«پرواز به نیروانا» دربردارنده ۵ داستان کوتاه از رولد دال، جفری آرچر، جک لندن و فردریک فورسایت است.
در بخشی از داستان «پرواز به نیروانا» نوشته رولد دا ال(۱۹۹۰-۱۹۱۶) میخوانیم:
من و همکارم روی چارپایهی جلوی آشیانه هواپیما نشسته بودیم. نیمروز بود، خورشید بالای آسمان میدرخشید و گرمایش آنچنان بود که انگاری کنار بخاری داغ نشسته باشیم. با هر نفسی، احساس میکردیم که حرارت آن تا اعماق ریههای ما رخنه میکند و ترجیح میدادیم که لبهای خود را نیمهبسته نگهداریم و کوتاه و سریع نفس بکشیم. اینطوری خنکتر میشد. دمای آفتاب را روی شانهها و پشت خود احساس میکردیم و تمام مدت، عرق از سر و گردن و شانهها و سینهمان تا روی شکم سرازیر بود تا اینکه در ناحیهی کمر به کمربند که میرسید، کند میشد و تجمع آن در بالای کمربند تنگ، باعث ناراحتیمان میشد و یک نوع احساس داغی و سوزش و اگزما در پوست ناحیهی شکم بهوجود میآورد.
دو هواپیمای شکاری هاریکین۱ (توفان) چند قدم آن طرفتر در سکوتی بالنده که از هر هواپیمایی با موتور خاموش، ساطع میشود، ایستاده بودند و در آنسو، باند فرودگاه چون نواری خاکستری تا دوردست ساحل دریا امتداد مییافت. سطح خاکستری رنگ باندِ پرش و شنهای آجری رنگ دو سمت آن، زیر نور خورشید میسوختند. ابری گرم همچون بخار آب، برفضای پایگاه هوایی سایه افکنده بود.
استاگ به ساعتش نگاه کرد و گفت: تا الآن باید برمیگشت. چطور نیامد؟
هر دوی ما در حالت آمادهباش آنجا نشسته بودیم تا دستور پرواز به ما بدهند. استاگ به حالت عصبی پایش را روی زمین کوبید و دوباره تکرار کرد: یعنی چی؟ باید تا حالا برمیگشت.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب پرواز به نیروانا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
متوسط بود
فوق العاده👌🏼❤️