معرفی و دانلود کتاب گودال‌ها + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گودال‌ها

کتاب گودال‌ها

نوع کتاب
۴.۷(از ۶۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
لوییس سکر، فرزاد فربد
انتشارات: 
انتشارات پریان
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گودال‌ها

لوییس سکر( -۱۹۴۵ )، نویسنده امریکایی برنده نیوبری، معتبرترین جایزه‌ ادبیات کودک و نوجوان امریکا، است.

«گودال‌ها» به روایت زندگی خانواده‌‌ای می‌پردازد که تصور می‌کنند نفرین شده‌اند. بداقبالی، بخش ثابتی از زندگی پر از مشکل آنان است تا آنجا که وقایع بعدی، باور آن‌ها بر بداقبالی‌شان را به چالش می کشد.

حکایت نوجوانانی که بی‌آنکه بدانند جور اجدادشان را می‌کشند. ولی با سختکوشی و اراده‌ای که از خود نشان می‌دهند، تقدیر از پیش تعیین شده خود را عوض می‌کنند و سایه نحس نفرینی را از سرزمین پهناوری بر می‌دارند.

داستان، ماجرای پسر بچه‌ای است که خیلی اتفاقی و مضحک از اردوگاه تربیتی ویژه نوجوانان بزهکار سر در می‌آورد. از همان بدو ورود متوجه می‌شود که یک چیزی در این اردوگاه غیر عادی است و همه‌اش زیر سر زن مو قرمز مرموز و خشن رئیس اردوگاه است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:« همه ‌اش تقصیر آن جد خوک‌ دزد بی‌بو و خاصیت بود، وگرنه استنلی یلنتس با آن هیکل چاق در مدرسه مسخره نمی‌شد، بخاطر جرمی که مرتکب نشده بود به این اردوگاه لعنتی نمی‌آمد، هر روز در گرمای طاقت‌ فرسا، یک گودال عمیق نمی‌کند و از همه مهم‌ تر در حالتی‌ که توی یک گودال، بدون حرکت ایستاده است ثانیه ثانیه منتظر مرگ نبود.... اما در همین لحظه او خوشبخت‌ ترین نوجوان در سرتاسر تگزاس بود».

مطالعه داستان برای نوجوانانی که مشکلات زندگی را دلیلی بر بدشانسی و بداقبالی خود می‌دانند، توصیه می شود. جذابیت و کشش داستان، لذت مطالعه آن را دوچندان می‌کند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گودال‌ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گودال‌ها
موضوع:داستان خارجی، داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:لوییس سکر
مترجم:فرزاد فربد
انتشارات:انتشارات پریان
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۸/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۸۲ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۷۰۵۸-۱۱-۴
تعداد صفحه‌ها:۲۲۷ صفحه
قیمت کتاب:۵۵۰۰۰ تومان
برچسب:بهترین‌های ادبیات داستانی، مجموعه نوروزی نوجوان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

farez
۱۳۹۷/۰۳/۱۳

کتابی که میشه توش به هدفمند بودن هر چیزی تا لحظه ی آخر اعتماد کرد. انباشته ای از اطلاعات وارد شده به مغز که راهشونو پیدا میکنن..... بسیار عالی....

۰
Sayna sedigh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۲

شما از این نویسنده هر کتابی دیدین بدون معطلی بخونید. داستان پرداز بسیار خوبیه و آدم های توی کتاباش سرنوشتی دارن که وقت خوندن فکر میکنین که شما هم می تونین از پس مشکلاتی به اون سختی بربیاید

۰
100
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۴

این کتاب درباره پسری به نام اِستَنلی هست . که به اردوگاه تربیتی فرستاده می شه و در آنجا براش اتفاق های خوب و بدی پیش می آید من از خواندن تک تک جمله های این کتاب لذت بردم البته من...بیشتر

۰
مریم
۱۳۹۷/۰۶/۱۱

داستان خاص و عجیبی داشت. و پایانی نسبتا غافلگیر کننده.

۰
mitrabz
۱۳۹۴/۰۸/۲۵

بسیار داستان روان و زیبایی داره..واقعا از خوندنش لذت بردم با اینکه نسخه سینمایی این کتاب رو سال ها پیش وقتی بچه بودم دیدم(که خیلی خوب بود) و تداعی خاطرات خوب دوران کودکی بود. پیشنهاد میکنم حتما بخونید.

۰
امیرخان
۱۳۹۴/۰۸/۰۸

فوق العاده

۰
Ariana☀️⛵️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۳

این کتاب رو مجبور بودم بخاطر مدرسه بخونم و واقعا واقعا واقعا عالیه راستش اینبار چیزی اسپویل نمیکنم چون ببینین خیلی کتاب پر جزئیات و پر معناییه ☺️👍🏻داستان کیت بارلو و رفتاری که با زیرو (صفر) میشد درمورد رفتار با...بیشتر

۰
سپیـ 👒 ـدار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۲

من خیلییییی سال پیش این کتابو با یه ترجمه دیگه خوندم...داستان جذابی داره و با وجود اینکه بچه بودم و زیاد مفاهیم برام اهمیت نداشت اما حس قشنگ و عمیقش کامل یادم مونده😌

۰
Davood Rajabi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۳۰

کتاب در حوزه ی ادبیات نوجوانان است، داستانی جالب و گیرا که در آن می توان ردپای آثار ناشی از قضاوت،خودخواهی،دروغ و انسانیت را مشاهده کرد.ترجمه بسیار روان بدون پیچیدگی خاص می باشد. روایتها ساده و فلش بک های داستان...بیشتر

۰
Amir
۱۳۹۴/۰۸/۰۹

عالیه کتاب

۰
Morteza
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۱

کتاب که فوق العاده است این به کنار اما اینکه انتشارات پریان با این حجم از کتاب یک کتابم تو بی نهایت نذاشته یه خورده بی انصافیه به نظرم با ناشر صحبت کنید یه تجدید نظری بکنه باتشکر از نشر...بیشتر

۰
ahmad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۱۲

کتاب رو یک شبه تموم کردم توصیفات و داستان پردازی آدم رو با شخصیت ها همراه میکنه

۰
sahar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۲۶

کتاب‌هایی هستند که با خوندنش یه کم آدم بهتری می‌شیم. با این‌که می‌دونیم بخشیش تخیل و داستان‌پردازی نویسنده است، ولی تأثیر مثبتش رو می‌ذاره. این کتاب یکی از اون‌هاست. هرکس که هنوز نخونده و تجربهٔ ناب اول‌بار خوندنش رو در...بیشتر

۰
Enigma
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۵

تقریباً تمام ویژگی های یک رمان خوب را داشت .

۰
AS4438
۱۴۰۱/۰۲/۰۱

خوب بود، دوست داران این سبک ازخواندنش لذت میبرند.

۰

بریده‌هایی از کتاب

HeLeN
۳۵
«من خنگ نیستم. می‌دونم همه فکر می‌کنن من خنگم. فقط دوست ندارم جواب سؤالاشون رو بدم.»
Davood Rajabi
۲۶
استنلی جد بزرگی داشته که از یک کولی یک‌پا خوکی می‌دزدد و کولی هم او و تمام نواده‌هایش را نفرین می‌کند. البته استنلی و والدینش به نفرین اعتقاد نداشتند، اما هر بار که مشکلی پیش می‌آمد انگار با مقصر دانستن یک نفر خیالشان راحت می‌شد.
Davood Rajabi
۲۰
«خلاف قانونه که یه کاکاسیاه یه زن سفید رو ببوسه.» کاترین گفت: «خب، پس باید من رو هم دار بزنی، چون من هم اون رو بوسیدم.» کلانتر توضیح داد که: «اگه تو اون رو ببوسی خلاف قانون نکردی. اما اگه اون تو رو ببوسه خلاف قانونه.» «در نظر خدا همه برابریم.» کلانتر خندید. «پس اگه من و سام با هم برابریم چرا نمی‌ذاری ببوسمت؟»
HeLeN
۳
آن‌قدر خوشحال بود که خوابش نمی‌برد. می‌دانست دلیلی برای خوشحالی وجود ندارد. جایی شنیده یا خوانده بود که آدم قبل از آن‌که از سرما بمیرد، ناگهان احساس گرما و راحتی می‌کند. با خود گفت شاید دارد چنین تجربه‌ای را از سر می‌گذراند.
HeLeN
۳
هیچ‌کس از او خوشش نمی‌آمد و واقعیت این بود که حتی خودش هم خود را دوست نداشت. اما حالا خودش را دوست داشت.
رضا
۲
«وقتی تموم زندگیت رو تو یه گودال بگذرونی، تنها راهی که داری به سمت بالاس.»
Davood Rajabi
۱
اگر استنلی و پدرش همیشه امیدوار نبودند، هر بار که امیدشان به ناامیدی مبدل می‌شد این‌قدر دچار دردسر نمی‌شدند.
رضا
۱
استنلی با خود گفت: احتمالاً یه محکوم‌به‌مرگ در راهِ رفتن به طرف صندلی الکتریکی هم چنین احساسی داره ـ این‌که برای آخرین بار قدر همه‌ی چیزهای خوب زندگی را بداند.
کاربر... :)
۱
ایگور پیشنهاد داد که: «برای دخترت چاق‌ترین خوکم رو می‌دم.» پدر مایرا از الیا پرسید: «تو چی داری؟» الیا گفت: «قلبی پر از عشق.» پدر الیا گفت: «من یه خوک چاق رو ترجیح می‌دم.»
کاربر... :)
۱
لبخند از چهره‌ی زیرو محو شده بود. آقای پندنسکی از او پرسید: «می‌خوای در آینده چه‌کار کنی؟» دهان زیرو محکم بسته بود. درحالی‌که به آقای پندنسکی زل زده بود، چشم‌های سیاهش بزرگ‌تر به‌نظر آمد. آقای پندنسکی پرسید: «چه‌کار می‌خوای بکنی، زیرو؟ دوست داری چه‌کار کنی؟» «دوست دارم چاله بکنم.»