معرفی و دانلود کتاب دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشدsubscriptionAvailable

کتاب دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۸۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

«دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» مجموعه داستان کوتاهی به قلم آنا گاوالدا( -۱۹۷۰)، نویسنده فرانسوی است. این کتاب ۱۲ داستان کوتاه را در خود دارد. در یکی از داستان‌های کوتاه این کتاب می‌خوانیم: «هر بار که کاری می‌کنم، یاد برادرم می‌افتم و هربار که یاد برادرم می‌افتم، درمی‌یابم او این کار را بهتر از من انجام می‌داد. ۲۳ سال است این روند ادامه دارد. به راستی نمی‌توان گفت این حقیقت از من موجودی تلخ ساخته، نه، بلکه آدمی روشن‌بین بار آمده‌ام. برای مثال، الان در قطار سرخ شماره‌ی ۱۴۵۹ مبدا نانسی هستم. بعد از سه ماه نخستین‌‌بار است مرخصی گرفته‌ام. خب، مشغول خدمت سربازی هستم، سربازی ناشی و آش‌خور، درحالی‌که برایم درجه‌ی پیشاهنگیِ اداری گرفته بود، همیشه با بخش اداری پادگان غذا می‌خورد و پایان هر هفته می‌آمد خانه. بگذریم. سوار قطار می‌شوم. وقتی به کوپه‌ی خودم می‌رسم (صندلی سمت راهروی قطار را رزرو کرده بودم.) زنی سر جای من نشسته، و باروبنه‌اش را روی زانوهایش پهن کرده. جرات نمی‌کنم چیزی بگویم. پس از آن‌که چمدان بزرگ‌ام را به زحمت در جایگاه چمدان‌ها جا می‌دهم، روبروی او می‌نشینم. در کوپه دختر بانمکی هم هست که رُمانی درباره‌ی مورچه‌ها می‌خواند. گوشه‌ی لب‌اش جوش زده، البته بدون جوش خیلی دلبربا می‌شد. برای خودم از رستوران ساندویچ خریدم. خب، حالا ببینم اگر برادرم بود چه می‌کرد: حتما لبخند گرمی به زن می‌زد، بلیت‌اش را نشان می‌داد و می‌گفت: «ببخشید خانم، ممکن است من اشتباه کنم، اما به نظرم بلیت... »، زن ملتمسانه عذرخواهی می‌کرد، خرت‌وپرت‌هایش را در کیف‌اش می‌ریخت و با عجله از جای برادرم بلند می‌شد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
عنوان انگلیسی‭I wish someone were waiting for me somewhere , ۲۰۰۳.
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی، عاشقانه
نویسندهآنا گاوالدا
مترجمسولماز واحدی‌کیا
انتشاراتکتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۶/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۶۲ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۶۸۷-۹۲-۶
تعداد صفحه‌ها۱۴۴ صفحه
قیمت کتاب۶۴۵۰۰ تومان
برچسبداستان فرانسوی
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سپیده
۱۳۹۶/۰۳/۰۱

"آنا گاوالدا"، -جایی که در آن هستیم اهمیتی ندارد...! مهم این است،در چه حالت روحی قرار داریم... -در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان تر است. ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسان ترین راه را انتخاب می...بیشتر

۲
سعید جان
۱۳۹۶/۰۳/۱۲

منم دوست داشتم که کسی جایی منتظرم باشه...

۸
jiminiiiiiiiiii
۱۳۹۵/۰۶/۰۷

این کتابو به عشق برادری خوندم که سالهاست از دست دادمش داداشی جونم...دلم برات تنگ شده

۹
Dentist
۱۳۹۵/۰۶/۰۷

کتاب، داستان های کوتاه زیبایی داره ولی بنظرم از هر چیزی زیباتر، عنوانه کتابه..

۱
fsm1996
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۷

این کتاب فقط هنر نویسندگیِ نویسنده رو نشون میده...غیر از این چیزی نداره... اگر به دنبال این هستید که با کتاب خوندن چیزی به شما اضافه بشه میتونید وقتتونو رو کتاب های بهتری بذارید اما اگر به نوشتن علاقه دارید این...بیشتر

۰
Raha....
۱۳۹۷/۰۶/۱۶

حوصله سر بر بود......

۰
شقايق بانو
۱۳۹۷/۰۲/۲۱

ترجمش خیلی خیلی خیلی خیلی بد بود

۰
mah
۱۳۹۵/۰۷/۱۳

تمبر هست پاکت هم هست و یک عالمه حرف کاش کسی، جایی منتظرم بود!

۶
Maahi_Zar
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۲۵

ترجمه بسیار بدی داشت که کتاب نویسنده ی قهاری مثل آناگاوالدا رو حوصله سربر کرده بود.

۰
r.g
۱۳۹۵/۱۲/۰۸

منم دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

۷
صالحه
۱۳۹۵/۱۱/۰۸

قلم آنا گاوالدا بسیار زیباست... آنقدر که آررو

۴
shb
۱۳۹۷/۱۱/۱۳

من ترجمه ی خانم دارچینیانو خوندم،ترجمه متوسط بود و از یه سری از داستاناش فوق العاده لذت بردم و تا اینجا "مرخصی" رو فقط نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم و کامل بخونم،کلن نوشته های خانم گاوالدا رو من فوق العاده...بیشتر

۱
Roya
۱۳۹۷/۰۳/۲۴

این کتاب مجموعه ۱۳ داستان هستش، یه کم خسته کننده بود،ترجمه ش هم جالب نبود! سه داستان (مرخصی)،(سرانجام )،( تیک تاک ) رو بیشتر ازبقیه داستان هاش دوس داشتم.

۰
roya
۱۳۹۶/۱۲/۱۲

کتاب زیباییه من که از خوندنش خیلی لذت بردم. کارهای این نویسنده کلا لطیف و خواندنیه و افرادی که احساساتی باشن ازش خوششون میاد

۰
ANA
۱۳۹۵/۰۸/۰۹

دوسش دارم😍

۰

بریده‌هایی از کتاب

تئو:)
۷۱
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
ᶜʳᶻ
۵۲
  دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
miladtj90
۴۰
یکی از درس‌هایی که در مدرسه یاد گرفتم فرضیه‌ی یکی از فیلسوفان بزرگ عهد عتیق است که می‌گفت جایی که در آن هستیم اهمیتی ندارد، مهم این است در چه حالت روحی قرار داریم
Shadi
۳۱
دل‌ام مانند یک زنبیل بزرگ، خالی است؛ زنبیل بی‌اندازه جادار است، می‌توان بازاری درون‌اش جا داد، با این‌همه درون‌اش خالیِ خالی است.
Maryam Bagheri
۲۶
از راننده‌ی تاکسی می‌خواهم من را انتهای بولوار پیاده کند، باید کمی راه بروم. به قوطی‌های کنسرو و توخالی تخیلات‌ام لگد می‌زنم.
Roya
۲۱
وقتی به ایستگاه شرقی می‌رسم، در دل‌ام آرزو دارم کاش کسی به انتظارم آمده باشد. احمقانه است. مادرم در این ساعت هنوز سرکار است و مارک از آن آدم‌ها نیست که برای حمل‌کردن چمدان من به حومه‌ی شهر بیاید، همیشه این امید بی‌رمق را داشتم. این‌بار هم دست برنداشتم، پیش از پیاده‌شدن از پله‌های واگن و سوار‌شدن به مترو، نگاه دَورانی دیگری به اطراف انداختم ببینم شاید کسی باشد... گویی در هر پله چمدان سنگین‌تر می‌شود. دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد...
SFatemehM
۲۰
مانند همه‌ی آدم‌هایی که تنها زندگی می‌کنند، من هم شب‌ها هنگام برگشتن به خانه اول به چراغ قرمز کوچک پیغام‌گیر تلفن نگاه می‌کردم، حتا آرزو داشتم برایم پیغام گذاشته شده باشد. فکر می‌کنم هیچ‌کس از این وسوسه در امان نیست.
k.m
۱۴
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
liliyoooom
۱۳
عینک می‌خواهی؟ این‌طور از پا درآمده‌ام، باز هم حسادت‌ام را نمی‌بینی، نمی‌بینی که عشق را کم دارم. نمی‌بینی؟ عجب! عینک لازم داری...
ماراتن
۷
پی‌یر آن شب نتوانست بخوابد. با چشم‌های کاملا باز به سقف خیره شد. واقعا سعی کرد چشم‌هایش را خشک نگه دارد. گریه نکند. به خاطر زن‌اش نبود. می‌ترسید خودش را فریب دهد، می‌ترسید بر مزار زندگی درونی‌اش گریه کند تا بر مرگ او. می‌دانست اگر شروع کند دیگر اشک‌اش بند نخواهد آمد. نباید دریچه‌های اشک را بگشاید. نه، چون پس از آن‌همه سال، حالا به خود می‌بالد و از ضعف آدم‌ها می‌نالد. ضعف دیگران. آن‌ها که نمی‌دانند چه می‌خواهند بار متوسط بودن‌شان را دنبال خودشان می‌کشند.