
کتاب سقوط
معرفی کتاب سقوط
آلبر کامو ( ۱۹۶۰- ۱۹۱۳)، نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار الجزایریتبار فرانسوی و برنده نوبل ادبیات است. سقوط رمانی است فلسفی و از زبان ژان باتیست کلمانس ( یحیای تعمیددهنده نداکننده) که وکیل بوده و اینک خود را «قاضی توبهکار» میخواند، روایت میشود. او داستان زندگیاش را برای غریبهای اعتراف میکند.
کلمانس در رستورانی به نام «مکزیکو سیتی» با غریبهای - که در اصل خواننده کتاب است- آشنا میشود و داستان زندگیاش را برای او بازگو میکند.
ژان باتیست تعریف میکند که وکیلی ترازاول در پاریس بوده و زندگی بسیار موفقی داشته است. اما شبی که در حال گذشتن از پلی در پاریس بوده، زنی را میبیند که بهصورتی غیرعادی به لبههای پل نزدیک شده است.
ژان باپتیست با بیتوجهی از کنار زن میگذرد. بعد از چند قدم، صدای برخورد شیئی با آب را میشنود اما - برخلاف تمامی ارزشهایی که خود، ظاهراً، در طول اعترافاتش به آنها پایبندی نشان میدهد- هیچ کاری نمیکند. این اتفاق بر زندگی موفق او - به عنوان وکیل- تاثیر بسزایی میگذارد.
کامو سقوط کلمانس را مانند هبوط آدم از بهشت و تنزلی شدید از دید دنیوی و مادی به تصویر میکشد. این سقوط پسزمینههای حبس، بیگناهی، عدم وجود و حقیقت را نمایان میسازد.
کامو با ظرافتی خاص نام کتاب را انتخاب کرده و در طول داستان علاوه بر اینکه هبوط معنوی و دنیوی شخصیت اصلی داستان را به تصویر میکشد، نقطه آغازین این هبوط را نیز واقعه سقوط یک زن از روی پل به داخل رودخانه قرار داده است.
ژان پل سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست معاصر، این رمان را «زیباترین و فهمناشدهترین» کتاب کامو میخواند. کتاب به صورت مونولوگ اول شخص نوشته شده است.
درباره آلبر کامو
آلبر کامو در ۷ نوا مبر ۱۹۱۳سال در خانوادهای فقیر در الجزایر متولد شد. آن زمان الجزایر تحت استعمار فرانسه بود. پدرش کارگری فقیر بود و مادرش خدمتکار بود. آنها صاحب دو فرزند به نام «لوسین» و «آلبر» بودند، پدرش در جنگ کشته شد و مسئولیت نگهداری دو بچه بر عهده مادرش افتاده بود. کامو به خاطر خانوادهاش مدرسه را رها کرد و به کارگری مشغول شد. معلمش به استعداد او پی برد و او را به ادامه تحصیل تشویق کرد، و به او کمک کرد تا بتواند بورسیه تحصیلی شود. با وجود اینکه کامو یکی از متفکران مکتب اگزیستانسیالیسم است او همواره این برچسب خاص را رد میکرد. او در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و تا پیش از آنکه در سال ۱۹۳۰ گرفتار بیماری سل شود دروازهبان تیم فوتبال این دانشگاه بود. کامو در بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ و در سن ۴۷ سالگی بر اثر سانحهی تصادف نزدیک سن، در شهر ویلبلویل درگذشت.
به عقیدهی بسیاری او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و نویسنده کتاب مشهور بیگانه و مقاله جریانساز افسانهی سیزیف است. کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر آثار مهم ادبیاش که بهصورت واضح به مشکلات وجدان بشری در این عصر پرداخته است برندهی جایزهی نوبل ادبیات شد. آلبر کامو نخستین نویسندهی زادهی قارهی آفریقا است که برنده این جایزه شده است. او دو سال پس از بردن جایزهی نوبل در یک سانحهی تصادف درگذشت. در جیب کت او یک بلیط قطار استفاده نشده پیدا شد، او ابتدا قرار بود با قطار و به همراه همسر و فرزندانش به سفر برود ولی در آخرین لحظات پیشنهاد دوست ناشرش را برای همراهی پذیرفت تا با خودروی او سفر کند. رانندهی اتوموبیل و میشل گالیمار، دوست نزدیک و ناشر آثار کامو، نیز در این حادثه کشته شدند. آلبر کامو در گورستان لومارین در جنوب فرانسه دفن شد.
زمانی که کامو در حادثهی اتومبیل کشته شد، مشغول کار بر روی نسخهی اول رمان تازهای به نام آدم اول بود. به دوستی نوشته بود: «همهی تعهداتم را برای سال ۱۹۶۰ لغو کردهام. این سال، سال رمانم خواهد بود. وقت زیادی میبرد؛ اما به پایانش خواهم برد.» حادثهی اتومبیل زمانی پیشآمد که عازم پاریس بود تا کاری تازه را در زمنیه کارگردانی شروع کند.
بعد از مرگ کامو، همسر و فرزندانش حق تکثیر آثار او را در اختیار گرفتند و دو اثر باقیمانده او را منتشر کردند. اولین آنها کتاب مرگ شاد بود که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. دومین کتابی که پس از مرگ کامو منتشر شد یک اثر ناتمام به نام آدم اول بود که سال ۱۹۹۵ منتشر شد. آدم اول یک خودزندگینامه دربارهی دوران کودکی نویسنده در الجزایر است.
زندگینامه آلبر کامو را در صفحه این نویسنده میتوانید بخوانید.
حجم
۱۲۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
حجم
۱۲۱٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
نظرات کاربران
بسیار ترجمه و ویراستاری ضعیف.بطوریکه نصف جملات اصلا معلوم نیس چی میگه و نصف دیگشم باید بخونی وتو ذهنت ویراستاری کنی.
بعضی جملاتش جالب بود اما فکر می کنم برای فهمیدن کل کتاب نیاز به دوباره خواندنش دارم
خود کتاب، کتاب خوب، لذت بخش و چالش برانگیزی هست. اما متاسفانه به دلیل ترجمه ضعیف و ناروان بودن متن آنطور که باید از کتاب بهره مند نمیشید. پیشنهاد میکنم از ترجمه دیگری استفاده کنید.
ترجمه امیر لاهوتی اصلا روان نبود
بی شک یک بار خوندنش کافی نبود!!
آینهی تمام نمای بحران انسان معاصر.
اصلا نفهمیدم چی خوندم
فکر میکنم تو بعضی قسمت ها مترجم خودشم نفهمیده چی داره ترجمه میکنه فقط یکسری کلماتو پشت هم ردیف کرده که اگه هزاران بار هم بخونیشون به نتیجه ای نمیرسیو این واقعا ادمو خسته میکنه از مطالعه به علاوه باعث
نویسنده شما را مخاطب قرار میدهد ،کتابی متفاوت.
سقوط هیچ چیزی از بیگانه کم نداره این دو اثر کامو واقعا شاهکارن