با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بانوی میزبان

دانلود و خرید کتاب بانوی میزبان

۳٫۷ از ۹ نظر
۳٫۷ از ۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بانوی میزبان  نوشته  فئودور داستایفسکی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب بانوی میزبان

«بانوی میزبان» هم مثل بسیاری از داستان‌های داستایفسکی از زندگی خود او الهام گرفته شده و می‌شود گفت که شرح حال داستایفسکی در سال‌های جوانی است. اُردینف، جوانی است تحصیل‌کرده، اما گوشه‌گیر و خیال‌پرداز. او مثل پسر داستان شب‌های روشن، کودکی‌اش را با غم گذرانده. مثل خود داستایفسکی، در کودکی پدرومادرش را از دست داده و مثل او رفیقی نداشته و با هم‌سن‌وسال‌های خود نمی‌جوشیده است و آن‌ها هم، مثل همهٔ بچه‌ها، رفیق منزوی خود را می‌آزرده‌اند و زندگی را برای او تلخ می‌کرده‌اند. ِاُردینف در نوجوانی و جوانی ناچار گوشه‌گیر شده و روابط اجتماعی خوبی ندارد؛ انگار در صومعه پناه گرفته باشد. او به دنبال پیدا کردن اتاقی در شهر می‌چرخد تا این که با زنی زیبا به نام کاترینا آشنا می‌شود. مستاجر خانه کاترینا می‌شود و عشقی سودایی به او را تجربه می‌کند. داستان شگفت‌انگیزی که کاترینا از زندگی خود برایش تعریف می‌کند، روح هنرمندش را به طغیان وامی‌دارد و منبع الهام او می‌شود. داستایفسکی در پرداخت این داستان از نیکلای گوگول و داستان «انتقال موحش» او هم الهام گرفته و بسیاری از قسمت‌های رمانش به داستان او شباهت دارد و حتی دختر داستان او هم‌نام دختر داستان گوگول است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
محمد کمالی
۱۳۹۹/۰۱/۰۹

داستان برای من روون پیش نمی‌رفت! حتما اون چند صفحه‌ی آخر رو هم بخونید تا داستان روشن‌تر بشه براتون.

Alireza.m
۱۳۹۹/۱۲/۱۲

فوق العاده خواندی است. به علاقه مندان داستایوفسکی این کتاب رو پیشنهاد میدم. به طرز عالی ای شخصیت پردازی شده و با ترجمه سروش حبیبی لذته دو چندانی از خواندن میبرید. کتاب کم حجم هست و واقعا جذاب یک لحظه هم از خواندش خسته

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست‌بسته برایت پس می‌آورد.
محمد کمالی
حالا آیا غصه و مصیبت در انتظار توست؟ بار دردهای انسانی سنگین است، اما این بار برای دل‌های ضعیف نیست. درد تیغ خود را فقط برای دل‌های استوار تیز می‌کند. زهرابهٔ غم در سکوت و پنهانی به صورت اشک خون در جگر مرد خالی می‌شود و از پیوند با دل‌های نرم شرم دارد.
reza
از من به تو نصیحت، ضعیف نباش! آدم که ضعیف بود تاب تنهایی ندارد. هرچه داری به او بده، خودش برمی‌گردد و همه را در دستت می‌گذارد. نصف دنیا را هم که به او بدهی خیال می‌کنی احساس بزرگی و قدرت می‌کند؟ ابدآ! فورآ از وحشت کز می‌کند و به قدری خودش را درهم می‌کشد که توی یک لنگه کفش جا گیرد و بتواند در آن قایم شود. به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست‌بسته برایت پس می‌آورد. برای یک دل سادهٔ بیچاره آزادی هم ارزشی ندارد. کسی که این‌جور باشد درمی‌ماند. زندگی برایش ممکن نیست. من این حرف‌ها را برای این به تو می‌زنم که می‌بینم زیادی جوانی. من هیچ دشمنی‌ای با تو ندارم. آمدی و رفتی. تو، یا یک جوان دیگر! برایم بی‌تفاوت است! من از همان اول می‌دانستم که آمدن و رفتنت چیزی را عوض نمی‌کند. دخالت هیچ فایده‌ای نداشت. اگر می‌خواهی زندگی به کامت باشد، نباید مخالفت کنی. مخالفت هیچ چیزی را درست نمی‌کند.»
کاربر ۸۷۶۴۹۰
«نباید کسی را سرزنش کرد. یکی این‌جور است یکی آن‌جور. خیال می‌کنی می‌شود دانست که چرا دل دنبال این می‌رود و نه دنبال آن؟
کاربر ۸۷۶۴۹۰

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۳ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۴/۰۹
تعداد صفحات۱۴۳صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۴/۰۹