شاندور کارولی هنریک گروشمید دی مارا، که به شاندور مارائی( ۱۹۸۹-۱۹۰۰ ) مشهور است، نویسنده مجارستانی است.
او در دهه ۱۹۳۰ بهعنوان یکی از خلاقترین رماننویسان کشورش بلندآوازه شد.
مارائی عمیقا ضدفاشیست بود و پس از جنگ جهانی دوم به دلیل سلطه کمونیستها و شرایط حاکم در کشورش که انتشار آثارش را امکانپذیر نمیکرد، در ۱۹۴۸ مجارستان را ترک کرد و نخست کوتاهمدت به ایتالیا و سپس بلندمدت و تا پایان عمر به ایالات متحده امریکا رفت و هرگز به کشورش بازنگشت.
مارائی چندین دهه در تبعید خودخواستهاش گمنام ماند و آثارش که شامل شعر، دهها رمان و چندین کتاب خاطرات میشود، ناشناخته باقی بود.
سرانجام در سال ۲۰۰۱ «خاکستر گرم» که بار اول در ۱۹۴۲در بوداپست به انتشار رسید، به انگلیسی ترجمه و منتشر شد و در اندک زمان توجه منتقدان صاحب نام انگلیسیزبان را جلب کرد و در میان ده اثر پرفروش ادبیات انگلیسیزبان جا خوش کرد.
نثر مارائی در «خاکستر گرم» نثری صریح و دقیق و موشکافانه و رئالیست است.
پیرنگ داستان که درباره یک مثلث عشقی است تازگی ندارد و بهانهای بیش نیست. آنچه رمان را متمایز میکند جسارت نویسنده در ساختار تجربی اثر است، آن هم دهها سال پیش از میلانکوندرا و نویسندگان همنسل او.
نویسنده فراسوی پیرنگ کلیشهای داستان میرود و به آن بعدی فلسفی و روانشناختی میدهد؛ زیرا رمان در واقع درباره وسواس فکری، تحقیق و کاوش درباره تنهایی انسان، غم، و سرانجام با رسیدن به کمال پختگی، پذیرفتن یک درام روانی است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خاکستر گرم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
امتیاز: ۳.۵
هر داستاننویسی عقاید و نگرش به زندگیِ خاص خودشو داره که در آثارش خودشون رو نشون میدن. حالا هرچقدر این تفکرات و نگرش رو بیشتر تو عمق داستان وارد کنه و غیر مسقیم تر عرضه کنه برای من جذابتره....بیشتر
۲
omid
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۶
چگونه میشود این همه زیبا با کلمات جنگید و بازی کرد...
۱
vihan
۱۳۹۵/۰۳/۰۷
کتاب خوبی بود خیلی دقیق احساسات ضد و نقیض و دل مشغولی های انسانی که بهش خیانت شده رو نشون می داد
۰
هادی
۱۳۹۵/۰۱/۱۸
یکی از بهترین کتاب های هست که تا الان خوندم و دوست دارم یک دفعه دیگه بخونمش😍😍😍
۰
امیر
۱۳۹۴/۰۸/۰۹
عالی
۰
nabisamavati
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۴/۱۲
گیرا و دوست داشتنی
۰
محمد رحیمی
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۶
لذتی غیرمنتظره...! را تجربه خواهید کرد
۰
Nc.M
۱۴۰۴/۰۸/۰۴
🤏
۰
ماه
۱۳۹۸/۰۱/۱۸
وای بالاخره تموم شد. حوصله ام سر رفت از بس جملات تکراری داشت
«دلم میخواست بدانم آیا واقعا چیزی به نام دوستی وجود دارد؟ مقصود فرصتطلبی لذتبخش دو نفر نیست که میبینند درباره بعضی چیزها در بعضی زمانهای زندگیشان همعقیدهاند، یا در کارهای خطیر و امیالشان شریکند. اینها هیچکدام دوستی نیست. گاهی فکر میکنم دوستی نیرومندترین پیوند در زندگی است و در نتیجه نادرترین. پایهاش چیست؟ همدلی؟ این واژه توخالی و بیمحتوا و خیلی ضعیف که اصلاً تداعیگر آن نیست که دوتَن در بدترین شرایط پشتیبان یکدیگرند. شاید هم چیز دیگری باشد... شاید در عمق هر رابطهای جرقهای کوچک از شیفتگی شهوانی پنهان باشد.
raha
۶
«اینطور فکر میکنی؟ واژهها مسئله نیستند؟ من که جرئت ندارم چنین چیزی را قاطعانه بگویم. گاهی به نظرم میرسد که دقیقا واژههایی که آدمها میگویند، یا فرو میخورند یا مینویسند مسئلهاند، اگر نگوییم تنها مسئله اصلیاند.»
raha
۳
این از آن افکاری است که بعدها به ذهن بیشتر اشخاص میرسد. بعد ازدهها سال گذر آدم به اتاق تاریکی میافتد که کسی آنجا مرده، و ناگهان یاد کلمات فراموش شده و خروش دریا میافتد. مثل اینکه در همان چند کلمه تمام معنای زندگی خلاصه شده، اما پس از اندک مدتی، همیشه آدم از چیز دیگری صحبت میکند.
raha
۳
قضیه وفاداری جز نوعی خودخواهی هراسانگیز چیست؟ آیا به پوچی سایر دغدغههای بشری نیست؟ وقتی طالب وفاداری هستیم، آیا خوشبختی طرف مقابل را میخواهیم و اگر طرف مقابل نمیتواند در آن محاق زیرکانه وفاداری خوشبخت باشد، آیا با خواستنِ وفاداریاش عشق خودمان را ثابت میکنیم؟ و اگر طرف را آنطوریکه خوشبختش کند دوست نداشته باشیم، آیا حق داریم انتظار وفاداری یا هیچ فداکاری دیگری را از او داشته باشیم؟
sepid sh
۳
انگلیسیها بلدند چگونه از خودشان دفاع کنند. آنها انگلستان را در چمدانهایشان با خود به آنجا میبرند. افاده بانزاکتشان را، توداریشان را، مسابقههای گلف و زمینهای تنیسشان را، ویسکیشان را، لباس شبشان را که هرشب در همان آلونکهای سقف حلبی وسط باتلاق تن میکنند.
sepid sh
۳
زندگی یک دوئل است که بدون شمشیر انجام میشود، اما با وجود این ارزشش را دارد که با تمام نیرو برایش آماده بشویم و خیلی هم خطرناک است.
raha
۲
قصر دنیای بستهای بود، مانند آرامگاهی بزرگ از سنگ خارا پر از استخوانهای پوسیده زن و مردهای نسلهای گذشته در کفنهای ابریشم خاکستری یا پارچههای مشکی که در حال پوسیدن باشند. قصر حتی سکوت را حبس کرده بود.
مثل آدمی که به جرم عقایدش زندانی شده و بیحس و حال، با ریش نتراشیده و لباسهای پارهپاره، در سیاه چالی، روی تلی از کاه فاسد پوسیده و کمکم تحلیل رفته باشد. قصر خاطرات را نیز، انگار مشتیمرده، حبس میکرد، خاطراتی که چون قارچ، خفاش، موش، و سوسک در زوایای مرطوب و نمناک خانههای قدیم پنهانند. بر دسته درها رد دستهای لرزان بود، ردی از شور و شوقی دور، چنانکه حالا دستی دیگر تردید میکرد بر آن فشار آورد.
تمام خانههایی که در آنها احساسات شدید، خود را با قدرت تمام بر ساکنانشان خراب کردهاند، چنین حضورهای نامرئی را تداعی میکنند.
raha
۲
حالا... همهچیز تمام شده، تو در واقع جوابت را با زندگیای که انتخاب کردی دادهای. زندگی ما، کلی که نگاه کنی، همیشه جواب مهمترین سؤالهاست. در طی مسیر، مگر مهم است آدم چه میگوید، یا چه کلمات و چه ضوابطی برای توجیه خودش انتخاب میکند؟ در همین پایان است که جواب سؤالاتی را که دنیا چنین بیرحمانه از ما پرسیده، میشود در واقعیت زندگیمان پیدا کرد.
سؤالاتی از این دست: تو کیستی؟ در عمل چه میخواستی؟ به چه رسیدی؟ در چه مقاطعی وفادار یا خائن یا با شهامت یا بزدل بودی؟ آدم موقع پاسخ سعی میکند بهترین جوابها را بدهد، صادقانه یا ریاکارانه؛ اینش خیلی مهم نیست. چیزی که مهم است این است که بالاخره آدم با زندگیاش پاسخ میدهد.
Mo0onet
۲
گاهی فکر میکنم دوستی نیرومندترین پیوند در زندگی است و در نتیجه نادرترین. پایهاش چیست؟ همدلی؟ این واژه توخالی و بیمحتوا و خیلی ضعیف که اصلاً تداعیگر آن نیست که دوتَن در بدترین شرایط پشتیبان یکدیگرند. شاید هم چیز دیگری باشد... شاید در عمق هر رابطهای جرقهای کوچک از شیفتگی شهوانی پنهان باشد.
Rahele Kia
۲
پشت دیوارهای خنک اتاق، تابستان میجوشید و میخروشید و غوغا میکرد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
امتیاز: ۳.۵ هر داستاننویسی عقاید و نگرش به زندگیِ خاص خودشو داره که در آثارش خودشون رو نشون میدن. حالا هرچقدر این تفکرات و نگرش رو بیشتر تو عمق داستان وارد کنه و غیر مسقیم تر عرضه کنه برای من جذابتره....بیشتر
چگونه میشود این همه زیبا با کلمات جنگید و بازی کرد...
کتاب خوبی بود خیلی دقیق احساسات ضد و نقیض و دل مشغولی های انسانی که بهش خیانت شده رو نشون می داد
یکی از بهترین کتاب های هست که تا الان خوندم و دوست دارم یک دفعه دیگه بخونمش😍😍😍
عالی
گیرا و دوست داشتنی
لذتی غیرمنتظره...! را تجربه خواهید کرد
🤏
وای بالاخره تموم شد. حوصله ام سر رفت از بس جملات تکراری داشت