
نازنین بنایی
۸
میان بیشمار چیزی که در این ده سال زندگی مشترک دربارهٔ همسرم آموختهام یکیاش همین عادت ناخوشایند تمایل به تنهاماندن است هنگام رنج. ناگهان از دسترس خارج میشود، نمیگذارد هیچکس تسلایش دهد، مرا مجبور میکند سرجای خودم بمانم و تماشاچی بیمصرف رنجبردنش باشم؛ امتناعی که گاه به ناجوانمردی تعبیرش میکنم.
نازنین بنایی
۵
من بین دو آتش سوزان رنجش و توقع گیر افتادهام: یک طرف زن میانسالی بیمار و طرف دیگر بچهدبستانیای سرزنده، هر دو ولع دارند همهٔ نگاهها رو به خودشان باشد، از ترس اینکه ناپدید شوند.
hamtaf
۳
فیزیکدانها بلدند حجم زیادی از اطلاعات را سازماندهی کنند، چندبعدیاند و از همه مهمتر لب به شکایت نمیگشایند؛ دربارهشان اینطور میگویند.
نازنین بنایی
۲
هر دویمان داشتیم تسلایی کوچک و شخصی سرهم میکردیم. در برابر مرگ دیگران کاری نمیشود کرد، مگر خلق چیزی که تسکینمان دهد، انتساب آخرین دلواپسیِ درگذشته به خودمان، گذاشتن اتفاقها کنار هم به ترتیبی منطقی.
نازنین بنایی
۲
وقتی از رناتو میگفت، انگار میخواست چیزی را به ما بفهماند؛ انگار میخواست تجربههای رابطهای هرچند بدعاقبت و کوتاه، ولی صادقانه و خالص را به ما منتقل کند. هر عشقی، در درازمدت، نیازمند کسی است که ببیندش و تصدیقش کند و بر آن صحه بگذارد، اگر نه ممکن است اصلاً عشق نباشد. بدون نگاه او ما در خطر بودیم.
Faeze
۲
آدمها در جسارتدادن به یکدیگر بخیلاند. فقط میخواهند به خود بقبولانند که تو از آنها کمتری.
arame
۲
میان بیشمار چیزی که در این ده سال زندگی مشترک دربارهٔ همسرم آموختهام یکیاش همین عادت ناخوشایند تمایل به تنهاماندن است هنگام رنج. ناگهان از دسترس خارج میشود، نمیگذارد هیچکس تسلایش دهد، مرا مجبور میکند سرجای خودم بمانم و تماشاچی بیمصرف رنجبردنش باشم؛ امتناعی که گاه به ناجوانمردی تعبیرش میکنم.
نسیم رحیمی
۱
- کشفیات علمی نه میانهای با زندگی آسوده دارند، نه با همسران ناسازگار.
نسیم رحیمی
۱
- فرق چندانی بین مرگ آدمها با هم وجود ندارد. همه با کمآمدن نفس میمیرند.
z.gh
۱
- برای چه چیز او بیشتر از همه دلت تنگ میشود؟
نورا نیازی به تعمق نداشت، برایش روشن بود.
- برای آن روشی که با آن به ما جسارت میداد. آدمها در جسارتدادن به یکدیگر بخیلاند. فقط میخواهند به خود بقبولانند که تو از آنها کمتری.
Mitir
۱
گفتم:
- خب دیگر، مواظب خودت باش.
خندید. نیازی به تظاهر نبود. مرگ از پیش آنجا بود. کنار ما، نیمهٔ خالی تخت را اشغال کرده بود و آرام منتظر بود.
AS4438
۱
پایان نه مختصرترین اهمال را بر ما میبخشاید، نه نادیدهانگاشتنیترین قصور
Mary gholami
۱
هر عشقی، در درازمدت، نیازمند کسی است که ببیندش و تصدیقش کند و بر آن صحه بگذارد، اگر نه ممکن است اصلاً عشق نباشد.
🌿sepidar🌿
۱
از بین ما سه نفر امانوئل تنها کسی بود که هنوز نیاموخته بود در روابط انسانی هیچچیز تا ابد نمیپاید و تنها او بود که نمیدانست این لزوماً خسران به بار نمیآورد.
نسیم رحیمی
۰
آدمها در جسارتدادن به یکدیگر بخیلاند. فقط میخواهند به خود بقبولانند که تو از آنها کمتری.
نسیم رحیمی
۰
مرگ، قاعدهها را بر اساس اهمیت رسمی میچیند، بیدرنگ قوانین احساسیای را که شخص در زندگیاش آنها را شکسته رفو میکند.
نسیم رحیمی
۰
اندیشهٔ مرگ فقط مال کسی است که تسلیم میشود، کسی که دستکم یک بار تسلیم شده است
Mitir
۰
در برابر مرگ دیگران کاری نمیشود کرد، مگر خلق چیزی که تسکینمان دهد، انتساب آخرین دلواپسیِ درگذشته به خودمان، گذاشتن اتفاقها کنار هم به ترتیبی منطقی.
Mitir
۰
هرچیزی که زیاد عاشقانه باشد رقتبار هم هست، نه؟
Mitir
۰
هر عشقی، در درازمدت، نیازمند کسی است که ببیندش و تصدیقش کند و بر آن صحه بگذارد، اگر نه ممکن است اصلاً عشق نباشد.
Mitir
۰
شاید هم، عصر ما تنها در نظر خودمان اینقدرپرآشوب و خطیر است، چنانکه زمان رناتو به نظر او پرآشوب و خطیر میآمد؛ چراکه ما آسیبپذیریم و هر عصر، خودبینانه، ادعای مصیبتزدگی دارد.
Mitir
۰
میان عشاق گاهی باب گفتوگویی باز میشود که وقتی از آستانهشان گذشتی، ناگزیر تو را به عمق تاریکشان میکشند.
Mitir
۰
میان عشاق گاهی باب گفتوگویی باز میشود که وقتی از آستانهشان گذشتی، ناگزیر تو را به عمق تاریکشان میکشند.
Mitir
۰
میان عشاق گاهی باب گفتوگویی باز میشود که وقتی از آستانهشان گذشتی، ناگزیر تو را به عمق تاریکشان میکشند.
Mitir
۰
برخلاف امیدی که در ماست، در هم حلناشدنی هستیم.
hamtaf
۰
مردم پُرند از خاطرات حسی، خاطرات گرمی که به آن رجوع میکنند؛ اما من نه؛ راحت هرچه را که قابل دیدن نباشد پاک میکنم.
hamtaf
۰
«مهم است که حسابهایتان را از هم جدا کنید؛ چون حساب عشق و پول از هم سواست».
hamtaf
۰
امیدِ ناگفتهٔ خانم الف این است که با کوتاهکردن موها ریشههایشان محکم میشوند و بعد دیگر نمیریزند. طرز فکر او از باورهای عامیانه، که برای من بسته به موقعیت سرگرمکننده یا عصبانیکنندهاند، پر شده است.
hamtaf
۰
برایش توضیح داده بود که پیچاپیچ لالهٔ گوش، جنینی سروته را به ذهن متبادر میکند؛ جنینی که در جستوجوی نور است، و ممکن است با تحریک مناسب اعصاب مرکزی آن جنین مینیاتوری، بتوان بدن را بهتمامی درمان کرد
hamtaf
۰
به عقیدهٔ من، پدر و مادر شدن، مدام در معرض تحقیرشدن قرارت میدهد.