معرفی و دانلود کتاب باشگاه مشت زنی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب باشگاه مشت زنیsubscriptionAvailable

کتاب باشگاه مشت زنی

نوع کتاب
۴.۱(از ۶۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
چاک پالانیک، پیمان خاکسار
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب باشگاه مشت زنی

کتاب باشگاه مشت زنی نوشته چاک پالانیک است و با ترجمه پیمان خاکسار در نشر چشمه منتشر شده است. این کتاب یکی از مشهورترین اقتباس‌هایی سینمایی جهان را داشته است و دیوید فینچر فیلمی مشهور از آن ساخته است. 

درباره کتاب باشگاه مشت زنی

باشگاه مشت زنی داستان یک راوی ناشناس است که به عنوان متخصص فراخوان محصول برای یک شرکت خودروسازی کار می کند. او به دلیل استرس شغلی و پروازهای مداوم برای سفرهای کاری مکرر درگیر بی‌خوابی است. زمانی که او به دنبال درمان است، پزشکش به او توصیه می‌کند که به یک گروه حمایتی برای قربانیان سرطان بیضه مراجعه کند تا بفهمد درد واقعی چگونه است. او متوجه می‌شود که شنیدن مشکلات دیگران - علیرغم اینکه خود سرطان بیضه ندارد - بی‌خوابی او را کاهش می‌دهد.

همه چیز به نظر طبیعی است تا اینکه او با مارلا سینگر ملاقات می کند. مارلا که درگیر اضطراب است به راوی یادآوری می‌کند که او به آنجا تعلق ندارد. او از مارلا متنفر است زیرا او را از گریه کردن و خوابیدن محروم کرده است. راوی دوباره درگیر بی‌خوابی می‌شود.

یک روز راوی در ساحل لا با تایلر دوردن، یک افراطی عجیب با وسایل و رفتارهای مرموز آشنا می‌شود. پس از اینکه انفجاری آپارتمان راوی را ویران می‌کند، او می‌خواهد در خانه تایلر بماند. تایلر موافقت می‌کند، اما در ازای آن چیزی می‌خواهد: از او می‌خواهد او را به‌شدت کتک بزند و همین کتک زدن باعث حس لذت در آن‌ها می‌شود و همین موضوع آغاز  باشگاه مشت زنی است. 

از باشگاه مشت زنی Fight Club فیلمی آمریکایی، ساخته شده که دیوید فینچر در سال ۱۹۹۹ میلادی آن را کارگردانی کرده است. بازیگرانی همچون ادوارد نورتون، برد پیت و هلنا بونهام کارتر در فیلم نقش آفرینی کرده‌اند.  

خواندن کتاب باشگاه مشت زنی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب باشگاه مشت زنی

تایلر یک شغل پیشخدمتی برایم پیدا می‌کند و بعد تفنگی در دهانم می‌چپاند و می‌گوید که اولین قدم برای رسیدن به جاودانگی مردن است. با این‌که من و تایلر از مدت‌ها قبل بهترین دوست هم بودیم باز هم مردم همیشه از من می‌پرسیدند که اسم تایلر دردن۱ به گوشم خورده یا نه.

لولهٔ تفنگ به ته گلویم فشار می‌آورد. تایلر می‌گوید: ما واقعاً نمی‌میریم.

با زبانم شیارهای صداخفه‌کن لولهٔ تفنگ را که خودمان مته‌شان کرده‌ایم حس می‌کنم. بیشتر صدایی که شلیک گلوله ایجاد می‌کند در اثر انبساط گازهاست. گلوله صدای زیر قابل شنیدنی هم تولید می‌کند که به خاطر حرکت بسیار سریعش است. برای خفه کردن صدا، فقط باید تعداد زیادی سوراخ داخل لولهٔ تفنگ ایجاد کرد. این کار به گازها اجازهٔ خروج می‌دهد و این‌طوری سرعت گلوله به کمتر از سرعت صوت می‌رسد.

اگر سوراخ‌ها را درست مته نکنی تفنگ در دستت منفجر می‌شود.

تایلر می‌گوید: این واقعاً مرگ نیست. ما افسانه خواهیم شد. ما پیر نمی‌شیم.

با زبانم لولهٔ تفنگ را به‌سمت لپم می‌رانم و می‌گویم: تایلر، ما که دراکولا نیستیم.

ساختمانی که بر آن ایستاده‌ایم تا ده دقیقهٔ دیگر وجود نخواهد داشت. اگر در یک وان پر از یخ، مقداری اسیدنیتریک نود و هشت درصد جوشان را با حجم سه برابری از اسیدسولفوریک مخلوط کنید و با قطره‌چکان گلیسیرین به آن اضافه کنید، آن وقت شما نیتروگلیسیرین دارید.

من این را می‌دانم چون تایلر این را می‌داند.

نیتروگلیسیرین را با خاک‌اره مخلوط کنید. حالا یک جور مادهٔ منفجرهٔ خمیری خوشگل دارید. خیلی‌ها به نیتروگلیسیرین‌شان پنبه اضافه می‌کنند و به آن سولفات دومنیزی می‌زنند. این ترکیب هم بدک نیست. بعضی‌ها هم از نیتروِ مخلوط‌شده با پارافین استفاده می‌کنند. ولی پارافین هیچ‌وقت، هیچ‌وقت به دردم نخورده.

من با تفنگی در دهانم به همراه تایلر روی پشت‌بام ساختمان پارکر ـ موریس ایستاده‌ام که صدای خرد شدن شیشه به گوشم می‌رسد. از لبهٔ پشت‌بام نگاه کن. آسمان ابری است. حتا این بالا. این بلندترین ساختمان جهان است و این بالا باد همیشه سرد است. این‌جا آن‌قدر ساکت است که احساس می‌کنی یکی از آن میمون‌هایی هستی که فرستادندشان به فضا. کارهای کوچکی را انجام می‌دهی که یادت داده‌اند.

اهرمی را بکش.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب باشگاه مشت زنی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:باشگاه مشت زنی
عنوان انگلیسی:Fight Club
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:چاک پالانیک
مترجم:پیمان خاکسار
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۸/۱۲/۱۹
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲۸.۶ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۶۲-۷۳۷-۹
تعداد صفحه‌ها:۲۳۰ صفحه
قیمت کتاب:۱۶۷۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه جهان نو
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی باشگاه مشت زنی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

farez
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۷

خب....ببین کی اینجاست! فایت کلاب ! یادمه کتاب رو سالها پیش خوندم...و اونقدر برام خوش ساخت و روشن بود که با یک تورق ساده تونستم این نظر بنویسم.... "آن ضرب المثل قدیمی که میگوید چه طور همیشه چیزهایی را از بین میبری...بیشتر

۶
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۹

اگرمردی مسیحی بودی وساکن امریکا، پدرت برایت الگوی خداوند بوده است( ازمتن کتاب) باحوصله بخوانید هرچه بیشتربخوانید متوجه میشوید که یکی ازکم نظیرترین شاهکارهای عمرتان را ازدست ندادید، ادبیات داستانی وگاهی طنزی تلخ چاشنی مطالب کتاب است، عالی بابهترین ترجمه،...بیشتر

۰
گیله مرد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۹

کتاب عجیبی بود. خوب و عجیب. انسانی که به پوچی رسیده دنیایی که به پوچی رسیده و در حال نابودی خودش هست.

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
۱۴۰۲/۱۱/۱۹

موضوع عالیه ولی سبک نویسندگی خاص هست و شاید هر کس نپسنده

۰
فرشاد
۱۴۰۱/۱۱/۲۶

در بی‌نهایت قرار بدید

۰
willow
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۵

کتاب داستان و روایتی از جنون و پوچی داره انسانی که معنا رو از دست داده و در درد و رنج و جنون اون رو جستجو میکنه بی خوابی و توهمات وجودش رو فرا میگیره و درک بین دنیا و رویا براش...بیشتر

۰
Raz
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۳

چند سال قبل فیلمش‌و دیدم و بعضی از بخش‌هاش برام جالب بود. بخش‌های چندش‌آور فیلم در خاطرم نبود و فقط دوس داشتم یادم بیاد چرا اون باشگاه افتتاح شد. پس کتابش‌و خوندم. کتاب مریضی بود. بخش‌های زیادی داشت که نتونستم...بیشتر

۰
Kia_Ebrahimi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۴

من خودم هم فیلمشو بارها دیدم هم کتابشو زیاد خوندم. ابر شاهکار چاک پالانیک به شدت توصیه میکنم

۰
Mana✨🍀
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۷

من رمان را خیلی دوست داشتم؛ هم فضای بیمارگونه و مالیخولیایی متناسب با رمان و هم شخصیت پردازی ها و البته هدف و درون مایه رمان.. ولی پایان عجیبی داشت که اون هم البته به دلم نشست

۰
فرو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۲

عالییی کم نظیر و در نوع خودش بی‌نظیر! شخصیت پردازی خیلی جوابی بود و روایتگری خاص خودش رو داشت که بیشتر جذابش میکرد، مخصوصا برای تقریبا ۶۰/۷۰ صغحه‌ی پایانی😍

۰
Elham Mozafari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۲

اوایل کتاب ممکنه یکم‌ گیج بشید یا خیلی جذب داستان نشید اما کم کم با داستان همراهتون میکنه و آخر کتاب برق از سرتون میپرونه!

۰
zahra
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۱

یه داستان واقعا متفاوت

۰
کاربر 1767096
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۶

بهترین فیلمی که دیدم ،از این کتاب ساخته شده بی نظیره، دوست داشتم ذهنمو پاک میکردن ،و دوباره کتابو می‌خوندم و فیلمشو می دیدم

۰
کاربر 9887044
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۸

خب من بعد از این کتاب عاشق شخصیت تایلر شدم بنظرم واقعا باید هر کسی از این شخصیت یه قاشق برداره چون بنظرم برای هر کس یک رفتارش نیاز باشه چون به طور کلی شخصیت عجیبی داره

۰
مری‌آنژ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۴

من جنایت و مکافات داستایفسکی را بیش از باقی آثارش دوست دارم. برای من این کتاب در رده‌ای نزدیک به آن است.

۰

بریده‌هایی از کتاب

phoenix
۴۲
تایلر می‌گوید: فقط بعد از این‌که همه‌چیزت رو از دست دادی می‌تونی هر کاری که دلت می‌خواد بکنی.
hajynayeb
۴۲
مبلمان می‌خری. به خودت می‌گویی این آخرین کاناپه‌ای است که تا آخر عمرم ممکن است لازم داشته باشم. مبل را می‌خری، چند سال کاملاً راضی هستی چون هر اتفاق بدی هم که بیفتد دیگر مطمئنی که مشکل مبلت حل شده. بعد یک دست ظرف عالی. بعد هم یک تخت‌خواب ایده‌آل، پرده. فرش. حالا در لانهٔ خوشگلت گیر افتاده‌ای. چیزهایی که قبلاً صاحب‌شان بودی حالا صاحبت شده‌اند.
atoosa
۳۲
نسلی از زنان و مردان جوان و قوی دارید که دوست دارند جان‌شان را فدای چیزی کنند. تبلیغات رسانه‌ها باعث شده این آدم‌ها دائم دنبال اتومبیل و لباس‌هایی باشند که اصلاً نیازی به آن‌ها ندارند. چند نسل است که آدم‌ها شغل‌هایی دارند که از آن متنفرند و تنها دلیلی که ول‌شان نمی‌کنند این است که بتوانند چیزهایی بخرند که به هیچ دردشان نمی‌خورد.
phoenix
۱۳
در یک دورهٔ زمانی طولانی نرخ زنده ماندن تمام موجودات به صفر تنزل می‌کند.
phoenix
۱۲
این من نبودم که باهاش می‌جنگیدی. خودت گفتی. داشتی با چیزایی می‌جنگیدی که ازشون نفرت داشتی.
phoenix
۱۱
آخر این هفته هر یک از اعضای کمیتهٔ حمله باید دعوایی راه بیندازد اما در آن پیروز نشود. ولی نه در باشگاه مشت‌زنی. دعوا راه انداختن سخت‌تر از آن است که فکرش را می‌کنید. آدم‌های خیابان هر کاری که از دست‌شان برمی‌آید می‌کنند تا از دعوا دوری کنند. ایده این بود که به یک آدم عادی که هیچ‌وقت به عمرش دعوا نکرده گیر بدهیم و دعوا راه بیندازیم و بعد او را به عضویت درآوریم. بگذاریم برای یک‌بار هم شده مزهٔ برنده شدن را بچشد. بهش اجازه بدهیم که دخل‌مان را بیاورد.
خودکار سبز
۱۱
دربان گفت: اگه ندونی که چی می‌خوای آخرسر دوروبرت پر می‌شه از چیزایی که لازم‌شون نداری.
atoosa
۱۰
ما بچه‌وسطی‌های تاریخیم. از بچگی تلویزیون به خورد ما داده که بالاخره یه روزی میلیونر و هنرپیشه و ستارهٔ راک می‌شیم. ولی هیچ‌وقت نمی‌شیم؛ و ما تازه داریم اینو می‌فهمیم. پس سربه‌سر ما نذار.
AS4438
۱۰
فرهنگ ما جوری با مرگ برخورد می‌کند انگار که مردن یک اتفاق اشتباهی است.
Qeziii
۹
ضرب‌المثلی قدیمی می‌گوید همیشه کسی را می‌کشی که از همه بیشتر دوستش داری