
معرفی کتاب و کسی نماند جز ما
کتاب و کسی نماند جز ما نوشتهٔ کالین هوور و ترجمهٔ ساناز کریمی است و نشر میلکان آن را منتشر کرده است. این رمان با بیان شجاعانه و دلخراش خود، پنجههایش را در شما فرو میکند و تا مدتها پس از اتمام آن را رها نمیکند.
درباره کتاب و کسی نماند جز ما
و کسی نماند جز ما نوشتهٔ کالین هووِر (۱۹۷۹)، یکی از جدیدترین رمانهای این نویسندهٔ موفق آمریکایی است.
لیلی، قهرمان این داستان، برای رسیدن به خواستههایش همیشه تلاش فراوان کرده و موانعْ هیچگاه او را در رسیدن به خواستههایش متوقف نکرده است. او از شهر کوچکی که در آن به دنیا آمده بود، خارج شده و از کالج فارغالتحصیل شده بود. به بوستون نقل مکان کرد و تجارت خود را راهاندازی کرد. سپس با جراح مغز و اعصابی به نام رایل کینکید آشنا میشود. گویی همه چیز در زندگی لیلی خیلی خوب به نظر میرسد.
رایل قاطع، سرسخت و کمی متکبر است. او همچنین کمی حساس است؛ اما برای لیلی انعطاف نشان میدهد. لیلی نمیتواند او را از سرش بیرون کند. اما بیزاری کامل رایل از روابط، آزاردهنده است.
اما حضور شخص دیگری به نام اطلس، باعث میشود اتفاقات دیگری در این داستان بیفتد و این رابطه را به جای دیگری سوق دهد. هنگامی که اطلس دوباره ظاهر میشود، هر آنچه لیلی با رایل ساخته است، در معرض تهدید قرار میگیرد.
خواندن کتاب و کسی نماند جز ما را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران رمانهای عاشقانه پیشنهاد میکنیم.
درباره کالین هوور
کالین هوور، نویسنده برجسته آمریکایی، متولد ۱۱ دسامبر ۱۹۷۹ در تگزاس است. او با خلق ۲۴ رمان و داستان کوتاه به یکی از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز تبدیل شده و بیشتر آثارش در سبک عاشقانه معاصر برای نوجوانان و بزرگسالان، و همچنین ژانر تریلر روانشناختی هستند.
هوور با تحصیلات در رشته خدمات اجتماعی و تجربه کاری در این زمینه، نوشتن را در سال ۲۰۱۱ با رمان بستهشده آغاز کرد. انتشار این اثر، موفقیت او را در دنیای ادبیات رقم زد. آثار او مانند ما تمامش میکنیم، اعتراف، و نهم نوامبر، موضوعات احساسی و اجتماعی را با جذابیت ادبی درهمآمیخته و در فهرست پرفروشها جای گرفتهاند.
او علاوه بر نویسندگی، در فعالیتهای خیریه نیز مشارکت دارد. او کتابفروشی خیریه The Bookworm Box را تأسیس کرد که درآمد حاصل از آن به نیازمندان اهدا میشود. کالین با ارائه رایگان برخی آثارش در دوران کرونا، محبوبیت بیشتری یافت. کتابهای صوتی و ترجمههای فارسی آثار او مانند اسیر سرنوشت، ما تمامش میکنیم و نهم نوامبر نیز توجه مخاطبان ایرانی را جلب کردهاند.
از افتخارات او میتوان به چندین جایزه گودریدز و موفقیت آثارش در لیست پرفروشهای نیویورک تایمز اشاره کرد. کالین هوور با موضوعاتی همچون عشق، خشونت خانگی، امید، و بازسازی روابط، یکی از نویسندگان پرمخاطب محسوب میشود.
زندگینامه کالین هوور را در صفحه این نویسنده در طاقچه میتوانید بخوانید.
بخشی از کتاب و کسی نماند جز ما
از اون روز صبح که رایل از آپارتمانم رفت پنجاهوسه روز میگذره. یعنی پنجاهوسه روز میشه که خبری ازش نیس.
ولی مهم نیس؛ چون همونطور که خودمو برای این لحظه آماده کرده بودم، این پنجاهوسه روز درگیرتر از اونی بودم که زیاد بهش فکر کنم.
الیسا میگه: «آمادهای؟»
سرمو تکون میدم و اون نوشته رو برمیگردونه بهسمت "باز است" و جفتمون مثل بچهکوچولوها همدیگرو بغل میکنیم و جیغ میکشیم.
میدوییم پشت کانتر و منتظر اولین مشتری میایستیم. یه افتتاحیهی بیسروصداس، هنوز بازاریابی نکردیم؛ ولی فقط میخوایم مطمئن شیم، قبل از افتتاحیهی اصلیمون مشکلی نباشه.
الیسا پشتکارمونو تحسین میکنه. میگه: «اینجا واقعاً زیباس.» پر از غرور، دوروبرمون رو نگاه میکنم. شکی نیست که میخوام موفق شم؛ ولی تو این مقطع حتا مطمئن نیستم که این مهم هست یا نه. من یه آرزو داشتم و پدر خودمو درآوردم تا بهش رنگ واقعیت بزنم. از امروز به بعد هر اتفاقی بیفته شرایط بهتر میشه.
میگم: «اینجا چه عطری داره. این بو رو دوست دارم.»
نمیدونم امروز برامون مشتری میآد یا نه، ولی جفتمون داریم طوری رفتار میکنیم، انگار الان بهترین موقعیتیه که برامون پیش اومده. برای همین فکر نمیکنم اومدن مشتری مهم باشه. بهعلاوه بالاخره امروز مارشال میآد و مادرم هم بعد از کارش میآد. این میشه دو تا مشتری قطعی. خیلی هم زیاده.
وقتی در ورودی کمکم باز میشه، الیسا بازوی منو فشار میده. یهو ترس برم میداره. اگه مشکلی پیش بیاد چی؟
و بعد واقعاً از ترس، هول میکنم؛ چون یه مشکل پیش اومد. مشکل بزرگ. اولین مشتری من کسی نیست جز رایل کینکید.
وقتی در پشت سرش بسته میشه، با تحسین به اطرافش نگاه میکنه. برمیگرده، میگه: «چی؟»
به من و الیسا نگاه میکنه. «چطوری میشه...؟ این باورنکردنیه. حتا شبیه اون ساختمون قبلی نیست!»
خیلیخب، شاید ناراحت نیستم از اینکه اولین مشتریم اونه.
درواقع چند دقیقه طول میکشه تا خودشو به کانتر برسونه؛ چون نمیتونه به وسایل دست نزنه و نگاهشون نکنه. وقتی بالاخره میرسه به ما، الیسا میدوئه اونطرف کانتر و بغلش میکنه. میگه: «قشنگ نیس؟»
با دست به من اشاره میکنه. «ایدهی خودش بود. همهش. من فقط تو تمیزکاری کمکش کردم.»
رایل میخنده. «سخته باور کنم مهارتهای پینترستی تو هیچ نقشی نداشتن.»
سر تکون میدم. «شکستهنفسی میکنه. مهارتهای اون نصف این خیال رو به واقعیت تبدیل کرد.»
رایل به من لبخند میزنه و این مثل یه خنجر تو سینهم فرو میره؛ چون میگم آخ.
دستاشو میکوبه روی کانتر و میگه: «اولین مشتری رسمیتون منم؟»
الیسا یکی از برگههای تبلیغات رو میده دستش. «برای اینکه مشتری به حساب بیای باید واقعاً یه چیزی بخری.»
رایل به اول تا آخر تبلیغ یه نگاه میندازه و میذاردش رو کانتر. میره سمت یکی از کارها و یه گلدون پر از گُلای لیلی بنفش رو برمیداره. میذاره رو کانتر. میگه: «اینا رو میخوام.»
لبخند میزنم. از خودم میپرسم یعنی میدونه گلای لیلی رو انتخاب کرده. یهجورایی کنایهآمیزه.
الیسا میگه: «میخوای اونا رو جایی تحویل بدیم؟»
«شما دو تا تحویل هم میدین؟»
جواب میدم: «من و الیسا، نه. یه راننده برای تحویل داریم. فکر نمیکردیم واقعاً امروز بهش نیاز داشته باشیم.»
الیسا میپرسه: «واقعاً داری اینا رو برای یه دختر میخری؟» فقط داره مثل هر خواهری تو زندگی عشقی برادرش سرک میکشه؛ ولی به خودم میآم، میبینم به الیسا نزدیک میشم که جواب رایل رو بهتر بشنوم.
میگه: «بله.»
نگاهش میافته به من و ادامه میده: «هر چند خیلی بهش فکر نمیکنم. بهندرت پیش میآد.»
الیسا یه کارت برمیداره و میذاره جلوی رایل. میگه: «طفلک دختره. تو چه آدم مزخرفی هستی.»
انگشتاشو میزنه روی کارت. «پیغامتو روی کارت و آدرسی رو که میخوای بهش فرستاده بشن، پشتش بنویس.»
وقتی کارت رو برمیگردونه و دو طرفش مینویسه نگاهش میکنم. میدونم حق ندارم؛ ولی دارم از حسادت میمیرم.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب و کسی نماند جز ما و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | و کسی نماند جز ما |
|---|---|
| عنوان انگلیسی | It ends with us, ۲۰۱۶. |
| موضوع | رمان، داستان خارجی |
| نویسنده | کالین هوور |
| مترجم | ساناز کریمی |
| انتشارات | انتشارات میلکان |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۵/۱۲/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۵.۵۹ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۹۱-۲ |
| تعداد صفحهها | ۳۳۰ صفحه |
| قیمت کتاب | ۳۷۵۰۰ تومان |
| برچسب | داستان آمریکایی، بهترینهای ادبیات داستانی |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
چهار ستاره بخاطر خود داستان میدم ولی یک ستاره بخاطر انتقاد از انتشارات میلکان کم میکنم اسم اصلی کتاب " It ends with us" هست که بنظرم ترجمه اش میشه "با ما تمام میشود" ولی در اینجا ترجمه شده "و کسی...بیشتر
کاش میشد حداقل عنوان کتاب درست ترجمه میشد! به نظر شما چه کسی میتونه it ends with us رو و کسی نماند جز ما ترجمه کنه؟!؟! هر بیسوادی میدونه معنی این جمله هست ما تمامش میکنیم(همین کتاب در نشر آموت)...بیشتر
بهترین کتاب کالین هوور! و واقعا حتی با اینکه کوچکترین وجه مشترکی با لی لی نداشتم، درکش میکردم و همزمان باهاش احساساتی میشدم. به نظرم از اون کتابهاست که خوندنش برای دخترا لازمه تا بدونن چه ارزشی دارند. مخصوصا دخترای...بیشتر
کشش این کتاب اینقدری بود ک ی روزه تمومش کردم..خیلی جاهاش سوپرایز شدم و فکرشم نمیکردم اتفاقات اونطور بهم ربط داده بشن واقعا برام جالب و لذت بخش بود خوندنش...محتوی ب فرهنگ ایران نزدیک بود ولی ب نظرم اخرش جالب...بیشتر
عاشقانه قشنگ و دلنشینی بود،خیلی چسبید. فراز و فرود خوبی داشت.داستان پردازی اش عالی بود،بقدری عالی و روان بود که انگار ی فیلم داشت تو ذهنم پخش میشد.داستان آموزنده ای هم داشت(داستان در مورد خشونت های خانگی که به خانم ها...بیشتر
خب اسمش که خیلی ناحقیه، اصلا یه ستاره به خاطر اسمش کم کردم، روند بدک نبود اما یه جاهایی که چه عرض کنم، خیلی جاها روند غیر منطقی بود و اینو به یه رمان آبکی تبدیل میکرد... اگه توضیحات آخر کتاب...بیشتر
از اون جایی که کتاب ریشه در زندگی واقعی خود نویسنده داره بسیار پایان بندی واقع گرایانه داره که برای خود من خیلی جذاب بود،خوندن این کتاب به نظرم برای هر خانمی که هنوز ازدواج نکرده واقعا لازمه
خیلی خیلی این کتاب رو دوست دارم .قبلا نسخه ی چاپیش رو به اسم ما تمامش میکنیم از نشر اموت خونده بودم. این یکی سانسور کمتری داشت و واضح تر بود. تو کتاب نشر اموت یک سری نکات مبهم بود....بیشتر
ترجمه روانی بود و از خوندن داستان فوق العاده لذت برم توصیه می کنم به همه دختران سرزمینم کتاب برام بیشتر ارزش مند شد وقتی که فهمیدم نویسنده داستان واقعی از زندگی خودش و مادرش رو نوشته ترجمه عنوانش هم...بیشتر
این کتاب انقدر قشنگ بود ک نمی تونستی ادامه اش ندی. عالی بود من بلد نیستم کتاب نقد کنم و حرفای قشنگ بزنم فقط میتونم بگم این کتاب منو یاد جمله ی "پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان" انداخت...بیشتر
یه داستان خوب . در مورد زن ها و چالشی که در ارتباطشون با دوست پسر یا همسرشون ممکنه مواجه بشن : خشونت ! نکته ی مثبت در این داستان غیر قابل پیش بینی بودن و روایت های عجیب و...بیشتر
کتابی بود که کشش داشت و تونستم زود تمومش کنم. هم ذات پنداری تو خیلی قسمتای داستان اشکمو درآورد و شاید راجع به عشق خیلی خوشبینانه فکر میکنم. دلم نمیخواد یه خصوصیت اخلاقی یا یه عادت بد دونفری که میتونن کنار هم...بیشتر
کتابی با محوریت مواجهه زن با خشونت، ولی به دور از نقل همیشگی قربانی بودن زنان. راوی داستان خانم هست و اساسا تم داستان زنانه هست. اما نه زنانه ای به سبک آثار خانم زویا پیرزاد؛ زنانه ای فعال که...بیشتر
به نظر من کتاب فوق العاده ای بود داستانی از زندگی آدم های معمولی با خوبی ها و بدی های خودشون که دارن سعی میکنن خوب باشن و درست رفتار کنن و گذشته هاشون رو جبران کنن. مدام بین دوراهی می...بیشتر
این کتاب در اصل در مورد خشونت علیه زنان و کودکان هست. روابطی که براساس عشق شکل میگیره اما به خشونت ختم میشه. اگر شخصیتهای داستان پولدارن میخواد نشون بده کسی هم که در ظاهر بی عیب بنظر میاد میتونه...بیشتر