معرفی و دانلود کتاب مردی از ژلاری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب مردی از ژلاری
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب مردی از ژلاری

حکایت یک عشق

نوع کتاب
۳.۰(از ۱۱ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مردی از ژلاری

کتاب مردی از ژلاری حکایت یک عشق است که در زمان جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد. کویتا لگاتووا نویسنده اهل چک این حکایت عاشقانه را نوشته و فرناز تیمورازف به فارسی ترجمه کرده است.

این کتاب برنده جایزه ادبی چک است. در سال ۲۰۰۴ فیلمی به نام ژلاری از روی این رمان ساخته شد و به عنوان نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان انتخاب شد. 

درباره کتاب مردی از ژلاری

این داستان عاشقانه در زمان جنگ جهانی دوم می‎گذرد، نازی‎ها کشور چک را اشغال کرده‌اند. زن جوانی که در پراگ پزشکی خوانده و به تازگی مشغول به کار شده است به یکی از استادان میانسالش دل می‌بازد. همین عشق او را عضو گروه پارتیزانی آن‌ها می‌کند. کارش جابه‌جا کردن نامه‌ها و اعلامیه‌ها است. اما همین کار جان او را به خطر می‌اندازد زیرا گشتاپو به دنبال آن‌ها است. او برای فرار از دست گشتاپو به روستای ژلاری می‌رود و ...

کتاب مردی از ژلاری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به رمان‌های خارجی را به خواندن کتاب مردی از ژلاری دعوت می‌کنیم.

درباره کویتا لگاتووا

کویتا لگاتووا، نویسنده اهل چک، با نام حقیقی وییِرا هوفمانووا ۳ نوامبر ۱۹۱۹ متولد شد. او هرگز وارد حزب کمونیست نشد و به سیاست‎های دولت اعتماد نداشت. او با استفاده از نام‎های مستعاری که از دوستانش وام گرفته بود، نوشته‎هایش را منتشر می‎کرد. او پس از نگارش کتاب تندیس‌ها به مدت بیش از بیست سال دست به قلم نبرد. مردی از ژلاری را در سال ۲۰۰۱ نوشت. کویتا لگاتووا در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲ چشم از دنیا فروبست.

بخشی از کتاب مردی از ژلاری 

اگر آینه‌ای پیش رویم بود، یقیناً خود را لبخند بر لب می‌دیدم. یاد چهره ریخارد افتادم در لحظه‌ای که پاکت را به دستم داد. برای اولین بار ترس در چشمانش خانه کرده بود. گفته بود خدا پشت ‌ و پناهت باشد. ذهنم بیش از این جملهٔ دعایی درگیر مسئله‌ای بود که بین ما دو نفر فاصله می‌انداخت. ریخارد عضو گروه برادران کلیسای پروتستان بود.

من به چیزی اعتقاد نداشتم.

با وجودی که ذاتاً ترسو بودم و زود ترس برم می‌داشت، با آرامش جلو رفتم بی‌آنکه هراسی به دلم راه دهم یا احساس خطر کنم. خوشبختانه این مأموریت‌ها همیشه زود به اتمام می‌رسید. روز امتحانم موانع اولیه، یعنی تپش قلب شدید و دستان خیس از عرق، یقیناً ثابت کردند که به نفع من هستند. ریخارد عکس‌العملی سخاوتمندانه و دلسوزانه نشان داد و به من فرصت داد تا از درون، خودم را بسازم. هرگز با تشویق و ترغیب وادارم نکرد.

شاید دقتم قانعش کرده بود. به هر حال به چیزی که در وجودم نهفته خیلی زود پی برده بود.

در ترم سوم، شغل دستیاری را به من پیشنهاد داد؛ از آن به بعد همدیگر را بیشتر می‌دیدیم. پیش از آنکه متوجه شوم بر باد رفتم.

دخترجان، بیش از حد مجاز از شما خوشم می‌آید.

این حرف مرا برد بر فراز بلندترین قله دنیا، آن‌قدر بالا که با کمبود اکسیژن مواجه شدم و کم مانده بود غش کنم.

او شوهر یک زن دیگر بود و پدر دو پسر. علم به این مطلب باید مرا بازمی‌گرداند به زمین واقعیات، اما بازنگرداند. دریافتم که انسان زیاد نمی‌تواند برای خودش تصمیم بگیرد. چقدر راحت به این نتیجه رسیدم!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مردی از ژلاری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:مردی از ژلاری
عنوان دیگر:حکایت یک عشق
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:کویتا لگاتووا، فرناز تیمورازوف
انتشارات:انتشارات چترنگ
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۹/۰۹
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳۱.۹۳ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۸۰۶۶-۹۱-۰
تعداد صفحه‌ها:۱۷۲ صفحه
قیمت کتاب:۳۳۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

helen
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۹

بد نبود یه داستان شاعرانه از کشور چک که برخلاف پیشنهادات طاقچه که در زمره کتاب‌های جنگ جهانی قرار می‌گرفت، اصلا مربوط به اون نمیشد .

۰
بهار
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۰

دراماتیک و کوزت حال

۰
دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۳

این مجموعه شامل چند داستان کوتاه می‌شود که موضوع اصلی آن‌ها زندگی در دهکده‌ای خیالی است به نام ژلاری، واقع در کوهه‌ای بِسکید و در سال‌های سخت جنگ؛ این داستان‌های کوتاه به نحوی به یکدیگر مرتبط هستند. سرنوشت غم‌انگیز و...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mary gholami
۲
آه‌کشان گفتم: «چرا انسان‌ها این‌قدر خبیث‌اند!» سؤال نکردم. با این حال لوکا پاسخ داد. «چون معنی زندگی کردن را نمی‌دانند.»
Guzal
۱
هرکس همان‌جوری که به دنیا آمده است می‌ماند.
Guzal
۱
مقصر یا بی‌تقصیر، واقعاً مهم نبود. پیش از آنکه به خود بیایند، در خون خویش غلتیدند.
Mary gholami
۰
رابطه‌ام با یوزا مستحق بررسی دقیق‌تری بود. نمی‌شد برایش نامی پیدا کرد. به هر حال آسان نبود. نام رابطه‌مان دوستی بود، مهربانی، همدردی، همین‌طور هراس و تردید.
Guzal
۰
مادربزرگ همیشه می‌گفت: «آدم نمی‌داند تحمل چه چیزهایی را دارد.» مادربزرگ، من می‌دانم. هیچ‌چیز را نمی‌توانم تحمل کنم.
Guzal
۰
یوزا خجالت‌زده پرسید: «بگویم از چه چیزی خوشم آمده؟» «البته.» «از این خوشم آمده که همیشه هرجایی که با توام، به طریقی زیباست.»
Guzal
۰
مفهوم هستی را به سهولت دریافته بودیم: اگر تا نهایتِ رابطهٔ علت‌ومعلولی پیش برویم، می‌بینیم که در گذشتهٔ خودمان زندگی می‌کنیم.