معرفی و دانلود کتاب میم عزیز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب میم عزیز
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب میم عزیز

نوع کتاب
۳.۱(از ۱۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
محمدحسن شهسواری
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب میم عزیز

کتاب میم عزیز اثری از محمدحسن شهسواری است. این اثر داستان زندگی نویسنده‌ای است که قصه نوشتنش را روایت می‌کند.

درباره کتاب میم عزیز

داستان میم عزیز درباره نویسنده‌ای است که در تلاش است قصه‌ای را بنویسد. کسی که همزمان مشغول نوشتن یک رمان و یک فیلمنامه است و از شک و تردیدها، شخصیت ساختن‌ها و شخصیت‌پردازی‌ها، روایت‌های مختلف در دل داستان و ... می‌گوید. نویسنده از شخصیت‌ها و آدم‌هایی که دور و برش می‌بیند، الهام می‌گیرد و می‌نویسد. در این میان، رمان دیگری را می‌خوانیم که قهرمان داستان در دل رمانش جای داده است. 

این کتاب یک تجربه جدید است. روایت و فرمی جدید که تجربه‌ای لذت‌بخش است و شما را به دل قصه‌هایی از زندگی انسان معاصر می‌برد. 

کتاب میم عزیز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از خواندن رمان‌های ایرانی لذت می‌برید، این کتاب را به شما پیشنهاد می‌کنیم. 

درباره محمد حسن شهسواری

محمد حسن شهسواری در سال ۱۳۵۰ در بیرجند متول شد. او نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی است. محمد حسن شهسواری تحصیلاتش را در رشته ارتباطات به پایان برد و داور چند جشنواره و مسابقه ادبی از جمله جایزه هوشنگ گلشیری، مسابقه بهرام صادقی و جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی است. از میان آثار محمد حسن شهسواری می‌توان به رمان‌های پاگرد، وقتی دلی، میم عزیز و حرکت در مه اشاره کرد. 

بخشی از کتاب میم عزیز

«نکنه فکر می‌کنی ما مثل شما مردها تا آخر عمر بچه می‌مونیم که خدا یکی و عشق هم یکی، اونم عشق اول! بیشتر از این‌ها ازت انتظار داشتم رضا.»

خودش را نرم کشید نزدیک رضا و دست‌هایش را آرام انداخت دور مچ پاهایش. «فکر می‌کنی اگه به فکر کسی دیگه‌ای بودم، می‌شد اون کار رو باهم بکنیم؟»

حتا در خلوت‌ترین لحظات‌شان هم اسم آن کار میان آن‌ها، «آن کار» بود. دست‌های مریم آرام رسید به زانویش و همین‌طور کُند، بالاتر رفت. کُند و مهربان.

حالا وقتش نبود. شاید هم هیچ‌وقت. تورابه‌خدا. حداقل این‌طور با صدا گریه نکن مرد. رضا می‌دانست وقتی این‌طور جلوِ گریه‌اش را می‌گیرد، به هر دو طرفِ ماجرا گند می‌زند. هم خفّتِ گریه پیش زنش را به جان خریده و هم، با این خط‌هایی که میان گریه‌اش می‌اندازد، سبکی احتمالی دل را خراب می‌کند. در این فاصله مریم بلند شده بود. رویش به رضا بود. رضا سعی نکرد گریه‌اش را کم یا زیاد کند. می‌فهمید که زن عاقلش دارد خودش را به نفهمی می‌زند. که اصلاً نمی‌بیند مثلاً گریه را. موهایش ریخته بود توی صورت رضا و حالا دهانش کنار گوش رضا بود.

سعی کرد لایِ صداهای نامفهومی که از دهانش خارج می‌شد، صدایی را هم طوری بیرون بدهد که یعنی آره. خواست بلند شود. مریم با هر دو دست شانه‌های رضا را فشار داد و او را به همان حالت قبلی نشاند. هنوز گرمای نفسش لاله گوش رضا را خیس می‌کرد؛ «الان می‌ریم عزیز.»

چیزی نگفت تا وقتی که لحنش موج برداشت. گرم بود هنوز، ولی تهدید هم کم نبود در هُرم آن؛ «اما اگه یک دفعه دیگه رضا، این‌طور مثل لات‌ها، خراب و سیگاربه‌دست بیای خونه و داد بزنی...»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب میم عزیز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:میم عزیز
موضوع:داستان ایرانی
نویسنده:محمدحسن شهسواری
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۹/۱۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳۷.۱۴ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۱۰۸-۰
تعداد صفحه‌ها:۲۱۲ صفحه
قیمت کتاب:۷۴۵۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کتاب‌های قفسه‌ی قرمز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

farez
۱۴۰۰/۰۶/۱۵

کتاب میم عزیز اولین کتابی بود که من از این نویسنده خوندم.از اونجایی که همه کتابهای ایشونو انتشاراتی های معروف چاپ کرده بودند حس کردم یاباید نویسنده ی قابلی باشن یا جزو همون دسته ی از ما بهترونی که کتابهاشون...بیشتر

۳
masoory
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۳

کتاب روان و گیرایی بود، وقتی شروعش میکنی نمیفهمی چطور پنجاه صفحه رو خوندی دوست داشتم کتاب رو، توصیه میکنم بخونیدش.

۰
کافه کتاب
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۱

من تا اواسط کتاب هم دوام آوردم ولی در نهایت نتونستم ادامه بدم ،،،،، خیلی درهم برهم بود برای من ،،،،،، جذابیت هم نداشت

۰
بهاران بانو65☫
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۲۷

اولین کتابی بودکه از ایشون میخوندم.به نظرم بی سر وته بود

۰
کاربر ۳۷۷۹۸۰۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۷

اولین بار با آقای شهسواری در جشنواره لیلی که به عنوان سخنران دعوت شده بودند آشنا شدم ومطالبی که درباره رمان های عامه پسند مطرح کردند، دوست داشتم کتابهای ایشان را بخوانم با حرکت درمه وشهریور شعله ور شروع کردم...بیشتر

۰
shima mahdavi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۲۹

دوسش داشتم

۲

بریده‌هایی از کتاب

farez
۵۲
جهنم وقتی است که، فرق نمی‌کند پدر باشی یا بچه، وقتی که دیگر نتوانی جانت را برای آن یکی بدهی.
farez
۲۳
همیشه از ترس مرگ، خودکشی می‌کنیم.
farez
۱۳
آن‌گاه خدای تعالی بر آن خاک آدم چهل روز باران اندوهان ببارانید تا آغشته گشت. آن گه یک ساعت باران شادی بر آن ببارانید.
m-a
۶
«نویسنده کسی نیست که وقتی می‌تواند، بنویسد. نویسنده کسی است که دقیقاً زمانی که نمی‌تواند، بنویسد.»
m-a
۶
«خیال‌پردازی دربارهٔ داستانی که قرار است بنویسی بهشت است و نوشتنش، جهنم.»
کاربر ۳۷۷۹۸۰۷
۲
بدبختی است دیگر. خانم‌ها توی فیلم‌های ما حتا توی اتاق‌خواب و آشپزخانه هم باید شبیهِ محل کارشان لباس بپوشند.
کاربر ۳۷۷۹۸۰۷
۱
تابستان‌ها مرتب از خودت و خدا می‌پرسی که تُکِ گرما کی می‌شکند و زمستان‌ها کی تُکِ سرما. همه‌چیز وقتی منتظرش نیستی می‌شِکند. وقتی دیگر ناامیدی و به این ناامیدی خو کرده‌ای.
zeinabb
۱
شوخی که نیست. از هیچ به وجود می‌آیی. یک تکه گوشت بی‌خاصیت. دوتا آدم، به‌خصوص آن‌که مادر است، صبح تا شب و شب تا صبح آن‌قدر همهٔ زندگی‌شان را، همهٔ خوشی‌های ممکن‌شان را حرام آن تکه گوشت می‌کنند تا بشوی همینی که هستی.
zeinabb
۱
مردها فقط برای چیزهایی که باید، ناراحت می‌شوند. زن‌ها برای همه‌اش. همه‌چیز زندگی را می‌فهمند. زیاد. بدجور.
کاربر ۳۷۷۹۸۰۷
۰
شوخی که نیست. از هیچ به وجود می‌آیی. یک تکه گوشت بی‌خاصیت. دوتا آدم، به‌خصوص آن‌که مادر است، صبح تا شب و شب تا صبح آن‌قدر همهٔ زندگی‌شان را، همهٔ خوشی‌های ممکن‌شان را حرام آن تکه گوشت می‌کنند تا بشوی همینی که هستی. که حالا خیال می‌کنی دیگر زمین هم افتخار می‌کند که تو روی آن پا می‌گذاری. یک تنِ لش مغرور که برای خودت زن و زندگی درست کرده‌ای و اگر قرار است سر خم کنی، فقط جلوِ رییس خانه است و رییس اداره.