معرفی و دانلود کتاب سوت زدن در تاریکی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سوت زدن در تاریکیsubscriptionAvailable

کتاب سوت زدن در تاریکی

نوع کتاب
۳.۹(از ۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
شهاب مقربین
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سوت زدن در تاریکی

«سوت زدن در تاریکی» مجموعهٔ اشعار عاشقانه از شهاب مقربین، شاعر توانای معاصر است. موضوع بیشتر شعرهای مقربین در این مجموعه، تنهایی انسان معاصر، کشش و گریز او به عشق و از عشق است. انسان معاصر هم از عشق می‌هراسد و هم به سمت آن کشش دارد. به گفته خود مقربین شعرهای «سوت ‌زدن در تاریکی» با رفتن، رسیدن و دوباره دور شدن و به نوعی با جذب و دفع همراه‌اند: تو برگ گلی نسیمی آرام آرامشت را به‌هم می‌ریزد آمده‌ای در قلبم چه کنم این‌جا طوفان‌ها برپاست

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سوت زدن در تاریکی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سوت زدن در تاریکی
موضوع:شعر معاصر
نویسنده:شهاب مقربین
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۸/۰۲/۰۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۳۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۶۲۷۷۷۵
تعداد صفحه‌ها:۱۷۵ صفحه
قیمت کتاب:۱۱۱۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Danyar
۱۳۹۸/۰۳/۱۶

بیایید ندانسته نظر ندهیم... این کار باعث میشود کتاب های خوب از دست کتاب خوان ها برود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Ahmad
۲۵
بخواهی یا نخواهی در قلبم نشستی حالا انتخاب کن می‌خواهی تپشِ حیات باشی یا گلوله‌ای
(:Ne´gar:)
۱۱
خیال کرده بودم که تو ماهی و من نزدیک‌ترین ستارهٔ توام تو خورشید بودی ستارگانِ بی‌شمار را روشن کردی من در آن میان گم شدم
Ahmad
۹
اما همهٔ راه‌ها که با پا پیموده نمی‌شوند دستت را به من بده
(:Ne´gar:)
۷
وقتی به مرگ فکر می‌کنم می‌دانم باید به زندگی فکر کرد وقتی به زندگی فکر می‌کنم می‌دانم باید به تو فکر کنم وقتی به تو فکر می‌کنم نمی‌دانم چه کنم
Ahmad
۶
دریا با من مهربان نیست دوستش دارم به آغوشش رها می‌کنم خود را مرا غرق می‌کند
farnaz Puresmaili
۶
ای کاش درخت بودم زبانم زبانِ سکوت بود تا سکوتِ تو را می‌فهمیدم
Ahmad
۵
سقف ما می‌توانست پاره ابری باشد فقط تا دل‌خوش باشیم وقتی که می‌بارد من موی و روی تو را با نوازش‌هایم از قطره‌های باران پاک کنم و تو هرگز رازِ قطره‌های چکیده بر گونه‌هایم را ندانی این برای شادی من بس بود
farnaz Puresmaili
۵
تولدِ منی بی‌سبب نیست که هر چه بیش قدم پیش می‌گذارم از من دورتر می‌شوی تو لحظهٔ تولد منی
atena
۵
بخواهی یا نخواهی در قلبم نشستی حالا انتخاب کن می‌خواهی تپشِ حیات باشی یا گلوله‌ای
آزادی
۵
ای کاش درخت بودم زبانم زبانِ سکوت بود تا سکوتِ تو را می‌فهمیدم