«مادونای با پالتوی پوست» نام رمانی از نویسنده اهل ترکیه، صلاحالدین علی است که با رکورد یکمیلیون فروش در سال ۲۰۱۵، پرفروش ترین کتاب سال ترکیه شد.
علی در این اثر داستانی دو وجهی را روایت می کند. یکی ماجرای کارمند یک شرکت که راوی میکوشد با او رابطهای دوستانه برقرار کند و به زندگی او راه یابد و دیگری خاطرات دستنوشته کارمند پیر که روایتی عاشقانه از زندگی روزگار جوانی او در آلمان است:
«در آن زمانها ماریا انگشت اشارهاش را تکان داده، میخندید و میگفت:
ـ نه دوست من؛ نه. عشق اصلاً چیزی که شما میگوئید نیست. ساده و سمپاتیک و بعضی وقتها یک علاقهٔ عمیق نیست. عشق کلاً چیز دیگری است و عین این مسأله است که نمیدانیم از کجا آمده ایم و کدام روز قرار است از این دنیا کوچ کنیم. در حالی که دوستی دوامش بیشتر است و بستگی به فهم و درک متقابل دارد. میتواند نشان دهد به چه صورتی شروع شده و اگر از میان رود، حتی میتوان علّت آن را تحلیل کرد.
در صورتی که عشق را نمیتوان تحلیل کرد.»
این رمان پایانی شگفتانگیز و تکان دهنده دارد که نشان می دهد ادمها هرکجای این دنیا و در هر مقام و جایگاهی که هستند هرچقدر هم که منزوی و معمولی باشند باز دنیایی درون خود دارند که ارزش شناختن و کشف شدن دارد. دنیایی خارج از تصور ما.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مادونایی با پالتو پوست و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مادونایی با پالتو پوست، بی شک کتابی تحسین برانگیز و توصیف محوره. کتابی که بیشتر از اونکه رمان باشه و در چارچوب ادبیات داستانی قرار بگیره، فلسفیه و به توضیح به جا و دقیق و کامل حالات یک انسان و...بیشتر
۰
نیلوفر معتبر
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۱۰/۰۵
هر بار که با محتوای عاشقانه یه کتاب مواجه میشم، با خودم میگم یعنی میتونه با داستان های عاشقانه ای که قبلاً خوندم، متفاوت باشه؟ و هر دفعه، غافلگیر میشم!
با اینکه شاید شباهت کمی به کتاب "چشم هایش" ِ بزرگ...بیشتر
۰
کاربر ۷۲۵۷۳۸۱
۱۴۰۳/۰۳/۳۰
داستان عاشقانه قشنگی بود کمی شبیه به کتاب چشمهایش بود ممنونم :)
۰
meysam
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۰
بسیار کتاب جالب با داستانی جالب و هیجان انگیز توصیه میکنم حتما بخونید
۰
محدثه
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۱
کتاب بسیار زیبایی بود راجع به صالح افندی مترجم زبان آلمانی که در ترکیه زندگی میکنه و همکارش طی یک سری اتفاقات داستان قدیمی صالح افندی رو زمانی که در آلمان بوده میفهمه و داستان عشق او به دختری آلمانی...بیشتر
۰
نرگس
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۵
خوب داستان خوبی داشت یه داستان عاشقانه غم انگیز اما میتونست بهتر از این تموم بشه ادم بعد از خوندنش میگه خوب میگه اگه یه نا امید نمیشد شاید میتونست به اون چیزی که میخواست برسه
انسانها بهطور عادی در پی چیزهایی هستند که احتمال میدهند، پیدا کنند.
پیدا کردن آدمی که بخواهد ته چاهی برود که در آنجا اژدها وجود دارد آسانتر از یافتن کسی است که جسارتش را داشته باشد به ته چاهی برود که نمیداند در آنجا چیست!
نیلوفر معتبر
۵
نه دوست من؛ نه. عشق اصلاً چیزی که شما میگوئید نیست. ساده و سمپاتیک و بعضی وقتها یک علاقهٔ عمیق نیست. عشق کلاً چیز دیگری است و عین این مسأله است که نمیدانیم از کجا آمده ایم و کدام روز قرار است از این دنیا کوچ کنیم. در حالی که دوستی دوامش بیشتر است و بستگی به فهم و درک متقابل دارد. میتواند نشان دهد به چه صورتی شروع شده و اگر از میان رود، حتی میتوان علّت آن را تحلیل کرد.
در صورتی که عشق را نمیتوان تحلیل کرد.
NeginJr
۴
میدانید چرا از همه مردان دنیا متنفرم؟ به دلیل این خواستههای زیادی که از انسان دارید انگار حقشان است... امّا در مورد من اشتباه نکنید. این خواستهها حتماً لازم نیست به زبان آورده شوند. مردها طوری نگاه میکنند و میخندند، دستانشان را تکان میدهند و با زنان رفتار میکنند که انگار موجودی برتر هستند و این احمقانه است.
باید کور باشی نبینی وقتی خواستههایشان رد میشود چه تعجّبی میکنند! و چه رفتار مسخرهای دارند.
و این برای درک آن غرور گستاخانه؛ کافی است. خودشان را همیشه شکارچی و ما را بدبخت میبینند. وظیفه ما فقط طبیعی بودن، اطاعت کردن، دادن چیزهایی که میخواهند...
ما این را نمیخواهیم؛ نمیخواهیم از وجودمان چیزی به آنها بدهیم...
نیلوفر معتبر
۳
وقتی انسان سعی میکند، نقاط مشترکی با کسی داشته باشد و خودش را شبیه طرف مقابل نشان بدهد؛ دلیلی جز نزدیکی دو روح نمیتواند داشته باشد!...
مهرگان
۳
همهٔ غم و اندوهها انعکاس درک ما از حوادث غیر منتظره است. افرادی که آمادگی دارند قطعاً قدرت مقابله با هر چیز و هرکسی را هم دارند.
NeginJr
۳
فکر میکردم انسانی که در باطنش چیزی باشد آرزو دارد آن را به دیگران نشان بدهد. انسان ساکت و بیعلاقه، با گیاهان هیچ فرقی ندارد.
NeginJr
۳
تمام مسأله این بود که اطرافیانش او را نمیشناختند و او هم آدمی نبود که برای شناساندن خودش تمام تلاشش را به کار گیرد.
نیلوفر معتبر
۲
هرچقدر که به دیگران محتاج میشدم به همان اندازه از آنها دور میشدم.
Parinaz
۲
اینکه کسی را دوست داشته باشی و از او خوشت بیاید یک چیز و آنکه با تمام وجود، با تمام روحت عاشق فردی باشی چیز دیگری است...
Parinaz
۱
در هر حال انسانی برای انسانی دیگر...؛ کفایت میکرد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
مادونایی با پالتو پوست، بی شک کتابی تحسین برانگیز و توصیف محوره. کتابی که بیشتر از اونکه رمان باشه و در چارچوب ادبیات داستانی قرار بگیره، فلسفیه و به توضیح به جا و دقیق و کامل حالات یک انسان و...بیشتر
هر بار که با محتوای عاشقانه یه کتاب مواجه میشم، با خودم میگم یعنی میتونه با داستان های عاشقانه ای که قبلاً خوندم، متفاوت باشه؟ و هر دفعه، غافلگیر میشم! با اینکه شاید شباهت کمی به کتاب "چشم هایش" ِ بزرگ...بیشتر
داستان عاشقانه قشنگی بود کمی شبیه به کتاب چشمهایش بود ممنونم :)
بسیار کتاب جالب با داستانی جالب و هیجان انگیز توصیه میکنم حتما بخونید
کتاب بسیار زیبایی بود راجع به صالح افندی مترجم زبان آلمانی که در ترکیه زندگی میکنه و همکارش طی یک سری اتفاقات داستان قدیمی صالح افندی رو زمانی که در آلمان بوده میفهمه و داستان عشق او به دختری آلمانی...بیشتر
خوب داستان خوبی داشت یه داستان عاشقانه غم انگیز اما میتونست بهتر از این تموم بشه ادم بعد از خوندنش میگه خوب میگه اگه یه نا امید نمیشد شاید میتونست به اون چیزی که میخواست برسه