کوتاهه که میشه گفت به سبک رئالیسم نوشته شده؛ سه داستانِ نخست، جذابیت آنچنانی ندارن ولی داستان آخر "یک درخت، یک صخره، یک ابر" زیباست و پیام خوبی داره؛ ترجمه هم خیلی خوب انجام شده ولی
عالی.داستان یک نوازنده نابغه پیانو.
جالبه!