
کتاب تابستان در بادنبادن
۲٫۶
(۵)
خواندن نظراتمعرفی کتاب تابستان در بادنبادن
«تابستان در بادنبادن» رمانی نوشته لئونید تسیپکین نویسنده روس است. او در ۱۹۲۶ در مینسک شوروی سابق متولد شد. کار اصلی تسیپکین پزشکی بود اما وقت آزاد خود را صرف ادبیات میکرد. آثار او در دوره اختناق شوروی هیچگاه روی چاپ به خود ندید و پس از مرگش به چاپ رسید.
داستان«تابستان در بادنبادن» درباره عشق تسیپکین به نویسنده بزرگ روسیه، فئودور داستایوفسکی است و دو روایت موازی دارد. یکی در شوروی ۱۹۶۰ رخ میدهد که لئونید تسیپکین با قطار عازم لنینگراد است تا همچون همیشه به دیدار مکانهای زندگی و فعالیت داستایوفسکی برود و دیگری در سال ۱۸۶۷ که در آن فئودور که به تازگی با آنا گریگوریونا ازدواج کرده و به آلمان میرود.
شور ویرانگر داستایوفسکی به قمار و دلبستگیاش به ادبیات با عشق سراسر گذشت و فداکاری همسرش قرین میشود، عشقی که با عشق تسیپکین به مرادش داستایوفسکی قابل مقایسه است:
«حومهی آشنای بادنبادن با خانهها و کلبههای روستاییاش، به آهستگی، از کنار پنجره عبور میکرد ولی فدیا، همچنان با همان توجه مسحورانه، صورت زن را که سرْ روی شانهی او خوابش برده بود، وارسی میکرد و لحظهای اندیشید که پیشانی و گونههای آنا، دوباره، به همان رنگپریدگی سالن تیراندازی میشود ـ آرام و موزون نفس میکشید ـ اما، البته! اکنون همسرش خواب بیشتری لازم داشت و رنگپریدگیاش، احتمالاً، به خاطر میشا یا سونیای آینده بود! ـ چطور پیشتر به این فکر نیفتاده بود؟ ـ و فدیا سر همسرش را نوازش و او را بیدار کرد و زن هم مثل کودکانی که تازه از خواب بیدارشان کردهاند، به فدیا زل زده بود ـ مرد به همسرش گفت: « داریم میرسیم » ـ و آن سوی پنجرهی واگن، آنیا میتوانست کوهی سر به فلککشیده و سبز و خرم با خانههای سفید و آجرهای قرمز ببیند ـ و در گوشه و کنار، برجهای گوتیک کلیساها و بر فراز همه چیزْ آسمان آبی پررنگ با ابرهای پفآلود که در پهنهی آن شناور بود ـ آنا گریگوریونا شهر را درست همان طور که بود، تصور کرده بود، اما میبایست آماده میشد تا از قطار پیاده شوند و بار و بندیلشان را ببندند.»
نظری برای کتاب ثبت نشده است
تازهکارها![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ماریو بارگاس یوسا
آخرین غروبهای زمینروبرتو بولانیو
بانو در آینهویرجینیا وولف
مرگ آرتیمو کروزکارلوس فوئنتس
سنتائورجان آپدایک
برف بهارییوکیو میشیما
چشمهای سگ آبیرنگگابریل گارسیا مارکز
از غبار بپرسجان فانته
بشنو آواز باد راهاروکی موراکامی
زنی در قاب آیینهویرجینیا وولف
سفر زمستانیاملی نوتومب
سفر در اتاق کتابتپل آستر
طوطی فلوبرجولین بارنز
قهرمان عصر ماماریو بارگاس یوسا
شهرهای بینشانایتالو کالوینو
خاکستر گرمشاندور مارائی
چیزهای شفافولادیمیر نابوکوف
آدُلفبنژامن کنستان
نه مرگهادی معصومدوست
حقارتفیلیپ راث
