مثل چوپانی که دنبال گوسفند گمشدهاش میگردد، مثل مادری که دنبال بچهاش میگردد، آنتولین تمام روز سرسختانه، اما بیثمر، دنبال جورابهای نازنینش میگشت، جورابهایی که شاید تنها عشق حقیقی او بودند. شکستخورده و مغموم، عاقبت دست از جستوجو کشید و به این نتیجهٔ خودپسندانه رسید که حتماً آنها را دزدیدهاند.