جملات زیبای کتاب قاضی و جلادش | طاقچه
تصویر جلد کتاب قاضی و جلادش

کتاب قاضی و جلادش

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۳۱ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
صاد
۵
ما که نمی‌توانیم همیشه هرچه را که منطقی است، انجام بدهیم.
Standing MAN
۲
او بی‌هیچ هدفی دست به عمل می‌زند، چون او فقط دو عمل می‌تواند انجام بدهد: نیکی و بدی؛ دستِ تصادف است که تصمیم می‌گیرد.»
صاد
۱
مرده بی‌حرکت کنارش نشسته بود و گاه‌گاه، آن‌هم در دست‌اندازی، سرش را تکان می‌داد، مثل یک دانای پیر چینی.
Standing MAN
۱
عجب شوخی ماجراجویانه‌ای! آرزوی تو نابودکردن زندگی من بود، و آرزوی من اثبات زندگی‌ام به تو. به خاطر لجبازی
Standing MAN
۱
تمام وجودش چشمی بود که در شب می‌کاوید، گوشی بود که کمترین صدا را می‌شنید، دستی بود که اسلحهٔ سرد را می‌فشرد.
Standing MAN
۱
گیلاس دوم شراب قرمز را سر کشید و بازهم غذا خورد. بی‌وقفه می‌خورد با ولع مائده‌های زمینی را فرو می‌داد، با فک‌هایش خرد می‌کرد؛ ابلیسی که گرسنگی سیری‌ناپذیری را فرو می‌نشاند.
Standing MAN
۱
«فقط یک سال دیگر، فقط یک سال دیگر.»