معرفی و دانلود کتاب آواز کافه غم‌بار + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آواز کافه غم‌بار
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب آواز کافه غم‌بار

نوع کتاب
۳.۴(از ۹۵ امتیاز)
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آواز کافه غم‌بار

 کتاب آواز کافه غم‌بار، نوشته کارسون مکالرز، نویسنده زن امریکایی است که سال ۱۹۵۱منتشر شده است. بسیاری از منتقدان آواز کافه‌ی غم‌بار را بهترین اثر مکالرز می‌دانند؛ رمانی که شبیه به آثار گوتیک است. داستان زن پیر عجیب‌وغریب و اهل جنوب که در آبادی دلگیرکننده‌ای با آشپزی سیاهپوست تنها زندگی می‌کند و گرفتار مثلث عشقی عجیبی می‌‌شود.

درباره کتاب آواز کافه‌ی غم‌بار

هدف از راه‌اندازی مجموعه ادبیات داستانی نشر بیدگل آن بوده که با بهره‌جستن از تجارب گذشته این نشر و با یاری مترجمانی خوب و زبان‌دان، در کنار مهارت هنری و فنی سایر اعضای نشر، ترجمه‌هایی خوب و دقیق از آثار ادبی ارائه شود که درخور نام نویسنده‌ها و آثار این مجموعه باشد.

 آواز کافه غم‌بار مجموعه‌ای است عجیب از شخصیت‌ها، شخصیت‌هایی ساکن آبادی دلگیر که داستان آنجا اتفاق می‌افتد. داستان روایتی عجیب و تکان‌دهنده دارد و داستان یک مثلث عشقی غیرمعمول را برای خواننده روایت می کند

خواندن کتاب آواز کافه‌ی غم‌بار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب آواز کافه‌ی غم‌بار

میس‌آملیا بی‌اینکه حرفی بزند به خیابان نگاه کرد. طناب را کناری گذاشته بود و با انگشت‌های استخوانی گندمی‌اش با بند سرهمی‌اش بازی می‌کرد. ابروهایش را درهم کشید و دسته‌ای از موی سیاهش روی پیشانی‌اش افتاد. همان‌طور که آنجا ایستاده و منتظر بودند، در یکی از خانه‌های پایین خیابان سگی با صدایی وحشیانه و دورگه بنا کرد به زوزه‌کشیدن تااینکه کسی صدایش زد و سگ ساکت شد. تنها وقتی آن هیبت حسابی نزدیک شد و به محدودهٔ نور زردرنگ ایوان رسید، آنها به‌وضوح دیدند که آنچه به‌سمتشان می‌آمد چه بود.

مردی غریبه بود و آمدن غریبه‌ای با پای پیاده آن‌هم آن‌وقت شب هیچ عادی نبود. گذشته از این، مرد گوژپشت بود. قدش به‌زور به یک متروبیست سانتی‌متر می‌رسید و کُتی مندرس به‌تن داشت که رویش گردوغبار نشسته بود و تا زانوهایش می‌رسید. پاهای کوتاه کج‌ومعوجش لاغرتر از آن به نظر می‌آمدند که زیر بار وزن آن سینهٔ پت‌وپهن و کج‌وکوله و قوزی که بر پشتش بود تاب بیاورند. سرش زیادی بزرگ بود، چشم‌هایی آبی داشت که پایشان گود افتاده بود و دهانی کوچک و تنگ. صورتش، درعین ملایمت، حالتی گستاخانه داشت. آن لحظه پوست رنگ‌پریده‌اش زیر لایه‌ای

از گردوغبار زرد به نظر می‌رسید و هالهٔ زیر چشم‌هایش به کبودی می‌زد. چمدانی کهنه و زهواردررفته را که با طنابی بسته شده بود توی دست گرفته بود.

مرد گوژپشت گفت: «عصر به‌خیر.» از نفس افتاده بود.

میس‌آملیا و پنج مردی که در ایوان ایستاده بودند نه جواب سلامش را دادند نه حرفی زدند. فقط نگاهش کردند.

«اینجا اومده‌م دنبال میس‌آملیا اونس می‌گردم.»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آواز کافه غم‌بار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آواز کافه غم‌بار
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:کارسون مک کالرز
مترجم:حانیه پدرام
انتشارات:نشر بیدگل
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۷/۰۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۴.۲۷ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۶۸۶۳-۳۷-۷
تعداد صفحه‌ها:۱۴۴ صفحه
قیمت کتاب:۸۵۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی آواز کافه غم‌بار

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

آوا داوودی فر
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

متن روان، قلم شیوا ترجمه ی عالی موضوع خاص و داستان پردازی و تصویرگری عالی بود. دوست ندارم راجع به موضوع داستان چیزی بنویسم که ممکنه معرفی درستی از داستان نباشه فقط اینکه اگر جز اون دسته از کتاب خوان...بیشتر

۰
Mahla V.KiyAN
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۰

آواز کافه غم‌بار، ترانه‌ای بود بر شرح تنهایی انسان. کنکاشی داستان‌گونه و کوتاه بر پارادوکسِ رفتارها و برهوت جاده‌های دورافتاده و پر پیچ و خمِ ضمیر انسان پیچیدگی انسان و روابطش فقط ناشی از هوش سرشار و توانایی بی‌نظیرش در حل مسئله...بیشتر

۰
saeed_vadi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۷

این داستان،فوق العاده س. هم روانه هم پر از معانی و شخصیت شناسی. کلا داستان جذاب و به یاد ماندنیه. روایت خیلی قشنگی داره.

۰
𝑻𝒂𝒎𝒊𝒍𝒂
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۱

کتاب، داستان کافه ای رو تعریف می کنه که در زمان های قدیم برو بیایی داشته و ماجرای هایی داخلش رخ داده که مستقیما به مالک کافه مرتبط بوده. این کتاب رو به عنوان یک داستان کوتاه خوندم و با اینکه...بیشتر

۰
Zahra Zare
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۰۹

برای من داستان جذابیت زیادی داشت اونقدر که یک روزه تمام شد . داستان درباره ی عشقی عجیب و نامتعارف است و بیانگر این هست که عشق چقدر می تواند باعث تغییر آدمها شود. ترجمه بسیار روان ، شخصیت پردازی...بیشتر

۰
NEGAR
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۴

از خوندن کتاب لذت بردم و حس میکنم گاهی باید با شخصیت ها زندگی کنیم و ذهنمون رو درگیر روابط روزمره و چالش های مختلف اونها کنیم تا کمی ذهنمون رو نسبت به افکار شناورمون دور کنیم این کتاب برای...بیشتر

۰
Reza.golshan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۹

داستانی جذاب و کوتاه با چند شخصیت مرموز و روایی مرموزتر از آنها، که از ظرفیت‌های وجودی انسان میگه، از چیزهای که درون هرانسانی وجود داره و میتونه هرکسی رو به غل زنجیر بکشه یا به پرواز در بیاره. سبک...بیشتر

۰
hosna.ts
۱۴۰۰/۱۲/۱۵

فضاسازی این کتاب بی‌نظیره؛ اما داستانش زیاد جالب نبود.

۰
fuzzy
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۴

خطر اسپویل! . . . . . . . میس آملیا زنیه که به دنبال تسلط بر چیز هاست، نمیخواد بهش مسلط باشن. پس جایگاه معشوق که به طور سنتی با زنانگی تداعی میشه، پس میزنه و عاشق مردی میشه ۶۰ سانت کوتاه تر، مردی قابل تسلط. تنها...بیشتر

۰
zahra_nobahar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۲۲

خیلی خوب بود ولی اگه اول راه کتاب خوندن هستین به نظرم اونقدرا باهاش حال نکنین خیلی توصیفات زیادی داره و فضای داستان خیلی براتون ملموسه که من عاشق این جزئیات هستم ، ( انگار که خودت عملا وسط داستانی...بیشتر

۰
brightstar
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۶

داستان رو برای کسانی که خیلی ادبیات خارجی رو دوست دارن مناسب می دونم و نه افرادی که خوندن رو تازه شروع کردن. کتاب سبک متفاوتی داره و پیش بینی انچه اتفاق می افته آسون نیست. در پایان کتاب هم...بیشتر

۰
little_rj
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۷

شاید اسپویل داشته باشد. از نظر من وجودیت کافه نشان دهنده و نماد احساسات میس آمیلیا بود. کافه ای در ابتدا وجود نداشت اما با آمدن لایمون کافه ایجاد شد که نشان دهنده احساسات جدید آمیلیاس. آمیلیا حتی لباس دخترانه...بیشتر

۱
طلبه سید عارف
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۹

بیش از حد کُند و بی هدف

۰
Marya
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۴

از داستان بخوام بگم گرچه یحتمل به رسالتش ربطی نداره ولی نشون میده یه خوشی کوچیک مثل کافه رفتن چه تاثیری مهمی رو روحیه اهالی یک روستا/شهر و حتی کشور داره. میشه این‌طور خلاصه‌ش کرد: ماجرای پدید آمدن و افول...بیشتر

۰
محمد جواد اخباری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۸

عالی بود ، ازش چیزی یاد گرفتم که ارزشش و خیلی خیلی داشت

۰

بریده‌هایی از کتاب

pejman
۳۴
گاهی زندگی تبدیل می‌شود به تقلایی کش‌دار و غم‌بار برای به دست آوردن چیزهایی که زنده نگهمان می‌دارد.
AmirHossein
۲۴
قبل از هر چیز، عشق تجربه‌ای است مشترک میان دو نفر، اما این موضوع به این معنا نیست که هردو طرف تجربه‌ای مشابه را ازسر می‌گذرانند.
zahrra.ga
۱۵
تنها خود عاشق است که قدر و منزلت عشق را تعیین می‌کند. به همین خاطر است که بیشتر ما آدم‌ها ترجیح می‌دهیم عاشق باشیم تا اینکه کسی عاشقمان باشد. تقریباً همه می‌خواهند عاشق باشند. بی‌پرده اگر بگوییم، حقیقت این است که، درنهان، بسیاری تاب معشوق‌بودن را ندارند. معشوق از عاشق می‌ترسد و از او بیزار است؛ و البته حق هم دارد، چراکه عاشق همواره بر آن است که معشوقش را بی‌دفاع کند. عاشق به هر شکلی در تمنای رابطه با معشوق است، حتی اگر این تجربه فقط برایش درد و رنج به همراه بیاورد.
Hamide Alizade
۱۴
می‌دانیم که اگر پیامی با آبِ لیمو روی ورق تمیز کاغذی نوشته شود هیچ اثری ازش به‌جا نمی‌ماند. اما اگر کاغذ را لحظه‌ای روی آتش بگیرید، حروف به رنگ قهوه‌ای درمی‌آید و پیامتان آشکار می‌شود. تصور کنید مشروب آتش است و پیامی که نوشته می‌شود مکنونات دل آدمی.
AmirHossein
۱۱
وقتی یک‌بار با کسی زندگی کرده باشید، بعد از آن تنها زندگی‌کردن تبدیل به شکنجه می‌شود.
Reza.golshan
۶
آدم‌ها هیچ‌وقت به‌اندازهٔ زمانی که احتمال می‌دهند آشوب یا فاجعه‌ای در راه باشد احساس آزادی و بی‌باکی نمی‌کنند.
da☾
۶
اما او از آن مردهای خجالتی است، از نگاهش می‌شود فهمید که رنج می‌برد و قلبی متورم دارد.
مجهول
۶
عشق تجربه‌ای است مشترک میان دو نفر، اما این موضوع به این معنا نیست که هردو طرف تجربه‌ای مشابه را ازسر می‌گذرانند. یکی عاشق است و دیگری معشوق، اما از دو دیار متفاوت.
Reza.golshan
۵
روی جان انسان هیچ قیمتی گذاشته نشده؛ مجانی به ما داده‌شده است و موقع گرفتنش هم چیزی بابتش نمی‌دهند. چقدر می‌ارزد؟ اگر به دوروبرتان نگاهی بیندازید، می‌بینید که گاهی ارزش چندانی ندارد و گاهی بی‌ارزش است. بیشتر وقت‌ها با عرق‌ریزی و جان کندن هم اوضاع زندگی‌تان بهتر نمی‌شود و جایی در اعماق روحتان احساس می‌کنید که ارزش چندانی ندارید.
niloufar.dh
۵
تنها خود عاشق است که قدر و منزلت عشق را تعیین می‌کند.