معرفی و دانلود کتاب درباره کشتن + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب درباره کشتن
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب درباره کشتن

نوع کتاب
۳.۵(از ۴۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
نسیم مرعشی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب درباره کشتن

کتاب درباره کشتن نوشتهٔ نسیم مرعشی است. نشر چشمه این ۱۱ روایت کوتاه و تجربی و ایرانی را منتشر کرده است.

درباره کتاب درباره کشتن

کتاب درباره کشتن حاوی ۱۱ روايت کوتاه و تجربی دربارهٔ کشتن است. عمل کشتن گاه همچون امری روزمره که گویی از آن خشونت زدوده شده و گاه به‌شکل جنايتی هولناک سروکله‌اش در تک‌تک روايات کتاب پيدا می‌شود و از منظری نو خواننده را به چالش می‌کشد تا به اين امر نگاهی تازه بيندازد. در خلال این روايات، بسيار پيش آمده که «مردن» جايگزين «کشتن» شده است، اما بايد آگاه بود که قصد نويسنده از نگارش اين اثر، انجام‌دادن عملی است که منجر به مرگ می‌شود؛ فعلی که با مرگ پيوند خورده اما بسيار پيش می‌آيد که با مرزهای زندگی روزمرهٔ انسان هم‌جوار شود؛ مثلاً جنگ ورزاها (گاوها) يا سر بريدن احشام. عنوان برخی از روایت‌های کتاب حاضر عبارت است از «پوست شیر»، «در ساعت پنج عصر»، «به مقصد آسمان» و «آسمان آبی و آفتاب داغ و...دریا مهربان است».

کتاب درباره کشتن را اثری ادبی دانسته‌اند که مسائل انسانی، روان‌شناسی و اجتماعی را بررسی می‌کند. این کتاب، ماجراهایی تاریک و عمیق را در بر گرفته است و به موضوعاتی مانند هویت، عشق، خشونت، و اختیار انسانی به‌صورت تخیلی و پرسشی می‌پردازد. نسیم مرعشی از مختلف به پیچیدگی‌های ذهنی انسان‌ها می‌پردازد و خواننده را به تفکر و تأمل در مسائل مهمی که جامعه را تحت‌تأثیر قرار داده، ترغیب می‌کند. او تلاش کرده است تا عمیق‌ترین پیچیدگی‌های روانی و انسانی را که در پس آن حادثه مخفی شده است، برملا کند. این اثر به‌عنوان یک رمان با درون‌مایه‌های روان‌شناسانه و اجتماعی شناخته می‌شود که انسان‌ها را در مواجهه با انتخاب‌ها و عواقب آن‌ها تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. باتوجه‌به عمق موضوعاتی که در این کتاب بررسی شده و استقبال گسترده‌ای که از آثار ادبی با مضمون‌های مشابه در جامعه وجود دارد، کتاب «دربارهٔ کشتن» یک کتاب پرفروش و محبوب به شمار می‌آید که توانسته است مخاطبان متعددی را به خود جلب کند و فهم و آگاهیشان دربارهٔ مسائل پیچیدهٔ انسانی را تسهیل کند.

خواندن کتاب درباره کشتن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب روایت کوتاه و تجربی و نیز علاقه‌مندان به کتاب های نسیم مرعشی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب درباره کشتن

«بیمارستان گلستان اهواز بیمارستان بزرگی است با بخش‌های شلوغ. از استان‌های مجاور هم بیمار می‌آورند. پُر است از دانشجو، استاد، پزشک. آن‌قدر بزرگ است که باید فاصلهٔ بین بخش‌ها را با ماشین رفت. جلوِ بخش‌ها شبیه بازار امام است. شلوغ و پُرازدحام. صدا به صدا نمی‌رسد. گلستان بیمارستان معروفی است. مبدأ آدرس تاکسی‌هاست. می‌پرسند قبل از گلستان، یا بعد از آن.

اگر از درِ سمت کارون از بیمارستان گلستان بیرون بیایی، پارک قوری را که رد کنی و وارد خیابان ساحلی شوی، صد قدم جلوتر بیمارستانی است به نام بوستان. بیمارستانی کوچک، خلوت، دنج، پُر از سایه و سکوت. آن‌قدر دورافتاده که حتی تاکسی‌ها اسمش را نشنیده‌اند. باید روی نقشه پیدایش کرد و آدرس داد. ورودی بیمارستان اتاق کوچکی است که از باد تند کولرگازی سرد است. دو نگهبانش عادت به حضور غریبه‌ها ندارند. مراجع‌های‌شان محدود و تکراری‌اند و آن‌ها را خوب می‌شناسند. «دیر اومدی، جناب‌سرهنگ؟»، «دخترت چه‌طوره، آقای زِرگانی؟»

ربطی به موج بمباران ندارد. این‌طور نیست که موجی بنشیند روی مغز و باعث تشنج بشود یا اختلال حواس، یا از دست دادن کنترل، یا پرخاش، یا رفتارهایی از این‌دست. موجی شدن تصور عامیانه از بیماری اعصاب و روانی است به نام پی‌تی‌اس‌دی۱ یا اختلال استرس پس از حادثه.

ساعت نُه صبح جناب‌سرهنگ و آقای زِرگانی همراه حدود بیست نفر دیگر با سرویس رسیده‌اند بیمارستان. از اتاقک ورودی که می‌گذرند وارد حیاطی می‌شوند پشت بیمارستان. انتهای حیاط ساختمانی است با یک راهرو و چند اتاق برای آن‌ها که هر صبح می‌آیند و بعدازظهر می‌روند. به ساختمان می‌گویند «دیلی سنتر» یا مرکز مراقبت روزانه. در مرکز روزانه چند کلاس از جمله گل‌دوزی، نقاشی، پولک‌دوزی و، برای آن‌ها که حال‌شان بهتر است، معرق برگزار می‌شود. جناب‌سرهنگ و دوستانش با چشم‌های خستهٔ بی‌حالت، زیر آفتاب داغ، روی لبه‌های جدول حیاط در سکوت نشسته‌اند و سیگار می‌کشند تا کلاس‌شان شروع شود. جناب‌سرهنگ کمی چاق است، با موهای سیاه و سفید. چشم‌هایش کمی خیس و سفیدی‌شان کمی زرد است و سریع‌تر از معمول به اطراف می‌دود. آقای زِرگانی تکیده و لاغر و بلند است. چشم‌هایش تورفته و گونه‌هایش برجسته است. دست‌هایش به‌وضوح می‌لرزد و برای کام گرفتن از سیگار سخت به دهانش می‌رسد. بقیه هم همین‌اند. مردهایی عادی و بسیار خسته. وسط سیگار گاهی با هم چیزی می‌گویند از امروزشان. از دیروز سخت حرف می‌زنند. باید بپرسی.»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب درباره کشتن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:درباره کشتن
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:نسیم مرعشی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۱۰/۰۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۸۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۰۱۱۱۴۳۶
تعداد صفحه‌ها:۱۰۶ صفحه
قیمت کتاب:۴۲۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

atena
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

این کتاب انگار لازم بود برام... نمیدونم کی این نظر یا این کتاب و میخونه و چه تفکری داره اما الان از دی ماهه که این زمین بوی خون میده، بوی از دست دادن و مردن خوندن این کتاب یه یادآوری بود...بیشتر

۰
امیر فرح بخش
۱۴۰۳/۰۷/۰۳

قلم پراحساس و قوی خانم مرعشی در این کتاب هم گل کاشت. این کتاب یک رمان نیست ، مجموعه ای از هفت رویدادنگاری مستند هست و به موضوع بی جان شدن پرداخته! از بی جان شدن ماهی کف قایق یک...بیشتر

۰
راضیه بهرامی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۱۴

من از نوع نگاه و پردازش موضوع خوشم اومد. این کتاب، مجموعه‌ای از جستارهای نویسنده دربارهٔ مواجهه‌ش با مسئلهٔ مرگه، البته نویسنده مفهوم کلان مرگ رو در کشتن و مجموعه عوامل و اقداماتی که منجر به پایان حیات انسان، حیوان...بیشتر

۰
کاربر 6428354
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۵

تو این روزها که به جز جنگ نمیشه به چیزی فکر کرد با این کتاب امروز سرکار چند لحظه از شرایط دور شدم. توصیفات نرم و لمس شدنی بودن خصوصا چندتا داستان که نقاط مختلف از ایران رو وصف کرده بود.

۰
somay
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۲۶

خانم مرعشی واقعا نویسنده خوبی هستن، کتاب‌های آذرباد و پاییز فصل آخر سال است رو خوندم و لذت بردم ولی درمورد این کتاب باید بگم خوندنش سخته واقعا مخصوصا داستان آخرش خیلی اذیت شدم ولی چیزی ک هست واقعیت رو...بیشتر

۰
گراناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۰۸

به صورت داستان های کوتاه بود و غم رو به وضوح میتونستی توی کتابش حس کنی🫠

۰
اهورا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

هفت جستار و هفت خوان ناداستان برای تفکر همیشگی و تثبیت واژهٔ کشتن به جای مردن، تماشای صریح بی‌جان شدن و تمام پدیده‌های قبل و بعد آن. و تمام احساسات مختلفی که زیر پوست دویدند و با قلم و ادبیات بی‌نظیر...بیشتر

۰
ن.ش
۱۴۰۴/۱۲/۲۹

قلم این نویسنده به طرز عجیبی گیراست و کارهای ایشون به تدریج بهتر و به یک پختگی جالبی میرسد که رشد و پیشرفت نویسنده را نشان میدهد. کتاب ، مجموعه ای از داستان های کوتاه است که هرکدام جزئیات و داستان پردازی...بیشتر

۰
سميه
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

دوست داشتم کتاب رو روایتی متفاوت در مورد کشتن با بقیه کتابهای خانم مرعشی خیلی متفاوت بود

۰
zaribano
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

دیدگاه نسیم مرعشی نسبت مسئله مرگ واقعا جالب بود. روایت‌ها خیلی هنرمندانه نگاشته شده بود. توصیه می‌کنم بخونید.

۰
کاربر ۱۴۲۸۴۶۷
۱۴۰۴/۰۶/۱۱

خیلی اثر خوبیه. دو تا روایت اول رو دوست نداشتم ولی از انجا به بعد خوب شدند. درنهایت همون دوتا هم در کلیت کتاب اثار خوبی به چشم میان. روایت عشایر رو هم خیلی دوست داشتم.

۰
mera_m
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۶

روایت نویسنده در مواجهه با مرگ. جالب بود.

۰
کاربر 7952496
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۷

عالی و دوست داشتنی و اعجاب انگیز

۰
fatemeh
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۶

اصلا علاقه ای نداشتم

۰
ایران آزاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۵

کتابی خواندنی و اثرگذار... سوای آخرین قسمت کتاب، سایر ناداستان‌ها را بسیار دوست داشتم. نویسنده به خوبی مشاهدات آمیخته به تخیل خود را به تصویر کشیده است. با خواندن هر قسمت، صحنه و حال و هوای آن را به‌راحتی متصور...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

گراناز
۱۵
مرگ می‌گذرد. جنازه خاک می‌شود، خون‌ها شسته می‌شوند، گریه‌ها تمام می‌شوند، عزادارها به عزای‌شان عادت می‌کنند، اما تو مدام آن را می‌کاوی.
مروارید ابراهیمیان
۱۳
حوصلهٔ هیچ کاری را ندارم؛ نه خواندن، نه نوشتن. بارها لپ‌تاپم را آوردم که کار کنم، یا کتابی آوردم که بخوانم، حتی هدفون توی گوشم گذاشتم که چیزی گوش کنم اما نتوانستم. انگار وقتی دوروبرت همه‌چیز دربارهٔ مُردن و ماندن است فکر کردن به هر کار دیگری بی‌اهمیت یا غیرضروری یا احمقانه است.
atena
۹
حالا دیگر این‌قدر خسته‌ام که به هر تغییری راضی‌ام.
مروارید ابراهیمیان
۶
مَردِ بُرده شادی‌اش در قهوه‌خانه است، اما مرد باخته با گنداخلاقی‌اش، بی‌کاری‌اش و بی‌پولی‌اش در خانه می‌ماند.
sara
۶
آن روزها نزدیک‌ترین کسانم همین جنازه‌ها بودند.
موجا
۵
مریض‌مان عزیزمان است. مثل کسان همهٔ مریض‌های دیگر. دلم می‌خواهم منتقل شود یا هر طور دیگری و من آزاد شوم. من خسته‌ام. از کاروزندگی افتاده‌ام. تمام زندگی‌ام شده مرگ و مریضی. دلم می‌خواهد برای خودم باشم. بروم، بیایم، با دوستانم بگردم، کتاب بخوانم، بخندم. گاهی در سرم می‌چرخد که کاش بمیرد. و از خودم بدم می‌آید. و بعد به خودم حق می‌دهم که خسته باشم و بخواهم بمیرد. و باز بیش‌تر از خودم بدم می‌آید. و من از احساس‌های متناقض بیزارم.
atena
۵
حوصلهٔ هیچ کاری را ندارم؛ نه خواندن، نه نوشتن. بارها لپ‌تاپم را آوردم که کار کنم، یا کتابی آوردم که بخوانم، حتی هدفون توی گوشم گذاشتم که چیزی گوش کنم اما نتوانستم. انگار وقتی دوروبرت همه‌چیز دربارهٔ مُردن و ماندن است فکر کردن به هر کار دیگری بی‌اهمیت یا غیرضروری یا احمقانه است.
مروارید ابراهیمیان
۴
مرد چه با جیب پُرپول از جنگ برگردد چه با جیب خالی، وَرزا همیشه با زخم برمی‌گردد.
Ailin_y
۴
انگار وقتی دوروبرت همه‌چیز دربارهٔ مُردن و ماندن است فکر کردن به هر کار دیگری بی‌اهمیت یا غیرضروری یا احمقانه است.
مروارید ابراهیمیان
۳
چند روز پیش مردی بلندبلند گریه می‌کرد. در چشم پسرش شاخهٔ درختی رفته بود و دکتر می‌گفت نمی‌شود چشم را برگرداند. و من به همهٔ این دردها نگاه می‌کنم و غذا می‌خورم، نگاه می‌کنم و می‌خوابم. همهٔ این‌ها فقط با دو هفته ماندن در این‌جا رخ داده. نمی‌دانم چه‌قدر، چند وقت باید دور بمانم از این محیط که دوباره برگردم به خودم، با تمام احساس‌هایم.