
٪۵۰
معرفی کتاب جیرجیرک
احمد غلامی نویسنده و روزنامهنگار اهل ساوه در «جیرجیرک» داستان سه بخش از زندگی یک متولد دهه چهل را روایت می کند، دوران نوجوانی، دوران جوانی و میانسالی. بابک در نوجوانی به خاطر پدرش که عشق فوتبال است، مجبور است نقش یک فوتبالیست عاشق را بازی کند، اما خودش به روزنامهنگاری علاقه دارد، این کار او را درگیر جریانات و ناآرامیهای سیاسی و حوادث کوی دانشگاه سال ۷۸ می کند؛ در حالی که یک دوره را هم به عنوان رزمنده در جبهه گذرانده است:
«پدرم اهلِ سیاست بود و بحثهای داغی میکرد که سروته نداشت و دستآخر معلوم نمیشد طرفدارِ کیست، وقتی با حزباللهیها بود، عمیقاً مذهبی میشد و جوری از همهچیز دفاع میکرد که شاخ درمیآوردی از اینهمه اُلفتش با حزباللهیها و وقتی توی تاکسی مینشست و راننده فحش و ناسزا میگفت به روزگار، چنان از گذشته یاد میکرد که فکر میکردم تمام کاخهای پدرم را غارت کردهاند و انگار ما از نوادههای قاجار بودهایم.
حالتِ پدرم در برخورد با صاحبمنصبان قبل از انقلاب تماشایی بود. ناگهان در حدِ آبدارچی تنزل میکرد و چنان بله قربان، بله قربان میگفت که من فکر میکردم شاید در خاطرات دورودراز گذشته او را با پیراهن سفید در آبدارخانه دیدهام. اما همهچیزِ پدر من فوتبال بود و هیچچیز دیگری جز فوتبال برایش اهمیت نداشت.فوتبال برایش حیثیت و شرف بود. آبرو بود»
این داستان که چند زمانی و به شیوه سیال ذهن روایت میشود و مانند موج دریا خواننده را با خود دچار نوسان احساسات و دریافت میکند، در جاهایی با زندگی خود نویسنده همخوانی دارد. غلامی هم روزنامهنگار است و دوران سربازی اش مصادف با جنگ تحمیلی بوده است و البته جنگ موضوع غالب در آثار او است.
داستان «فعلاً اسم ندارد» احمد غلامی برگزیده دوره سوم جایزه هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۸۱ شد. «کفش های شیطان را نپوش»، «تو می گی من اونو کشتم»، و «آدم ها» از دیگر آثار این نویسنده زبردست ایرانی است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جیرجیرک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | جیرجیرک |
|---|---|
| موضوع: | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده: | احمد غلامی |
| انتشارات: | نشر چشمه |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۸۷/۰۲/۱۷ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۱.۰۵ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۴۶۷۵ |
| تعداد صفحهها: | ۶۸ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۲۴۰۰۰ تومان |
افتاده بودیم در گردنهی حیران![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حسین لعل بذری
طرز تهیه خوراک فرشتهپویا منشیزاده
آدم هااحمد غلامی
کفش های شیطان را نپوشاحمد غلامی
این برف کی آمده...؟محمود حسینیزاد
شبنشینی باشکوهغلامحسین ساعدی
آن سوی پرچین باغطاهر جیناک
بانوی بهشتینویسندگان لهستانی
تقدیم به چند داستان کوتاهمحمدحسن شهسواری
دختر ترکستانیاحمد مدقق
زن تسخیرشدهدونالد بارتلمی
خانه کوچک ماداریوش احمدی
بچه های آفتاب و داستان های دیگرجمال میرصادقی
اسب هایی که با من نامهربان بودندامین فقیری
داستان های تولدهاروکی موراکامی
شکار کبکرضا زنگیآبادی
بازار خوبانآرش صادقبیگی
نبودنبابک بیات
زن در پیادهرو راه میرودقاسم کشکولی
انتری که لوطیاش مرده بودصادق چوبک

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستان کوتاهیه. کمتر از یه ساعت میشه خوندش. اما توی همین صفحات اندک اتفاقای زیادی میفته. برای من خوندنش جذاب بود و فک میکنم نویسنده دهن خلاق و خوبی داره اما انقد تعداد صفحات کم بود که نویسنده انگار هولش...بیشتر
داستان خیلی خوبی داشت و من از خوندنش لذت بردم👌👌👌👌
داستان کوتاه ، شیوا و روان بود، قلم جذابی داشت که تا پایان این جذابیت ادامه پیدا کرد در کل ارزش وقت گذاشتن رو داشت
پیشنهاد میکنم
عالی
داستان خوبی است، متن اش هم شیوا و روان است