
zahra.s
۷
انسانها بهطور عادی در پی چیزهایی هستند که احتمال میدهند، پیدا کنند.
پیدا کردن آدمی که بخواهد ته چاهی برود که در آنجا اژدها وجود دارد آسانتر از یافتن کسی است که جسارتش را داشته باشد به ته چاهی برود که نمیداند در آنجا چیست!
نیلوفر معتبر
۵
نه دوست من؛ نه. عشق اصلاً چیزی که شما میگوئید نیست. ساده و سمپاتیک و بعضی وقتها یک علاقهٔ عمیق نیست. عشق کلاً چیز دیگری است و عین این مسأله است که نمیدانیم از کجا آمده ایم و کدام روز قرار است از این دنیا کوچ کنیم. در حالی که دوستی دوامش بیشتر است و بستگی به فهم و درک متقابل دارد. میتواند نشان دهد به چه صورتی شروع شده و اگر از میان رود، حتی میتوان علّت آن را تحلیل کرد.
در صورتی که عشق را نمیتوان تحلیل کرد.
NeginJr
۴
میدانید چرا از همه مردان دنیا متنفرم؟ به دلیل این خواستههای زیادی که از انسان دارید انگار حقشان است... امّا در مورد من اشتباه نکنید. این خواستهها حتماً لازم نیست به زبان آورده شوند. مردها طوری نگاه میکنند و میخندند، دستانشان را تکان میدهند و با زنان رفتار میکنند که انگار موجودی برتر هستند و این احمقانه است.
باید کور باشی نبینی وقتی خواستههایشان رد میشود چه تعجّبی میکنند! و چه رفتار مسخرهای دارند.
و این برای درک آن غرور گستاخانه؛ کافی است. خودشان را همیشه شکارچی و ما را بدبخت میبینند. وظیفه ما فقط طبیعی بودن، اطاعت کردن، دادن چیزهایی که میخواهند...
ما این را نمیخواهیم؛ نمیخواهیم از وجودمان چیزی به آنها بدهیم...
نیلوفر معتبر
۳
وقتی انسان سعی میکند، نقاط مشترکی با کسی داشته باشد و خودش را شبیه طرف مقابل نشان بدهد؛ دلیلی جز نزدیکی دو روح نمیتواند داشته باشد!...
مهرگان
۳
همهٔ غم و اندوهها انعکاس درک ما از حوادث غیر منتظره است. افرادی که آمادگی دارند قطعاً قدرت مقابله با هر چیز و هرکسی را هم دارند.
NeginJr
۳
فکر میکردم انسانی که در باطنش چیزی باشد آرزو دارد آن را به دیگران نشان بدهد. انسان ساکت و بیعلاقه، با گیاهان هیچ فرقی ندارد.
NeginJr
۳
تمام مسأله این بود که اطرافیانش او را نمیشناختند و او هم آدمی نبود که برای شناساندن خودش تمام تلاشش را به کار گیرد.
نیلوفر معتبر
۲
هرچقدر که به دیگران محتاج میشدم به همان اندازه از آنها دور میشدم.
Parinaz
۲
اینکه کسی را دوست داشته باشی و از او خوشت بیاید یک چیز و آنکه با تمام وجود، با تمام روحت عاشق فردی باشی چیز دیگری است...
Parinaz
۱
در هر حال انسانی برای انسانی دیگر...؛ کفایت میکرد.
NeginJr
۱
اصلاً انسانهای بدی نبودند. فقط موجوداتی تو خالی بودند. تو خالی تو خالی!
NeginJr
۱
از بچّگی، ترس داشتم که در خوشبختی اصراف کنم. یک قسمت از آن را برای بعدها نگه میداشتم. این کارم هرچند باعث میشد فرصتهای زیادی را از دست بدهم. امّا من میترسیدم که بیشتر از تقدیرم بخواهم.
NeginJr
۱
کار کردن چیز بدی نیست. آنچه که مرا ناراحت میکند، این است که میخواهم بدون اینکه روحم تحقیر شود، کار کنم.
NeginJr
۱
فراموش نکن، فراموش نکن، فراموش نکن....
او نزدیکترین کس به تو بود...
امّا، چنین کاری کرد....
کاربر ۹۳۸۶۹۷۸
۱
گوشهگیری نه یک فضیلت؛ بلکه یک کمبود است. انسانها آنگونه که لازم است در این دنیا میزیند، وظیفه خود را انجام داده و چیزی به جهان میافزایند.
کاربر ۹۳۸۶۹۷۸
۱
با وجود این از میلیونها انسانی که در شهر زندگی میکردند، فقط با چند نفر آنها صحبت کرده و تنها با یک نفر آشنا شده بودم.
شاید هم این کافی بود. در هر حال انسانی برای انسانی دیگر...؛ کفایت میکرد.
امّا اگر آن یک نفر هم نمیشد!
آن وقت چه؟!
وقتی معلوم میشود که همه چیز خیال، یک رویای فریبدهنده و یا تنها یک وهم است، چه کار میتوانی بکنی؟
محدثه
۱
من چه بودم؟ روحم همانند گرگی در حال دریدنم بود.
نیلوفر معتبر
۰
از اصلیترین عادات صاحبان قدرت احتمالاً این است که در برابر دوستان دونپایه نوعی ژست حواسپرتی میگیرند. دوستانی را که قبلاً شما خطاب میکردند یکباره با لحنی خودمانی؛ تو میخوانند.
در وسط حرف طرف مقابل میپرند، سؤالهای بیربط و بیمعنی میکند و خیلی هم طبیعی جلوه میدهند. حتی بیشتر مواقع، با لبخندی، مهربان و دلسوزانه این کارها را انجام میدهند.
نیلوفر معتبر
۰
همهٔ غم و اندوهها انعکاس درک ما از حوادث غیر منتظره است. افرادی که آمادگی دارند قطعاً قدرت مقابله با هر چیز و هرکسی را هم دارند.
نیلوفر معتبر
۰
زمانی که احساس میکنیم، یک زن همهٔ وجودش را به ما داده است. در واقع از ما فاصله گرفته است. زمانی که احساس میکنیم خیلی نزدیک ماست پشت تمامی مسافتهاست.
نیلوفر معتبر
۰
در دنیایی که خیلی دشوار است دو نفر همدیگر را بتوانند پیدا کنند، اصلاً خوب نیست بدون علّت و بیمعنا از هم جدا بشویم...
نیلوفر معتبر
۰
انسانها محتاج عشق و محبّت همدیگرند نه کمکهای مادی...
اگر این اصل وجود نداشت اسم واقعی خانواده این بود: گروهی از افراد بیگانه را پرورش دادن.
v.fahimi
۰
واقعاً مثل انسانهایی که ازدواج کردهاند از همدیگر خسته شدهایم؟
Parinaz
۰
از کسی که در زندگیم بیشتر از همه به او اعتماد داشتم نارو خورده و این شکست به افراد دیگر هم سرایت کرده بود. چون که او برای من تمثالی از تمام انسانیت بود.
NeginJr
۰
انسانها بهطور عادی در پی چیزهایی هستند که احتمال میدهند، پیدا کنند.
پیدا کردن آدمی که بخواهد ته چاهی برود که در آنجا اژدها وجود دارد آسانتر از یافتن کسی است که جسارتش را داشته باشد به ته چاهی برود که نمیداند در آنجا چیست!
NeginJr
۰
انسانها با وجود اینکه میدانند چقدر شناخت همدیگر میتواند خوب و سازنده باشد، ولی چون نمیخواهند به کار سخت تن بدهند ترجیح میدهند مانند کوران با عصا راه بروند. مثلاً با دعوا کردن به موجودیت یکدیگر پی ببرند.
NeginJr
۰
انسان به چیزهایی که اصلاً فکرش را هم نمیتواند بکند. خیلی زود عادت میکند و خود را با آن وفق میدهد.
من هم زندگی خواهم کرد... امّا چگونه!
NeginJr
۰
زندگی پس از این؛ یک شکنجهٔ تحمّلناپذیر است! امّا من مقاومت میکنم. همان کاری که تا امروز کردهام.
NeginJr
۰
در اصل از کودکی، بچهای آرام بودم که زیاد خیالپردازی میکردم.
ذاتاً انسانی نبودم که به طرف کارهای پر خطر بروم و همین باعث میشد که در خیلی مواقع اطرافیانم به اشتباه من را احمق فرض کرده و ناراحتم کنند.
NeginJr
۰
نمیدانم چرا این دختر را شبیه به خودم تصوّر میکردم. شاید به دلیل نگفتن چیزهایی که در درونش بود و نمیخواست بگوید، یا اینکه قسمتهای قوی، عمیق و زیبایش را با حسادت تمام نگه داشته و بروز نمیداد. درست است من همزادپنداری میکردم انگار این شخصیت را باید میشناختم.