معرفی و دانلود کتاب غرامت مضاعف + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب غرامت مضاعفsubscriptionAvailable

کتاب غرامت مضاعف

نوع کتاب
۳.۳(از ۳۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
جیمز ام. کین، بهرنگ رجبی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب غرامت مضاعف

کتاب غرامت مضاعف نوشته جیمز ام کین است که با ترجمه بهرنگ رجبی منتشر شده است. این کتاب یکی از آثار آغازگران رمان نوآر است. نوآر یا ادبیات سیاه ادبیات سیاه داستان‌های پلیسی هستند که ما را با پلیس، جنایتکار، متهم و ... همراه می‌کند. در این داستان‌ها خشونت و مسائل جنسی در آن رواج دارد و گاه خود پلیس هم شخصیت فاسدی است. 

این داستان‌ها خوش‌بین نیستند اما درعین حال داستان کشش بسیاری دارد. داستان غرامت مضاعف ماجرایی عشقی و جنایی را در کنار هم پی‌ می‌گیرد و خواننده را به دنیای جذاب داستان‌های سیاه می‌برد. غرامت مضاعف یک اصطلاح حقوقی است که در شرکت‌های بیمه کاربرد دارد و طبق آن اگر فرد بیمه‌شده در حادثه‌ای جان خود را از دست بدهد وارثش غرامتی دو برابر معمول دریافت می‌کند.

خواندن کتاب غرامت مضاعف را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های پرکشش و هیجانی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب غرامت مضاعف

سوارِ ماشین که شدم داشتم به خاطر ابله بودنم سرِ خودم نعره می‌کشیدم، اون هم فقط چون یه زنی زیرچشمی نگاه انداخته بود بهم. دفتر که برگشتم متوجه شدم کیز داشته دنبالم می‌گشته. کیز رئیسِ بخش خسارته، تو تمومِ دنیا کسل‌کننده‌ترین آدم برا همکاریه. آدم حتا نمی‌تونه بهش بگه امروز سه‌شنبه‌س، چون بعد اون حتماً باید تقویمو نگاه بندازه، بعد چک می‌کنه تقویمه مالِ امساله یا پارسال، بعد سر دربیاره تقویمه رو کدوم مؤسسه چاپ کرده، بعدش سر دربیاره تقویمِ اون‌ها با تقویم سال‌نمای جهانی می‌خونه یا نه. آدم فکر می‌کنه این مقدار کارِ بی‌فایده وزنشو پایین نگه می‌داره، ولی نگه نمی‌داره. هر سال چاق‌تر می‌شه و عُنُق‌تر، همیشه هم مشغول یه دعواهایی با باقی بخش‌های شرکته؛ هیچ کاری نمی‌کنه جز با یقهٔ باز نشستن و عرق ریختن و جروبحث و بگومگو، تا وقتی دیگه فقط بابتِ حضورش تو اتاق سرِ آدم شروع می‌کنه گیج رفتن. ولی سرِ ادعای خسارت‌های جعلی گرگیه ها.

تو که رفتم پا شد و شروع کرد داد زدن. قضیهٔ بیمه‌نامهٔ یه کامیونی بود که من شیش ماه پیش درباره‌ش گزارش نوشته بودم. حالا یارو کامیونشو آتیش زده بوده و بعد هم می‌خواسته از بیمه پول بگیره. فوری پریدم تو حرفش.

«داری غُرِ چیو سرِ من می‌زنی؟ یادمه پرونده‌هه رو. کاملاً هم یادمه وقتِ فرستادن، یه یادداشتی ضمیمهٔ درخواسته کردم که توش گفته بودم به‌نظرم قبلِ این‌که سرِ قضیه خطر کنیم، باید حسابی در موردِ یارو تحقیق بشه. از قیافهٔ یارو خوشم نیومد و من ــ»

«والتر، سرِ تو غُر نمی‌زنم. می‌دونم تو گفتی باید در موردِ یارو تحقیق بشه. یادداشتت الان درست همین جا رو میزمه. همینو می‌خواستم بهت بگم. اگه بخش‌های دیگهٔ این شرکت هم نصفِ شعوریو که تو به خرج می‌دی، به خرج می‌دادن ــ»

«هان.»

کیز این‌طوری بود دیگه، حتا وقتی می‌خواست حرفِ خوب بهت بزنه باید اول کُفرتو بالا می‌آورد.

«حالا اینو ببین والتر. حتا بعدِ این‌که مشخصاً بی‌توجه به هشدارِ یادداشتِ تو بیمه‌نامه رو صادر کرده‌ن و حتا با این‌که هشداره هنوز جلو روشونه، پریروز که کامیونه آتیش گرفت ــ داشتن خسارته رو می‌دادن؛ داده بودن، اگه من امروز عصر یه ماشین‌بُکسل اون‌جا نفرستاده بودم که کامیونه رو بکِشه بیرون؛ و زیرِ موتورش یه کُپّه خاک‌ارّه پیدا کنه که ثابت می‌کرد یارو خودش آتیشش زده.»

«حالا گرفتهٔ یارو رو؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب غرامت مضاعف و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:غرامت مضاعف
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:جیمز ام. کین
مترجم:بهرنگ رجبی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۰/۰۸/۱۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۵۶ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۰۲۵-۰
تعداد صفحه‌ها:۱۵۰ صفحه
قیمت کتاب:۹۵۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه جهان کلاسیک

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۱

نمیتونم بگم عالی بود ولی ارزش خوندنشو داشت👍

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۳

ماموربیمه ای که برای بستن قرارداد بیمه واردماجرای پیچیده جنائی میشود، علاقه مندان به این سبک حتمن لذت میبرند، آدمهای باهوش ولی روانی، عالی بود.

۰
Mahtab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۵

جذاب، عجیب و پرتعلیق

۰
نسیم دریا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۳/۱۹

با سلام...داستان خوب بود فقط خیلی کشدار و خسته کننده بود جذابیتش به علت طولانی بودن از بین رفت

۰
Hilda soltani
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۸

اصلا با ترجمه ش کنار نمیام، چرا این مدلیه خدا رو شکر از طاقچه بینهایت گرفتم پولم هدر نره برا این ترجمه بد....

۰
Saeed Azami
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۳۰

همون کتابی هست که بر اساس اون بیلی وایلدر فیلم Double Indemnity رو ساخت به نظرم هم فیلم و هم رمان جزء بهترین آثار نوآر هستند به نظرم کلمهٔ نوآر همه چیز رو توضیح میده و احتیاجی به روده درازی نیست

۰
میس سین
۱۴۰۰/۰۳/۱۱

داستان جنایی جمع و جوری بود البته سبکش مورد علاقه من نبود. شنیدم فیلمی هم از روش ساخته شده ...کلا داستان و ماجراش به درد فیلم بیشتر میخوره تا یک رمان جنایی... اگه طاقچه بی نهایت دارید بخونید.

۰
alitak.f
۱۴۰۵/۰۲/۰۷

چقد ترجمه خاصی داشت و همین تبدیلش کرده به یه نوع تجربه متفاوت👌🔥 اما طبق معمول مثل تمام کتابای این سبک، سان.نسور سنگینی داشت و به همین دلیل یه بخشاییش مبهم و ناواضح میشدن😩 بهرحال سبک داستان گویی این نویسنده...بیشتر

۰
Ana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۷

کتاب خوبیه ، جالب بود طولانی هم نیست

۰
ققنوس
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

کتاب جالب و متفاوتی بود، اما ترجمه و نوشتار عجیب و کمی آزاردهنده بود.

۰
وانیا
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۰۴

ترجمه اش افتضاح بود. خیلی سخت میشد فهمید چی میگه.

۰
samira
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۱

من صوتی اش رو گوش کردم و لذت بردم

۰
کیانوش
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۶

به نظر من کتاب هدفی نداشت بعد از پایان کتاب احساس کردم فقط وقتم رو تلف کردم حتی هیجان کتاب های پلیسی رو هم نداشت

۰

بریده‌هایی از کتاب

RH
۸
هیچ‌وقت از بندوبساطِ یکی دیگه عیب‌وایراد نگیر.
یك رهگذر
۴
کُل خرجش همینه، یه چیکه ترس، که عشق ببُره و تبدیل بشه به نفرت.
یك رهگذر
۳
هیچ‌وقت از بندوبساطِ یکی دیگه عیب‌وایراد نگیر.
یك رهگذر
۳
وقتی آدم حسابی عاشقِ یکیه و بعد یهو از دستش می‌ده، خیلی طبیعیه که فکر کنه تقصیرِ کسیه.
Mahtab
۰
تام وُلف زمانی گفت: «هر کس می‌خواهد داستان‌نویسی یاد بگیرد برود رمان‌های جیمز اِم. کِین را بخواند.» مگر چند نویسنده بوده‌اند که کسی درباره‌شان این‌چنین گفته باشد؟
sepideh ei
۰
این از اون چیزهاس که آدم یاد می‌گیره. هیچ‌وقت از بندوبساطِ یکی دیگه عیب‌وایراد نگیر.
آرتین صلاحی
۰
یه حسی تو من هست که عاشقِ مرگه. بعضی وقت‌ها خودمو مرگ می‌بینم. با یه لباس سرخ که دارم تو شب راه می‌رم.
آرتین صلاحی
۰
برین مونت‌کارلو یا یه جای دیگه‌ای که کازینوِ بزرگ داره. بشینین پشتِ میز و قیافهٔ آدمیو که میزو می‌گردونه تماشا کنین. یه مدت که تماشا کردین از خودتون بپرسین چه‌قدر برا این آدم مهمه که شما الان برین بیرون و کَله‌تونو با گوله سوراخ کنین. صدای شلیکو که بشنوه ممکنه چشم‌هاش برگرده پایینو نگاه کنه. ولی از نگرانی این نیست که شما زنده‌این یا مرده‌ین، مال اینه که مطمئن شه چیزی رو میز جا نذاشتهٔ، که باید بره نقدش کنه. نه، برا این آدم مهم نیست. برا این عزیزمون نه.
melika🌱
۰
کُل خرجش همینه، یه چیکه ترس، که عشق ببُره و تبدیل بشه به نفرت.