معرفی و دانلود کتاب آیدا: درخت و خنجر و خاطره + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آیدا: درخت و خنجر و خاطره

کتاب آیدا: درخت و خنجر و خاطره

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمد شاملو
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آیدا: درخت و خنجر و خاطره

از دست‏های گرم تو کودکانِ توأمانِ آغوشِ خویش سخن‏ها می‏‌توانم گفت غم نان اگر بگذارد. نغمه در نغمه در افکنده ای مسیحِ مادر، ای خورشید! از مهربانی بی‏دریغِ جانت با چنگِ تمامی ناپذیرِ تو سرودها می‏‌توانم کرد غم نان اگر بگذارد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آیدا: درخت و خنجر و خاطره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابآیدا: درخت و خنجر و خاطره
موضوعشعر نو
نویسندهاحمد شاملو
انتشاراتانتشارات مروارید
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۷۶/۰۵/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۱ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۶۰۲۶۴۲۱
تعداد صفحه‌ها۱۳۴ صفحه
قیمت کتاب۵۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

الناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۶

کتاب دل انگیزی بود برای من....دوستش دارم....

۰
Sali
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۱۱

از اون کتاباست که خسته نمیشی از تکرار جملاتش

۰
امیر
۱۳۹۴/۰۵/۱۹

خوب است

۰

بریده‌هایی از کتاب

رهگذر
۱۹
ما آبستنِ اميدِ فراوان بوده‌ايم؛ دريغا كه به روزگار ما كودكان مرده به دنيا می‌آيند!
pejman
۱۷
و عشق سوء تفاهمی است كه با «متأسفم» گفتنی فراموش می‌شود
رهگذر
۸
زخم گُلميخ‌ها كه به تيشه‌ی سنگين ريشه‌ی درد را در جانِ عيساهای اندوهگين‌مان به فرياد آورده است در خاطره‌های مادرانه‌ی ما به چرك اندر نشسته و فرياد شهيدشان به هنگامی كه بر صليبِ نادانی خلق مصلوب می‌شدند: «ــ ای پدر اينان را بيامرز چرا كه خود نمی‌دانند كه با خود چه می‌كنند!»
رهگذر
۴
عصری كه مردانِ دانش اندوه و پلشتی را با موشك‌ها با اعماق خدا می‌فرستند و نان شبانه فرزندان خود را از سربازخانه‌ها گدايی می‌كنند، و زندان‌ها انباشته از مغزهايی‌ست كه اونيفورم‌ها را وهنی به شمار آورده‌اند، چرا كه رسالت انسان هرگز اين نبوده است هرگز اين نبوده است!
رهگذر
۳
و غيبت‌ها و تخمه شكستن به انتظار پرده كه بالا رود همراه جنازه‌يی كه تهمت زيستن بر خود بسته بود از آن پيش‌تر كه بميرد. عصر كثيف‌ترينِ دندان‌ها در خنده‌يی و مستأصل‌ترينِ ناله‌ها در نوميدی.
روشنا
۱
دير زمانی در او نگريستم چندان كه چون نظر از وی باز گرفتم در پيرامون من همه چيزی به هيأت او در آمده بود. آن گاه دانستم كه مرا ديگر از او گريز نيست.