کتاب چشم ولادیمیر ناباکوف + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

معرفی کتاب چشم

ولادیمیر ناباکوف (۱۹۷۷-۱۸۹۹) نویسنده روس‌تبار امریکایی است. ناباکوف «چشم» را در ۱۹۳۰ نوشته است؛ زمانی که لنین مرده و جنگ داخلی در روسیه جریان دارد. «چشم» دربار‌ه‌ یک معلم سرخانه روسی است که به آلمان مهاجرت کرده. «اسموروف» شخصیت اصلی داستان در پایان رابطه کسالت‌بارش با «ماتیلدا» دست به خودکشی می‌زند. فصل اول رمان همین جا تمام می‌شود بدون اینکه ما اطلاعی از پایان ماجرا داشته باشیم. در فصل دوم با روایت گمگشتگی فردی روبه رو هستیم که در گوشه گوشه هستی به دنبال پیدا کردن خودش می‌گردد. «اسموروف» شخصیتی بیگانه با اجتماع و اطرافیانش است. روابطش به نتیجه نمی‌رسد و در همه‌ آنها نوعی بیماری به چشم می‌خورد. پرداخت به زوایای پنهان روان شخصیت‌ها، گمگشتگی هویت، تنهایی و بی‌معنایی از درون مایه‌های اصلی این اثراست. در بخشی از فصل دوم راوی «اسمروف» را چنین توصیف می‌کند : « مصمم شدم که اسمورف واقعی را کشف کنم. تا آن‌جای کار پی برده بودم که او شخصیتی چند بعدی دارد. درواقع نسبت به محیط رنگ عوض می‌کرد و گاهی سیمایی سرد و بی روح و گاه چهره‌ای متفاوت و پر حرارت از خود بروز می‌داد. کم‌کم داشت از این بازی خوشم می‌آمد. شخصا اسمورف را به دور از هرگونه شور و احساسی نظاره می‌کردم. پیش‌داوری اولیه که عملا به سود او بود، حالا به کنجکاوی صرف تبدیل شده بود. به هر حال من هیجانی را تجربه می‌کردم که برایم تازگی داشت».

نظرات کاربران

ارغوان
۱۳۹۴/۰۹/۱۱

ناباکوف رو دوست دارم. چون در انتهای داستانهاش همیشه آدم رو شگفت زده میکنه. ولی در قیاس با سایر رمانهای ناباکوف، این کتاب متوسط به حساب میاد.

دل
۱۴۰۰/۰۵/۲۹

متن غیر روان و گیج کننده

mahi
۱۴۰۳/۰۴/۱۷

کتاب گنگ‌و مبهم بود. با اینکه من این نویسنده علاقه دارم، ار متن داستان از فصل دوم نانفهوم‌بود و برای همین ادامه ندادم‌

موسی خواجه
۱۳۹۹/۰۶/۳۱

چه شروع کلاسیک محشری! دوباره شیرینیِ اون فضای بالزارکی رمان‌های قرن نوزده برام زنده شد! عالیه!

AS4438
۱۴۰۰/۱۰/۱۰

خوب بود ولی ترجمه جالب نبود.

مجتبی
۱۳۹۴/۰۵/۲۱

بعنپان داستانی که بخواین یکی دو روزه تموم شه و خوشخوان باشه خوبه...

بریده‌هایی از کتاب

انسان برای خوشبخت زندگی کردن، باید گهگاه لحظاتی سرشار از گنگی و پوچیِ کامل را تجربه کند
pejman
شاید چیزی که برای یک نفر بی‌ارزش است، برای دیگری ارزشمند باشد.
pejman
اسکناس بیست مارکی را برداشتم و ریزریز کردم. ساعت مچی‌ام را درآوردم و آن‌قدر به زمین کوبیدمش تا از کار افتاد. به ذهنم خطور کرد که اگر دلم بخواهد، همان لحظه می‌توانم میان خیابان بدوم و کلمات وقیحی بر زبان بیاورم و از سرِ لذت، هر زنی را که می‌خواهم، در آغوش بگیرم؛ یا اولین کسی را که می‌بینم، با تیر بزنم یا شیشه مغازه‌ای را خرد کنم ... این‌ها تمام چیزی بود که آن لحظه از ذهنم گذشت: رؤیای قانون‌شکنی هم دامنه محدودی دارد.
haniy Kia
اوج و قله معاشقه‌مان برای من چیزی نبود مگر تپه کوچک و غم‌زده‌ای با چشم‌اندازی یأس‌آور.
haniy Kia
به هرحال کاشمیران تصویر دیگری از اسموروف را در ذهن داشت. چه تفاوتی می‌کند کدام تصویر؟ چرا که من وجود خارجی ندارم: فقط هزاران آینه وجود دارند که تصویر مرا انعکاس می‌دهند، من با هر که آشنا شوم، شمار اشباحی که به من شباهت دارند، افزایش می‌یابد. آنها درجایی زندگی می‌کنند و در جایی تکثیر می‌شوند. من به تنهایی وجود ندارم.
haniy Kia

حجم

۸۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۱۰۶ صفحه

حجم

۸۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۱۰۶ صفحه

قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان