معرفی و دانلود کتاب رازی در کوچه ها + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب رازی در کوچه ها
off
٪۶۰

کتاب رازی در کوچه ها

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
فریبا وفی
انتشارات: 
نشر مرکز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رازی در کوچه ها

کتاب رازی در کوچه ها نوشتهٔ فریبا وفی در نشر مرکز چاپ شده است.

درباره کتاب رازی در کوچه ها

کتاب گنگ وتلخ آغاز می شود و زمان داستان مدام بین گذشته و حال در نوسان است. در ابتدای داستان روایتی از عبوی در حال مرگ می‌بینیم و دختری که آمده تا پس از سال‌ها چندساعت آخر زندگی پدرش را در کنار او باشد. اما تلخی سطرهای نخست نیز از جذابیت داستان نمی‌کاهد. رازی در کوچه ها دارای فضایی زنانه است و مانند اکثر نوشته‌های فریبا وفی این زن‌ها هستند که سکان کار را به دست می‌گیرند اما این قصه بیشتر از همه، قصهٔ ماهرخ است.

کتاب رازی در کوچه ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این اثر به دوستداران رمان‌های ایرانی پیشنهاد می‌شود.

درباره فریبا وفی

فریبا وفی اول بهمن ۱۳۴۱ در تبریز به دنیا آمد. او رمان‌نویس و نویسندهٔ داستان کوتاه مطرح ایرانی است. رمان‌های پرندهٔ من و رؤیای تبت از آثار او، برندهٔ چند جایزهٔ ادبی معتبر در ایران شده‌اند.

داستان‌هایی از فریبا وفی به زبان‌های روسی، سوئدی، عربی، ترکی، ژاپنی، انگلیسی و آلمانی ترجمه شده‌ است.

کتاب‌های او از این قرار هستند:

در عمق صحنه، ۱۳۷۵ / حتی وقتی می‌خندیم، ۱۳۷۸ / در راه ویلا، ۱۳۸۷ / همهٔ افق، ۱۳۸۹ / بی‌باد، بی‌پارو، ۱۳۹۵ / پرنده من، ۱۳۸۱ / ترلان، ۱۳۸۲ / رؤیای تبت، ۱۳۸۴ / رازی در کوچه‌ها، ۱۳۸۶ / ماه کامل می‌شود، ۱۳۸۹ / بعد از پایان، ۱۳۹۲ / روز دیگر شورا، ۱۳۹۸

بخشی از کتاب رازی در کوچه ها

«عبو بيدار ولی ساكت است. هميشه او را در حال حرف زدن و داد و بيداد كردن ديده بودم. عبوی جديد، كمی غريبه و ناآشناست. سكوت مال ماهرخ بود و حرف مال عبو. ماهرخ زمانی از قدرت سكوت آگاه شد كه ديگر حوصله استفاده كردن از آن را نداشت. عبو در برابر سكوت عاجز بود. آن را نمی‌فهميد. اگر می‌ديد كسی در خانه قهر كرده، يا به روی خودش نمی‌آورد يا خيلی زود بی‌اثرش می‌كرد. ولی ماهرخ سال‌های آخر ديگر قهر نبود. حتی ساكت هم نبود. فقط بی‌حس بود. آن روزها نمی‌دانستم حسِ رفته به مهمان رنجيده می‌ماند كه وقتی رفت با خواهش و تمنا هم برنمی‌گردد. چند هفته بعد از آن كتك‌كاری بی‌دليل بود كه عبو ماهرخ را فرستاد سفر.

«هم زيارت است هم سياحت.»

تا به حال كسی چنين جسارت و سخاوتی در او نديده بود. خودش نخواست همراه ماهرخ برود. خرج سفر و كار مغازه را بهانه كرد. خودخواسته كنار می‌رفت تا بلكه بتواند دوباره به زندگی ماهرخ برگردد. عبو برای هميشه از زندگی او تبعيد شده بود.

عزيز غرغر می‌كرد. از كی زن، عزيزتر از مادر شده است؟ خودش جواب خودش را داد: از همان اول، از همان زمانی كه حوّا بود ولی مادر نبود. آرزويش رفتن به زيارت بود ولی عبو هيچ وقت پول نداشت. آرزوی عزيز، جوان مانده اما پاهايش پير شده بود. دورتر از قبرستان شهر نمی‌توانست برود. هر بار، سنگ قبر پدربزرگ را گم می‌كرد. روی قبرها خم می‌شديم و دنبال اسم محمد می‌گشتيم. مواظب بودم پا روی قبرها نگذارم. بيشتر اسم‌ها را نمی‌توانستم بخوانم. با خط شكسته نوشته بودند.

محمد را پيدا می‌كرديم و سر قبرش می‌نشستيم. بفهمی نفهمی می‌دانستم دفعه قبل برای مرد ديگری گريه كرده بوديم ولی نمی‌شد اين را به عزيز گفت. نرسيده چادرش را می‌كشيد روی صورتش و گريه می‌كرد. از زير چادرش به قبر پدربزرگ تونل می‌زد و اخبار زنده‌ها را به او می‌رساند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رازی در کوچه ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابرازی در کوچه ها
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهفریبا وفی
انتشاراتنشر مرکز
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۱۱/۰۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۹۳ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۳۰۵۶۷۸۰
تعداد صفحه‌ها۱۸۴ صفحه
قیمت کتاب۳۶۴۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 7238279
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۲

به نظر من خانم وفی نویسنده ای بسیار قدرتمند هستند. پیچیدگی روایت در قالبی به ظاهر ساده، از خصوصیات داستان های ایشان است. ضمن این که مسایل تلخ را در قالبی چنان ساده بیان می کنند که خواننده، ضمن حس...بیشتر

۰
میترا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۴

نثر فریبا وفی فوق العاده هست

۰

بریده‌هایی از کتاب

روباه شازده کوچولو
۴
«خوب است كه بروی.» «رفتنم دردی از عبو دوا نمی‌كند.» «درد تو را كه دوا می‌كند.»
بهار
۲
عبو با زل زدن حكومت می‌كرد. زبان الكن می‌شد. راه رفتن مختل. خون جمع می‌شد توی صورت. گناه مثل علف خودرو از دلت بيرون می‌زد، بی‌خودی. اعتراف می‌كردی تا از سوزن نگاه در امان بمانی. به تلافی آن خيره‌خيره ديدن‌ها بود كه ماهرخ به چيزی نگاه نمی‌كرد حتی به من.
maryam
۱
آن روزها نمی‌دانستم حسِ رفته به مهمان رنجيده می‌ماند كه وقتی رفت با خواهش و تمنا هم برنمی‌گردد.
maryam
۱
در جغرافيای تنگ سرنوشتش اين طرف و آن طرف می‌رفت و دائم در اين گوشه و آن گوشه‌اش گير می‌افتاد
maryam
۱
مژه افتاده زير چشم را زودتر از همه می‌ديد ولی برای ديدن عصب دنيا چشم نداشت. آن‌چه را كه زير پوست آدم‌ها اتفاق می‌افتاد نمی‌ديد و يا می‌ديد و برايش مهم نبود. بعدها فهميدم بينايی همه چشم‌ها يك اندازه نيست. يكی كم از دنيا می‌بيند و يكی زياد. دنيا هم در برابر نگاه آدم‌ها به يكسان عرضه نمی‌شود.
maryam
۰
عبو با زل زدن حكومت می‌كرد. زبان الكن می‌شد. راه رفتن مختل. خون جمع می‌شد توی صورت. گناه مثل علف خودرو از دلت بيرون می‌زد، بی‌خودی.
maryam
۰
حرف زدن پيش او وراجی ساده نيست. عملی لذت‌بخش و جسارت‌آميز است. با توجه و تمركز مهرآميزش ميدان پر وسعتی می‌سازد كه هوس می‌كنی در آن راه بروی، بدوی، شلنگ تخته بيندازی، فرياد بكشی، خودت را بر زمينش بكوبی و رويش بغلتی. برای راه رفتن در همين ميدان است كه به خانه‌اش می‌روم.
maryam
۰
به دايی نمی‌گويم كه فقط در ياد عبو نيست كه نمی‌مانم، بعضی وقت‌ها در ياد خودم هم نمی‌مانم. گم می‌شوم. فراموش می‌شوم. آنچه از من می‌ماند كم است. ناچيز است.
باب ر🌱
۰
بعدها فهميدم بينايی همه چشم‌ها يك اندازه نيست. يكی كم از دنيا می‌بيند و يكی زياد. دنيا هم در برابر نگاه آدم‌ها به يكسان عرضه نمی‌شود.
باب ر🌱
۰
اما از نظر دايی چيزها آن‌قدر كه ما فكر می‌كنيم مهم نيستند. هر چيزی می‌گذرد و دوامی ندارد.