
معرفی کتاب قاضی و جلادش
کتاب قاضی و جلادش (The Judge and His Hangman)، نوشته فریدریش دورنمات و ترجمه س. محمود حسینی زاد، داستان قتلی مرموز در جادههای مهآلود سوییس و پیگیری سرسختانهی یک بازرس سالخورده است که نشر ماهی در سال ۱۳۸۶ آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب رمانی پلیسی، وارد جهان تبهکاران، سیاستمداران، صاحبان صنایع و پلیس میشود و از خلال یک پروندهی قتل، مناسبات پنهان قدرت و عدالت را به تصویر میکشد. دورنمات در این اثر، هم تعلیق و معمای جنایی ساخته است و هم لایههایی از طنز تلخ، فلسفه و نقد اجتماعی را وارد ماجرا کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب قاضی و جلادش اثر فریدریش دورنمات
کتاب قاضی و جلادش رمانی پلیسی از فریدریش دورنمات است که ماجرای قتل ستوان پلیس، اولریش اشمید، را در جادهای مهآلود نزدیک دهکدهی تهوان دنبال میکند. دورنمات در این کتاب، برخلاف قهرمانهای بُراق و جوان رمانهای پلیسی متعارف، بازپرسی پیر، بیمار و سرسخت به نام برلاخ را در مرکز ماجرا قرار داده است؛ مردی که سالها در استانبول و آلمان کار پلیسی کرده و حالا در برن، با معدهای بیمار و زمانی محدود برای زندگی، باید با قتلی روبهرو شود که بهظاهر ساده است، اما پای قدرتهای بزرگ را وسط میکشد.
کتاب قاضی و جلادش در ۲۱ فصل پیش میرود. دورنمات با معرفی شخصیتهایی مثل چانتس، معاون جوان برلاخ، دکتر لوتس، رئیس جرمشناسی و گاستمان، مرد مرموز و ثروتمند لامبوینگ، شبکهای از روابط پلیسها، صاحبان صنایع و سفارتخانههای خارجی را ترسیم کرده است. فریدریش دورنمات علاوهبر خط اصلی تعقیب قاتل، به مبارزهی خیر و شر، عدالت و قانون و تضاد میان جرمشناسی علمی و شهود پیرمردی باتجربه نیز پرداخته است. گفتوگوهای طولانی، صحنههای تئاتری مثل شام در عمارت گاستمان یا مراسم تدفین اشمید و حضور سگ غولآسایی که به برلاخ حمله میکند، به این کتاب حالوهوایی نمایشی و تا حدی اسطورهای داده است. در پسِ معمای قتل، نقدی بر بورژوازی اروپا، زدوبندهای اقتصادی و نقش پلیس در میان این مناسبات شکل گرفته است.
خلاصه داستان قاضی و جلادش
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
در کتاب قاضی و جلادش جسد ستوان پلیس، اولریش اشمید، در مرسدس آبیرنگش کنار جادهای مهآلود نزدیک تهوان پیدا میشود؛ گلولهای شقیقهاش را سوراخ کرده و هیچکس صدای شلیک را نشنیده است. بازرس برلاخ، پلیس سالخورده و بیمار برن، مأمور رسیدگی به پرونده میشود و خیلی زود میفهمد اشمید با نام و هویتی جعلی در ضیافتهای مردی ثروتمند به نام گاستمان در لامبوینگ شرکت میکرده است.
برلاخ در کنار معاون جوانش، چانتس، از جادههای بارانی، تاکستانها، رستورانهای کوچک و عمارت مجلل گاستمان میگذرد و با پلیسهای محلی، رئیس جرمشناسی، عضو شورای ایالتی و صاحبان صنایع روبهرو میشود. هرچه داستان جلوتر میرود، روشنتر میشود که قتل اشمید فقط یک جنایت شخصی نیست و به مذاکرات پنهانی اقتصادی، منافع یک قدرت خارجی و مرز مبهم میان عدالت، قانون و فساد گره خورده است.
چرا باید کتاب قاضی و جلادش را بخوانیم؟
کتاب قاضی و جلادش ترکیبی از تعلیق پلیسی، گفتوگوهای هوشمندانه و فضاسازی روشن از سوییس بارانی و مهآلود است. این کتاب علاوهبر معمای قتل، به رابطهی عدالت و قانون، نقش تصادف و درهمتنیدگی سیاست، اقتصاد و پلیس نیز پرداخته است. شخصیت برلاخ، بازرس پیر و بیمار اما سرسخت، تصویری متفاوت از کارآگاه کلاسیک ارائه میکند و خواندن کتاب را به تجربهای متفاوت تبدیل میکند.
خواندن کتاب قاضی و جلادش را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب قاضی و جلادش به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای پلیسی و معمایی علاقهمندند، همچنین به خوانندگان مشتاق نقد قدرت و عدالت در یک داستان جنایی و به کسانی که از گفتوگوهای پرکشمکش و شخصیتهای خاکستری و چندوجهی لذت میبرند.
درباره فریدریش دورنمات
فریدریش دورنمات، نویسنده، نمایشنامهنویس، رماننویس و نقاش برجستهی سوئیسی، در سال ۱۹۲۱ در نزدیکی شهر برن به دنیا آمد. او دوران نوجوانی خود را در برن گذراند و پس از پایان تحصیلات مقدماتی، وارد دانشگاه شد و به مطالعهی فلسفه پرداخت. بااینحال دامنهی علایق او بسیار گستردهتر از فلسفه بود و در زمینههایی چون الهیات، فیزیک، نجوم و تاریخ نیز دانش عمیقی داشت. همین وسعت نگاه سبب شد که بسیاری او را از آخرین نویسندگان چندوجهی اروپا بدانند؛ هنرمندی که همچون چهرههای بزرگ دوران کلاسیک، میان دانش، هنر و ادبیات پیوندی ناگسستنی برقرار کرد.
دورنمات در آغاز زندگی حرفهای خود میان دو علاقهی بزرگ، یعنی نقاشی و نویسندگی، در رفتوآمد بود. سرانجام تصمیم گرفت نویسندگی را به فعالیت اصلی خود تبدیل کند، هرچند هیچگاه از نقاشی فاصله نگرفت و آن را بخشی جداییناپذیر از جهان هنری خود میدانست. او بارها تأکید کرده بود که نقاشی برایش پلی میان ادبیات و تئاتر است و به او امکان میدهد تا ایدهها و تخیلاتش را از زاویهای دیگر بیان کند.
او از مهمترین نویسندگان آلمانیزبان پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرود. آثارش تحتتأثیر نویسندگانی چون گئورگ بوشنر، آگوست استریندبرگ، تورنتون وایلدر و برتولت برشت شکل گرفت، اما در نهایت به سبکی کاملاً شخصی دست یافت. دورنمات مسائل اخلاقی، دینی و سیاسی را اغلب در قالب طنز، هجو و موقعیتهای کمیک مطرح میکرد و معتقد بود که در جهان پیچیده و آشفتهی معاصر، تنها کمدی میتواند حقیقت وضعیت انسان را آشکار سازد.
نخستین نمایشنامهی او با عنوان «این نوشته شد» در سال ۱۹۴۷ منتشر شد؛ اثری که به کشمکشهای مذهبی اروپا در سدهی شانزدهم میپرداخت. یک سال بعد نمایشنامهی «نابینا» را نوشت که روایتی تراژیک از رنج، تنهایی و جستوجوی معنای زندگی بود. در همان سال نمایشنامهی «رومولوس کبیر» را نیز خلق کرد؛ یک کمدی تاریخی که با نگاهی طنزآمیز به سقوط امپراتوری روم مینگریست. اندکی بعد «ازدواج آقای میسیسیپی» و «فرشتهای به بابل میآید» را نوشت؛ آثاری که جایگاه او را بهعنوان نمایشنامهنویسی نوآور تثبیت کردند.
شهرت جهانی دورنمات بیش از هر چیز مدیون نمایشنامهی «ملاقات با بانوی سالخورده» است که در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. این اثر با طرح مسئلهی عدالت، انتقام و فساد اخلاقی، به یکی از مهمترین نمایشنامههای قرن بیستم تبدیل شد. از دیگر آثار برجستهی او میتوان به «فیزیکدانها» اشاره کرد که در سال ۱۹۶۲ نوشته شد؛ نمایشنامهای دربارهی مسئولیت اخلاقی دانشمندان و پیامدهای خطرناک دانش در جهان مدرن. «بازی استریندبرگ» نیز از دیگر آثار شناختهشدهی اوست که برداشتی آزاد از نمایشنامهی «رقص مرگ» آگوست استریندبرگ به شمار میرود و به بحرانهای زندگی زناشویی میپردازد.
دورنمات علاوهبر این آثار، نمایشنامهها و نوشتههای مهم دیگری همچون «شهاب آسمانی»، «غربت»، «روزهای آخر پاییز»، «پنچری» و «گفتوگوی شبانه» را نیز خلق کرد. آثار او بارها به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند و در ایران نیز بسیاری از نمایشنامههایش، بهویژه با ترجمههای حمید سمندریان، به صحنه رفتهاند. فریدریش دورنمات سرانجام در سال ۱۹۹۰، در ۶۹سالگی، درگذشت، اما آثارش همچنان از مهمترین نمونههای تئاتر و ادبیات انتقادی قرن بیستم به شمار میروند.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
انتشارات جمالالحق در سال ۱۳۷۱ با ترجمهی محمود حسینی زاد و نشر واج در سال ۱۴۰۳ با ترجمهی عباس کوشک جلالی، این کتاب را منتشر کردهاند.
بخشی از کتاب قاضی و جلادش
«برلاخ غرقِ فکر، نه طبق عادتش در رستوران اشمید، بلکه در دوتئاتر نشسته بود و ناهار میخورد و با دقت پروندهای را که از اتاق اشمید آورده بود، ورق میزد و مطالعه میکرد. بعد از گردشِکوتاهی در پارک ملی، حدود ساعت دو بعدازظهر به دفترش بازگشت که خبر ورود اشمیدِ مرده از بیل در انتظارش بود. اما برلاخ از ملاقات با کارمندِ سابقش صرفنظر کرد، چون مردهها را دوست نداشت و برای همین هم مزاحمشان نمیشد. قرار ملاقات با لوتس را هم دلش میخواست ندیده بگیرد، اما چارهای نداشت. پروندهٔ اشمید را، بدون اینکه یک بار دیگر مطالعه کند، با دقت در کشوی میزتحریرش گذاشت و درِ کشو را قفل کرد، سیگاری روشن کرد و به دفتر لوتس رفت؛ مطمئن بود که لوتس مثل همیشه از اینکه پیرمرد بیاجازه و سرخود سیگار میکشد، عصبانی میشود. فقط یک بار چند سال پیش لوتس جرئت کرده بود تذکری بدهد، ولی برلاخ با حرکت تحقیرآمیزِ دست جواب داده بود که ده سالی برای تُرکها خدمت کرده است و همیشه در اتاق رؤسایش سیگار دود کرده است، که البته از آن توضیحاتی بود که کسی نمیتوانست برود و صحت و سقمش را بررسی کند.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب قاضی و جلادش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | قاضی و جلادش |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | Der Richter und sein Henker |
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | فریدریش دورنمات |
| مترجم | محمود حسنیراد |
| انتشارات | نشر ماهی |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۸۳/۰۲/۰۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۷۹۴۸۸۹۰ |
| تعداد صفحهها | ۱۵۸ صفحه |
| قیمت کتاب | ۸۰۰۰۰ تومان |
| مجموعه و فروست | کتاب های جیبی نشر ماهی |
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
توضیحاتی که ابتدا در وصف کتاب داده شده ناخودآگاه سطح توقع از داستان رو بالا میبره ولی متاسفانه خود کتاب تو برآورده کردن این توقعات ناموفقه. اگه کتاب رو به دو نیمه تقسیم کنیم، نیمهٔ اول داستان نسبتا راکده و پر...بیشتر
یه داستان جنایی متفاوت و جذاب ! سبک این داستان برخلاف اکثر داستانهای جنایی ، کلیشه ای نیست و ترجمه خوبی هم داره ، به دوستان دو اثر دیگر فردریش دورنمات که توسط نشر ماهی چاپ شده رو هم پیشنهاد...بیشتر
شاید اوایل متن داستان کمی کسل کننده باشه ولی به مرور بهبود پیدا میکنه و پایانش شکه کننده، غیر قابل پیش بینی و هیجان انگیز هستش. در کل داستان خوبی در ژانر معمایی جنایی داره و بعد پایان کتاب احساس...بیشتر
من به شکل غریبی همون ابتدای کتاب میدونستم قاتل کیه! با این حال خلاقیتِ نویسنده و ذهن برلاخ رو دوست داشتم. کوتاهبودنش باعث شده بود که فرصتی برای شخصیتپردازی و گسترش بهتر پیرنگ نباشه و این پررنگترین ضعف داستان بود....بیشتر
داستان پردازی و ساخت شخصیت در این کتاب به نظرم خیلی متوسط بود و به خصوص روی شخصیت ها آنچنان کار نشده بود. نکته مهم تر اما اینکه من به شخصه از فصل چهارده فهمیدم قاتل کیه و گره ها باز...بیشتر
اگر اهل خوندن داستانهای جنایی باشید یا حتی فیلمهایی از این سبک زیاد دیده باشید شاید حدس زدن قاتل براتون خیلی آسون باشه، ولی باز هم خوندنش خالی از لطف نیست. دیدی که نسبت به مفهوم خیر و شر و...بیشتر
فرایند کتاب از آغاز تا پایان از نظر من با عنوان متوسط ارزشگزاری نمیشه و میشه گفت با اینکه داستانی کاملا مختصر و کوتاه داشت اما درهمین پروسهی کوتاه به خوبی از پس ماجرا براومد. اوایل کتاب سرنخهایی رو از...بیشتر
راستش ایده کلی داستان (کشمکش خاصی که بین کاراگاه و مجرم بود) که خب صحبت بیشتر از این اسپویل محسوب میشه به اندازهای برام جالب بود که از کتاب لذت ببرم و فَنفیکشنهایی رو تو سرم بپرورم و اواسط کتاب...بیشتر
امتیازم ۲.۵ توقعمخیلی بالاتر بود هرچند کتاب خوشخوانیه و وقتی میخونیم انگار داریم یه فیلم معمایی میبینیم ولی خیلی زود تهش معلوم میشه و فقط کتابو میخوندم که مطمئن شم پایانش یکیه که این یکم برای کتابی با تم جنایی خوب...بیشتر
متوسط بود در همه چیز
کوتاه و عالی
جالب بود ولی؛ میشد از همون اوائل داستان قاتل را تشخیص داد، اشاره به گلوله واسلحه رولور.
از اون دسته کتابهایی که داستان کاملا ساده ودر عین حال پیچیده دارن ،جنایت و عملیات پلیسی در روستایی که آخرش غافلگیرتون میکنه