کتابها میگویند: «او به فلان دلیل مرتکب این کار شد.» زندگی میگوید: «او مرتکب این کار شد.» در کتابها چیزها را توضیح میدهند؛ در زندگی چیزها صرفاً وجود دارند. تعجب نمیکنم که بعضی از مردم کتابها را بر زندگی ترجیح میدهند. کتابها به زندگی معنا میبخشند. تنها مشکل این است که زندگیهایی که به واسطهٔ کتابها تشریح میشوند زندگیهای دیگران هستند و نه هرگز زندگی خودتان.