با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
طوطی فلوبر

دانلود و خرید کتاب طوطی فلوبر

۳٫۸ از ۴ نظر
۳٫۸ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب طوطی فلوبر  نوشته  عرفان مجیب  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب طوطی فلوبر

جولین بارنز عاشق گوستاو فلوبر است و بیش از همه شخصیت‌های مخلوق این نویسنده از اما بوواری خوشش می‌آید. این اثر یک رمان- تفکر از بارنز است که مانند دیگر آثارش قوی و تاثیرگذار و سرشار از دیدگاه های تازه است. بارنز دی این اثر، داستان، زندگی نامه و تحلیل و نقد ادبی را در هم آمیخته است. قهرمان این کتاب دکتر فرهیخته و عاشق فلوبر است که برای گشودن رازی که در ابتدا کم اهمیت می نماید، در دل زندگی و شخصیت و آثار فلوبر غرق می‌شود و حقایق زندگی و عقاید خود را با رازهای دنیای گوستاو فلوبر درمی‌آمیزد. کتاب «طوطی فلوبر» در واقع گشت و گذاری به قلم بارنز در زندگی و آثار فلوبر است. در این کتاب علاوه بر گا‌هشماری زندگی شخصی و حرفه‌ای فلوبر و خانواده‌اش، با آثار این نویسنده بیشتر آشنا خوهید شد و دنیای او را بیشتر خواهیدشناخت. بارنز در این کتاب عشق و ارادت خود به گوستاو فلوبر را به تمامی ابراز کرده است: «گوستاو خرس بود و خواهرش، کارولین، موش. خواهرش آخر نامه‌هایش می‌نوشت: «موش عزیزِ تو»، «موش باوفای تو»، فلوبر هم او را «موش کوچک»، «آه، موش، موش خوب، موش وفادار»، «موش پیر، موش شیطانِ وفادار، موش خوب، موش بینوای وفادار» خطاب می‌کرد؛ اما خود گوستاو خرس بود. وقتی فقط بیست سال داشت، مردم او را «آدمی عجیب، خرس، مرد جوان غیرمعمول» می‌دانستند. حتی پیش از حملات صرع و زمین‌گیر شدن در کُراسه، این تصویرِ خودش را تثبیت کرده بود: «من یک خرسم و دلم می‌خواهد در غار خودم، در لانهٔ خودم، در پوست خودم، در پوست خرس قدیمی خودم، یک خرس بمانم. دلم می‌خواهد در سکوت زندگی کنم، دور از بورژواها و هر چه بورژوامآبی است.» بعد از حملات صرع، فلوبر حیوان درنده‌خوی وجودش را به اثبات رساند: «من تنها زندگی می‌کنم، مثل یک خرس.» (بهترین توضیح برای واژهٔ «تنها» در این جمله این است: «تنها، جز با والدینم، خواهرم، خدمتکارها، سگ‌مان، بزِ کارولین و ملاقات‌های مرتب آلفرد لو پوئتوان.») بهبود یافت و اجازهٔ سفر پیدا کرد. در دسامبر ۱۸۵۰ از قسطنطنیه برای مادرش نامه نوشت و به شرح‌وبسط ایماژ خرس پرداخت؛ ایماژی که دیگر نه‌تنها شخصیتش بلکه استراتژی ادبی‌اش را هم توضیح می‌داد.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
کاربر ۲۰۲۹۲۹۹
۱۳۹۹/۱۰/۱۵

دیدگاه های انسانی و بدون قضاوت راوی به همراه روایت روان و بدون افت و خیز زندگی فلوبر، بسیار جذاب بود.

AliX
۱۳۹۸/۰۱/۲۱

قیمت کتاب های الکترونیکی با توجه به اینکه صرفاً فعال سازی در اکانت هست و محدودیتی در چاپ کاغذ و انبار داری و ... نداره و اتفاقاً با فرمت epub حجم ناچیزی اشغال میکنن و در نتیجه هزینه فضای هاستینگ

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۲)
کتاب‌ها می‌گویند: «او به فلان دلیل مرتکب این کار شد.» زندگی می‌گوید: «او مرتکب این کار شد.» در کتاب‌ها چیزها را توضیح می‌دهند؛ در زندگی چیزها صرفاً وجود دارند. تعجب نمی‌کنم که بعضی از مردم کتاب‌ها را بر زندگی ترجیح می‌دهند. کتاب‌ها به زندگی معنا می‌بخشند. تنها مشکل این است که زندگی‌هایی که به واسطهٔ کتاب‌ها تشریح می‌شوند زندگی‌های دیگران هستند و نه هرگز زندگی خودتان.
Violette
در نظر مذهبی‌ها مرگ موجب زوال بدن می‌شود و اسباب آزادی روح. در نظر هنرمند مرگ موجب زوال شخصیت می‌شود و آزادی اثر.
mhr
کتاب‌ها مانند کودکان به وجود نمی‌آیند. کتاب‌ها مثل اهرام ساخته می‌شوند. همیشه برنامهٔ حساب‌شدهٔ بلندمدتی در کار است، بلوک‌های بزرگ سنگی را روی هم می‌گذارند که کاری کمرشکن، عرق‌درآور و وقت‌گیر است. تازه همهٔ این‌ها برای هیچ! فقط به خاطر این‌که وسط کویر بنشیند! که بر کویر احاطه داشته باشد، که شغال‌ها بر پایه‌اش بشاشند، بورژواها از آن بالا بروند، و همین‌طور الا آخر. خودتان این قیاس را بسط دهید.
Violette
تخیل مثل یک درخت میوهٔ قابل‌اتکا نیست که هر سال به بار بنشیند. نویسنده باید هر چه میوه هست جمع کند: گاهی بیش‌ازاندازه، گاهی بسیار ناچیز و گاهی مطلقاً هیچ. و در سال‌های فراوانی همیشه یک طبق میوهٔ ساخته‌شده از تخته‌های نازک چوبی در یک اتاق زیرشیروانی تاریک و خنک وجود دارد که نویسنده گه‌گاه با دلهره به آن سر می‌زند؛ و بله، آه خدای من، هنگامی که در طبقهٔ پایین سخت مشغول کار کردن است، آن بالا در اتاق زیرشیروانی پوست‌ها می‌پلاسند، لکه‌های هشداردهنده ظاهر می‌شوند، یک سقوط قهوه‌ای ناگهانی اتفاق می‌افتد و آن‌گاه دانه‌های برفی که همه‌جا را پُر می‌کند. در چنین وضعیتی چه کاری از دست نویسنده برمی‌آید؟
Violette
آدم‌هایی مثل ما مذهب‌شان نومیدی است. آدم باید عین سرنوشتش باشد، به عبارت دیگر مثل سرنوشتش تألم‌ناپذیر باشد. آدم باید با گفتن “همین است که هست! همین است که هست!” و خیره شدن به چالهٔ سیاه کنار پایش تسلا یابد.»
Violette
«بزرگ‌ترین اتفاقات زندگی‌ام معدودی فکر، مطالعات، چند غروب خاص کنار دریا در تروویل و چهار پنج ساعت گفت‌وگویم حین سواری کردن با دوستی [آلفرد لو پوئتوان] است که حالا ازدواج کرده و ارتباطش با من قطع شده است.»
fereshteh amani
دو مثال مشخصاً شگفت‌زده‌ام کردند: اولی کشف قابل‌توجهی دربارهٔ رمان سالار مگس‌ها ست. در صحنهٔ معروفی که از عینک پیگیبرای کشف دوبارهٔ آتش استفاده می‌شود، ویلیام گلدینگ دربارهٔ نوع عدسی اشتباه می‌کند؛ یعنی در واقع کاملاً وارونه می‌گوید. چشم پیگی نزدیک‌بین است و امکان ندارد از عینکی که برای چنین چشمی تجویز می‌شود بتوان به عنوان ذره‌بین برای روشن کردن آتش استفاده کرد. این‌جور عدسی‌ها را از هر طرف که بگیرید کاملاً از متمرکز کردن اشعه‌های آفتاب عاجزند.
fereshteh amani
«هنرمند باید هر طور شده آیندگان را مجاب کند که هرگز وجود نداشته است.»
mhr
جای تعجب ندارد که زندگیِ این زن نوعی از بودن است که در آن پریشانی‌های یک زندگی دشوار با تسلی‌بخشی‌های دین جبران می‌شود.
عباس کریمی
ناامیدها همیشه تشویق می‌شوند که از خودخواهی پرهیز کنند، ابتدا به فکر دیگران باشند. به نظر ناعادلانه است. چرا وقتی مسئولیت خودشان بارشان را سنگین کرده، باید بار مسئولیت خوش بودن دیگران را بر شانه‌هاشان بگذاریم؟
Violette

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۰۷
شابکundefined
تعداد صفحات۲۴۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۷,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۲/۰۷