معرفی و دانلود کتاب رژ قرمز + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رژ قرمز
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب رژ قرمز

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۲۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیامک گلشیری
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رژ قرمز

کتاب رژ قرمز نوشته سیامک گلشیری است که نشر چشمه آن را منتشر کرده است. این کتاب روایت آدم ها و گذشته‌ها و خاطراتشون است. این مجموعه داستان ۲۲ داستان دارد.

درباره کتاب رژ قرمز

داستان‌های کتاب رژ قرمز شامل: رویای باغ، مسافری به نام مرگ، ضجه‌های پنهان، رژ قرمز، مهمان هر شب، مار، بعد از مهمانی، ویلاهای آن سوی دریاچه، لباس های نم دار، عنکبوت، همه‌اش همین هاس، ابرهای سیاه، قهوه ترکِ کافه فیاما، بدلکار، کاپوچینو، شب آخر، سنگ سیاه، خواب، سایه‌ای پشت پنجره، بوی خاک، خودنویس، موزه ی مادام توسو است. این کتاب تلفیقی از مرور خاطرات و وهم و ترس و اندوه و تنش میان انسان‌هاست. سیامک گلشیری در آثارش زبانی سالم و قوی دارد و برای تمام کسانی که قصد دارند داستان خوب بخوانند و داستان خوب بنویسند یک راهنمای خوب است.

خواندن کتاب رژ قرمز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب رژ قرمز

مرد که پالتو بلندی به تن داشت و کلاه‌شاپو سرش گذاشته بود، ایستاده بود جایی کنار میدان و نگاهش به او بود. از ماشین پیاده شد. با صدای بلند گفت: «چیزی‌تون که نشد؟ به شما که نخوردم؟»

مرد سرش را بالا انداخت. راننده گفت: «اصلاً ندیدم‌تون.»

و نفس عمیقی کشید. خوشحال بود که هیچ اتفاقی نیفتاده. گفت: «شانس آوردیم، منظورم هر دو نفرمونه.»

منتظر بود مرد چیزی بگوید، اما حرفی نزد. سوار ماشین شد. هنوز داشت نفس‌نفس می‌زد. ماشین را روشن کرد. خواست راه بیفتد که باز توی آینه به مرد نگاه کرد. دید با دست به جایی، غرب میدان، اشاره کرد، بعد راه افتاد سمت ماشین. راننده دکمهٔ سیاهی را فشار داد که روی دستهٔ در بود.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رژ قرمز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرژ قرمز
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهسیامک گلشیری
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۱۱/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۷.۲ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۶۸۲-۵
تعداد صفحه‌ها۲۴۷ صفحه
قیمت کتاب۸۳۵۰۰ تومان
برچسبمجموعه جهان تازه‌ی داستان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

amirabbas
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۳۱

کتاب خیلی خوبی برای کتاب خوان های حرفه ای اگه کتاب های آقای گلشیری رو خونده باشید میدونید که ایشون کتاب های مرموز مینویسن در آخر هم بگم که بعضی از داستان ها تهش باز هست ممنونم که وقت گذاشتید...بیشتر

۰
m.yoosef
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۵

معمولیه. داستان‌پردازی خوبی داره اما هدف و معنا و خط فکری یا اصلا یه حرف پشت داستانا نمی‌بینم.

۱
K.N
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۵

بد نیست. برای من که داستان کوتاه خیلی دوست دارم بعضی جاهایش تکراری بودند . مثل داستان دومش.به هر حال باید ببینید چه نوع داستان هایی دوست دارید.

۰
مریم سادات
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۳۱

از نظر محتوایی بسیار ضعیف، فضای تاریک و پر از تنش، پر از علاقه‌های تاریخ‌مصرف گذشته، پر از دعوا و اختلاف. حیف وقتی که برای خواندن این کتاب گذاشتم.

۰
Ramtin
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

داستان های کوتاه این کتاب بسیار جذاب نوشته شده اند ولی پایان تقریبا تمامی داستان ها برای من عجیب و غریب و غیرجذاب بودن....و اینکه گفتگوهایی که در داستان وجود داشت خیلی مورد علاقه من نبود و انرژی زیادی میبرد...بیشتر

۰
royamalekinasab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۴

مجموعه ای از داستان کوتاه و شرح زندگی و ماجراهای انسان ها. یه سری هاش رو خیلی دوست داشتم؛ خصوصا مسافری به نام مرگ.

۰
ارغوان صادق
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۶

نسبت ب بقیه کتابای اقای گلشیری بهتر بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

ماراتن
۹
به من. گفت: «چه‌قدر عوض شدهٔ!» «پیر شده‌م؟» «نه، یه‌جور دیگه شدهٔ.»
شعبده‌باز واژگان
۶
«باور می‌کنی هنوزم با تموم وجودم دوستش دارم! اصلاً انگار هر چی می‌گذره، بیشتر دیوونه‌ش می‌شم.»
ماراتن
۵
«همه‌جارو گشتهٔ؟» «آره، تا حالا سابقه نداشته.» «شاید رفته خونهٔ دوستی کسی.»
razieh.mazari
۳
دستش را گذاشت روی شانه‌ام و سرش را آورد نزدیک سرم. گفت: «اگه دوستم نداشت، براش مهم نبود که دیشب تا دیروقت کدوم گوری بوده‌م.»
razieh.mazari
۲
زن گفت: «یه چیزی ازت می‌پرسم، می‌خوام راستشو بهم بگی.» «بگو!» «فکر می‌کنی دوستت داره؟» دختر همان‌طور که خیره شده بود به سقف، گفت: «نمی‌دونم. فکر کنم داره. تا حالا که چیزی نگفته.» «هیچ‌وقت هیچی نمی‌گن. ممکنه عاشقت باشن، ولی یه کلمه حرف نمی‌زنن.»
razieh.mazari
۲
گفت: «نویسنده‌ها باید تو مملکت خودشون زندگی کنن. فقط اون‌جاس که می‌تونن بنویسن.»
شعبده‌باز واژگان
۲
«می‌دونی برای چی غذا می‌خورم؟» «برای چی؟» «برای این‌که بعدش سیگار بکشم. خیلی می‌چسبه.»
razieh.mazari
۱
«پس تو فکر می‌کنی من، خبر مرگم، برای چی رفتم زن گرفتم؟ برای همین روزها، برای وقتی که آدم می‌خواد یه خاطره‌ای کوفتی چیزی رو برای یه نفر دیگه تعریف کنه.»