
دانلود و خرید کتاب صوتی خرافات سودآور
معرفی کتاب صوتی خرافات سودآور
کتاب صوتی «خرافات سودآور» مجموعهای از داستانهای کوتاه آرژانتینی است که توسط نویسندگانی چون فرناندو سورنتینو، توماس سانچزبلاجیو، دیهگو وگیو، سامانتا شوبلین و سیلویا ایپاراگویر نوشته شده و فروزان صاعدی آن را گردآوری و ترجمه کرده است. این اثر با صدای بهمن وخشور، یوسف عارف، نیره هندی، آتوسا حسینی و سیمیندخت اسدالهی روایت شده و نشر آوای چیروک آن را منتشر کرده است. داستانهای این مجموعه با نگاهی به زندگی روزمره، طنز، خیال و واقعیت را در هم میآمیزند و تصویری از ادبیات معاصر آرژانتین ارائه میدهند. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خرافات سودآور
«خرافات سودآور» مجموعهای از داستانهای کوتاه است که توسط چند نویسنده معاصر آرژانتینی نوشته شده و در قالب ناداستان و داستان کوتاه گردآوری شده است. این کتاب با رویکردی چندصدایی، روایتهایی متنوع از زندگی، جامعه، طنز و خیال را کنار هم قرار داده و هر داستان با سبک و لحن خاص نویسندهاش، تجربهای متفاوت را برای شنونده رقم میزند. فرناندو سورنتینو، سامانتا شوبلین، دیهگو وگیو، توماس سانچزبلاجیو و سیلویا ایپاراگویر هرکدام با پیشینه و سبک منحصربهفرد خود، بخشی از ادبیات معاصر آرژانتین را بازتاب دادهاند. این مجموعه، داستانهایی از قرن ۲۰ و ۲۱ را در بر میگیرد و با انتخاب داستانهایی که گاه رگههایی از طنز، گروتسک یا واقعگرایی جادویی دارند، تصویری چندلایه از فرهنگ و زیست آرژانتینی ارائه میدهد. ساختار کتاب بهگونهای است که هر داستان مستقل است و شنونده میتواند بدون ترتیب خاصی به هرکدام گوش دهد. این اثر برای علاقهمندان به ادبیات آمریکای لاتین و داستان کوتاه، فرصتی برای آشنایی با نویسندگان کمترشناختهشده اما تأثیرگذار این منطقه فراهم میکند.
خلاصه داستان خرافات سودآور
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در مجموعه «خرافات سودآور»، هر داستان دنیای خاص خود را دارد و با روایتی کوتاه اما تأثیرگذار، به موضوعات متنوعی میپردازد. داستان «توفان» نوشتهٔ سیلویا ایپاراگویر، ماجرای ملوانی به نام نوولو را روایت میکند که در جزیرهای متروک گرفتار میشود و برای زندهماندن، ناچار به همکاری با یک زندانی فراری میشود؛ داستانی که در آن مرز میان دشمنی و همدلی بهتدریج رنگ میبازد و بقا، مهمترین دغدغهٔ شخصیتهاست. در داستان «مرد تنباکو» از دیهگو وگیو، با روایتی طنزآمیز و تخیلی روبهرو هستیم که در آن نویسندهای بهخاطر اعتیاد به سیگار، سرنوشتش دگرگون میشود و حتی تاریخ جهان را با دخالت در گذشته و آینده به شوخی میگیرد. داستان «آن شبی که بابانوئل در خانه ما ماند» از سامانتا شوبلین، با نگاهی کودکانه و صمیمی، به بحرانهای خانوادگی و تأثیر آن بر کودکان میپردازد و در دل یک شب کریسمس، تلخی و امید را در کنار هم قرار میدهد. سایر داستانها نیز با پرداختن به موضوعاتی چون حسادت، تنهایی، هویت و روابط انسانی، تصویری از زندگی معاصر و دغدغههای انسان امروز را ترسیم میکنند. این مجموعه با بهرهگیری از طنز، خیال و واقعیت، مرز میان روزمرگی و شگفتی را بارها جابهجا میکند و شنونده را به تماشای جهان از زاویهای تازه دعوت میکند.
چرا باید کتاب خرافات سودآور را بشنویم؟
این کتاب با گردآوری داستانهایی از نویسندگان معاصر آرژانتینی، فرصتی برای آشنایی با ادبیات کمتر دیدهشده آمریکای لاتین فراهم میکند. هر داستان با زاویه دید و لحن منحصربهفرد، تجربهای تازه از روایت و مضمون را پیش روی شنونده میگذارد. تنوع موضوعات، از طنز و گروتسک تا واقعگرایی و خیال، باعث میشود هر مخاطب بتواند با بخشی از داستانها ارتباط برقرار کند. شنیدن این مجموعه، نهتنها لذت ادبی را به همراه دارد، بلکه دریچهای به فرهنگ و زیست آرژانتینی میگشاید و مخاطب را با دغدغهها و جهانبینی نویسندگان این سرزمین آشنا میکند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب برای علاقهمندان به داستان کوتاه، ادبیات آمریکای لاتین و کسانی که به دنبال تجربه روایتهای متفاوت و چندصدایی هستند، مناسب است. همچنین شنیدن آن به کسانی پیشنهاد میشود که دوست دارند با فرهنگ و نگاه نویسندگان معاصر آرژانتینی آشنا شوند یا به دنبال داستانهایی با مضامین انسانی، طنز و خیال هستند.
بخشی از کتاب خرافات سودآور
«وقتی شبح کشتی در افق. چیزی بیشتر از یک نقطه نبود. ملوان نوولو فهمید که ناخدا برنخواهد گشت و این واقعیت مانند ضربهای بود که بر او فرودآمد و حیرتزدهاش کرد. او در ایسالا د لس استادوس آرها شده بود. دندانهايش را روی هم سایید و تمام بدنش شروع به لرزیدن کرد. میدانست هیچ کس بهدنبال او نخواهد آمد. جریان آبهای اقیانوسی و مه اطراف جزیره وحشتناک بود. تلاطمهاء کشتیها رابه صخرههای پیش رو میکوبیدند و میشکستند. گویی که بشکههای خالی بودند. او با بزدلی میز آشپزخانه نشسته بود. گفته بود حالا که او تقریباً بیست سال دارد، باید در گارد ساحلی ثبتنام کند. جایی که بهگفتة او، آیندهای خواهد داشت؛ و چ هآیندهای! به اطرافش نگاه کرد. چند روز قبل برف باریدهبود و تکههای سفید بزرگ برف منظرة تاریک پبشرو و صخرهای ر پر کرده بودند. دامنههای کوه ۹ فلاتها، پوشیده از سرخسها ۹ جنگلهای انبوه درختان همیشهسبز زیبایی غمانگیزی را به نمایش میگذاشتند. اما نوولو متوجه آن نمیشد. او که تا حد مرگ یخ زده بود، بهطور غریزی به راه رفتن ادامه داد. بدون در حقیقت، اگر نوولو اکنون در مخمصه افتاده بود، به این دلیل بود که ندامتگاه سن خوان د سالوامنتو در جزیره بود. با دستکم تایک هفته قبل اینجا بود. بعد مقامات تصمیم گرفتند آن را به اوشوایا منتقل کنند و زندانیان با سوءاستفاده از موقعیت، دست به شورش زدند و فرار کردند. آنها سوار بر کرجی، برای عبور از تنگك لماری با هدف رسیدن به تیرا دل فوته گو و به دست آوردن آزادی به راه افتاده بودند. هنگامی که گارد ساحلی مطلع شد، از پایگاه ریو گالگوس دیر رسبدند. زندانیان و آن تعداد از کارکنان زندان که در تعقیب آنها بودند ناپدید شده بودند. ندامتگاه متروک، سردتر از خود محیط و گورستان متصل به دیوار دوردست ترس عجیبی را به ملوانان القا میکرد. آنها احساس میکردند که اینجا مکانی غیرانسانیست که حتی برای قاتلان و جنایتکاران نیز مناسب نیست.»
زمان
۳ ساعت و ۲۱ دقیقه
حجم
۲۷۷٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد
زمان
۳ ساعت و ۲۱ دقیقه
حجم
۲۷۷٫۲ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد