
معرفی کتاب تفریحگاه خانوادگی
کتاب تفریحگاه خانوادگی (Aile Çay Bahçesi)، نوشته یکتا کوپان و ترجمه فرهاد سخا، داستان زندگی دختری است که در خانوادهای ازهمگسیخته، مرگ، گناه، حسادت و عشق را تجربه میکند و نشر ماهی در سال ۱۳۹۷ آن را منتشر کرده است. داستان در رفتوبرگشت میان کودکی و بزرگسالی، رابطهی دختر را با پدر ساعتساز، مادر خانهدار، خواهر و زنانی که وارد زندگی پدر میشوند، دنبال میکند. کتاب تفریحگاه خانوادگی با تمرکز بر خاطره، احساس گناه و نقش خانواده، تصویری تلخ از بزرگشدن در سایهی مرگ و رنج میسازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب تفریحگاه خانوادگی اثر یکتا کوپان
کتاب تفریحگاه خانوادگی داستانی است که یکتا کوپان در آن زندگی مزین را از کودکی تا میانسالی روایت کرده است. هر فصل مانند تکهای از پازل، بخشی از گذشته و اکنون او را روشن میکند؛ از اولین حسادتها به خواهرِ در راه تا مواجهه با مرگ مادر، اعتیاد پدر به عرقسگی و بازگشت او در بزرگسالی به خانهی تابستانی و شهرک ساحلی. کوپان در این کتاب، با روایت اولشخص مزین، فضای خانهای پر از بوی مواد شوینده، ساعتهای پدر، غشکردنهای مادر و حضور همیشگی مرگ را بازسازی میکند.
کتاب تفریحگاه خانوادگی در فصلهایی با عنوانهایی مثل «بچههای خوشبخت»، «مار و عقرب»، «کیسهی استفراغ»، «کیک کشمشی»، «دیگر همهچیز را میدانم» و «ملحفهی صورتی» پیش میرود و هر فصل به یک خاطرهی محوری یا تصویر ماندگار در ذهن مزین گره میخورد. در این کتاب، تفریحگاه خانوادگی فقط یک مکان نیست؛ هم سالن عروسی والدین است، هم نماد رؤیای خانوادهای خوشبخت که هرگز شکل نمیگیرد.
داستان مدام بین گذشته و حال جابهجا میشود؛ از اتوبوسهای قدیمی و سفرهای تابستانی با مادربزرگ تا اتوبوسهای مدرن و بازگشت مزینِ بزرگسال برای دیدن پدرِ در حال مرگ. یکتا کوپان با توصیف جزئیات روزمره، زبان دقیق و نگاه موشکافانه به روابط خانوادگی، نشان میدهد چطور یک دختر «خوب» به زنی تبدیل میشود که مدام نقش خود را در این نمایش خانوادگی زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان تفریحگاه خانوادگی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب تفریحگاه خانوادگی داستان مزین است؛ دختری که از همان کودکی احساس میکند حضور خواهرش، چیدم، زندگی او و مادرش را نابود کرده است. مزین از روزی میگوید که خبر «آبجیشدن» را میشنود، از سقوط مرگبار مادر از پنجره، از پدری ساعتساز که میان عرقسگی، رابطه با زنهای مختلف و شکست اقتصادی دستوپا میزند و از مادربزرگی که نقش ستون خانواده را به عهده میگیرد.
مزین در بزرگسالی، در شهری دیگر زندگی میکند، شغلش را از دست میدهد، در مصاحبههای کاری تحقیر میشود و ناگهان با تلفن خیریه خانم، شریک آخر پدر، روبهرو میشود: «بابات دارد میمیرد.» بازگشت او به شهرک ساحلی، دیدن پدر زیر ملحفهی صورتی و انتظار برای رسیدن چیدم فرصتی است تا او خاطرات کودکی، حسادتها، احساس گناه و پرسشهای قدیمی دربارهی نقشش در فروپاشی این خانواده را مرور کند.
چرا باید کتاب تفریحگاه خانوادگی را بخوانیم؟
کتاب تفریحگاه خانوادگی تصویری نزدیک و بیپرده از بزرگشدن در خانوادهای پر از سکوت و رنج میسازد و نشان میدهد که چطور احساس گناه و حسادت تا بزرگسالی ادامه پیدا میکند. این کتاب برای کسانی که به روایتهای شخصی و کاوش در روابط خانوادگی علاقهمند هستند، مناسب است.
خواندن کتاب تفریحگاه خانوادگی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن رمان تفریحگاه خانوادگی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای خانوادگی تلخ، روایتهای اولشخص صریح و موضوعاتی مثل سوگ، کودکی دشوار، روابط خواهران و پدران غایب علاقهمند هستند و دوست دارند سازوکار یک خانوادهی فروریخته را از نزدیک لمس کنند.
درباره یکتا کوپان
یکتا کوپان، نویسنده و روزنامهنگار ترک، در سال ۱۹۶۸ در ترکیه به دنیا آمد. او از نویسندگان شناختهشدهی ادبیات معاصر ترکیه است و تا کنون چندین رمان و مجموعهداستان منتشر کرده است. مجموعهداستان طرز تهیهی تنهایی در آشپزخانهی عشق در سال ۲۰۰۲ جایزهی ادبی سعید فائک را برای او به ارمغان آورد و رمان ناگهان دیدم که نیستی نیز در سال ۲۰۱۰ برندهی جایزهی معتبر ادبی یونس نادی شد. آثار کوپان به زبانهای گوناگونی از جمله آلمانی، روسی، بلغاری، عربی، یونانی و فارسی ترجمه شده و مورد استقبال خوانندگان در کشورهای مختلف قرار گرفته است.
بخشی از کتاب تفریحگاه خانوادگی
«دفترهایم همیشه تمیز بودند. هرجا را که لازم بود با مدادرنگیهایم تزئین میکردم و برای آنکه گوشهٔ کاغذها تا نخورد، با گیره سفتشان میکردم. در زنگهای تفریح، آت وآشغالهای بوفهٔ مدرسه را نمیخریدم، چون مادرم هرروز توی کیف تغذیهام نان وپنیر، کیک و میوه میگذاشت. صبحها یک لیوان شیر میخوردم و شبها هم یک لیوان دیگر. موقع خوردن غذا نق نمیزدم و هرچی جلویم میگذاشتند میخوردم. خوب میدانستم اگر لقمهای در بشقاب باقی بماند، گناه بزرگی مرتکب شدهام. اگر یواش میخوردم، مادرم میگفت: «لقمههای باقیمانده دارند پشت سرت گریه میکنند!» برای همین غذایم را تندتند میخوردم تا او ناراحت نشود. وقتی توی غذا گلکلم، بامیه یا جگر بود، باز اعتراضی نمیکردم و میخوردم، گرچه حالم را به هم میزدند. مهمانی که میرفتیم، حسابی مواظب بودم مادرم را ناراحت نکنم. حتی اگر خانم صاحبخانه اصرار میکرد هم تکهٔ دوم کیک را برنمیداشتم. یک گوشه مینشستم و آرام برای خودم کتاب میخواندم. وقتی مادربزرگ به خانهمان میآمد، شلوغ نمیکردم. دستش را میبوسیدم و اگر پولی کف دستم میگذاشت، آن را به مامان میدادم و مثل بچههای دیگر خرجش نمیکردم. قبل از خواب همیشه دعا میکردم: «ای خدای مهربان، لطفاً مواظب مامان، بابا و همهٔ عزیزانم باش. کاری کن همیشه سالم و تندرست باشند. آمین.»»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب تفریحگاه خانوادگی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | تفریحگاه خانوادگی |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | یکتا کوپان |
| مترجم | فرهاد سخا |
| انتشارات | نشر ماهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۴/۰۴/۰۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۱۲ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۲۰۹۲۱۶۱ |
| تعداد صفحهها | ۱۷۶ صفحه |
| قیمت کتاب | ۵۶۰۰۰ تومان |
| برچسب | ادبیات ترکیه |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خیلی از نفرت ها و غم و اندوهی که تو زندگیمون وجود داره بخاطر برداشت یک طرفه ما هستش.اگه کمی با دید اطرافیانمون نگاه کنیم شاید این دردو کینه و نفرت ها وجود نداشتن اگه توی این داستان از نظر...بیشتر
ترجمه و متن روان بود. داستان کشش لازم رو داشت و برای من نفرت و روح تیرهی "مزین" خیلی قابل درک بود. و آزارهای جسمی و روحی که به زنان شاغل وارد میشه.
۱۳۰. یک داستان خانوادگی با ترجمهای روان. بنظرم نویسنده تمام عناصر احساسی لازم برای خلق یک کتاب فوقالعاده رو داشته؛ نفرت، حسرت، مادر و مادربزرگی مهربان، پدری فاسد و دختری که از بشدت از خواهر خودش متنفره تا اینکه مرگ پدر بهانهای...بیشتر
نثر شیوا وروانی داشت طوری که آدم دلش نمی آید جمله ای را از دست بدهد .
سلیقه ای است و فضای خفه،گناه آلود و سیاه و خاکستری این گونه داستان ها را دوست ندارم ولی در کل داستان جذاب و پر کششی است که حدس و گمان های شما را در پیش بینی آخر داستان به...بیشتر
کتاب خوبی بود و داستانش منو جذب کرد.توصیفاتش خیلی خوب بود
من خوشم اومد.چون به نظر واقعی و بدون تکلف بود.
داستان دختری که نتوانست با تولد خواهرش، مرگ مادرش و هرزگی پدرش کنار بیاید داستان خوبی بود و دوسش داشتم
به عنوان یک کتاب تفریحی معمولی توصیه میکنم خودم بعد خوندن یا بین خوندن کتابای سنگین دلم همچین کتابی میخواد یه قصه و روایت ساده سعی کرده مثل داستانهای عامه پسند نباشه ولی هست :)
تشکرازطاقچه بابت رایگان کردن این کتاب درایام عید، کتاب خوبی بود، پایانی باز داشت، ولی نفرتی سیاه برکتاب سایه افکنده بود، سیاه همچون سرنوشت تمامی قهرمانهای داستان ، کینه ای که باعثش فقط پدرخانواده وعیاشی اش بود، تشکرمجدد ازطاقچه.
فوقالعاده بود و تاثیر گذار
دوستش داشتم هم کوتاه بود اضافه گویی و توضیحات حوصله سر بر نداشت با مزین می تونستم همذات پنداری کنم و بنظرم نگاه غیر کلیشه ای ای که به خانواده داشت جالب بود
عالی بود .. ترجمه روان و بی نظیر و البته شخصیت پردازی و داستان غم انگیز و آموزنده ای بود تشکر از طاقچه
ترجمه خوبی داشت. داستان یکم غم انگیز و خاکستری بود روایت یه دختر به اسم مزین که بعد از مرگ مادرش ازهمه اعضای خانوادش متنفر میشه و پدروخواهر کوچیکشو مسبب مرگ مادر میدونه
متن روان ولی از داستانش خوشم نیومد...