جملات زیبای کتاب رژ قرمز | طاقچه
تصویر جلد کتاب رژ قرمز
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب رژ قرمز

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۲۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیامک گلشیری
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ماراتن
۹
به من. گفت: «چه‌قدر عوض شدهٔ!» «پیر شده‌م؟» «نه، یه‌جور دیگه شدهٔ.»
شعبده‌باز واژگان
۶
«باور می‌کنی هنوزم با تموم وجودم دوستش دارم! اصلاً انگار هر چی می‌گذره، بیشتر دیوونه‌ش می‌شم.»
ماراتن
۵
«همه‌جارو گشتهٔ؟» «آره، تا حالا سابقه نداشته.» «شاید رفته خونهٔ دوستی کسی.»
razieh.mazari
۳
دستش را گذاشت روی شانه‌ام و سرش را آورد نزدیک سرم. گفت: «اگه دوستم نداشت، براش مهم نبود که دیشب تا دیروقت کدوم گوری بوده‌م.»
razieh.mazari
۲
زن گفت: «یه چیزی ازت می‌پرسم، می‌خوام راستشو بهم بگی.» «بگو!» «فکر می‌کنی دوستت داره؟» دختر همان‌طور که خیره شده بود به سقف، گفت: «نمی‌دونم. فکر کنم داره. تا حالا که چیزی نگفته.» «هیچ‌وقت هیچی نمی‌گن. ممکنه عاشقت باشن، ولی یه کلمه حرف نمی‌زنن.»
razieh.mazari
۲
گفت: «نویسنده‌ها باید تو مملکت خودشون زندگی کنن. فقط اون‌جاس که می‌تونن بنویسن.»
شعبده‌باز واژگان
۲
«می‌دونی برای چی غذا می‌خورم؟» «برای چی؟» «برای این‌که بعدش سیگار بکشم. خیلی می‌چسبه.»
razieh.mazari
۱
«پس تو فکر می‌کنی من، خبر مرگم، برای چی رفتم زن گرفتم؟ برای همین روزها، برای وقتی که آدم می‌خواد یه خاطره‌ای کوفتی چیزی رو برای یه نفر دیگه تعریف کنه.»