
کتاب اسب آبی التیام بخش پارک هینوده
معرفی کتاب اسب آبی التیام بخش پارک هینوده
کتاب اسب آبی التیامبخش پارک هینوده نوشتهی میچیکو آئویاما و با ترجمهی الهام صیفیکار، روایتی از زندگی روزمره و دغدغههای شخصیتهایی است که هرکدام درگیر چالشهای شخصی و اجتماعی خود هستند. این اثر توسط نشر کتاب کولهپشتی منتشر شده است و با نگاهی دقیق و جزئینگر، به روابط انسانی، فشارهای اجتماعی، حس تعلق و جستوجوی هویت فردی میپردازد. داستان در بستر یک محلهی معمولی ژاپنی و حول محور یک پارک کوچک و اسب آبی نارنجیرنگی که در آن قرار دارد، شکل میگیرد. شخصیتها با مشکلاتی مانند جابهجایی، تطبیق با محیط جدید، رقابتهای تحصیلی، روابط خانوادگی و تلاش برای یافتن جایگاه خود در جامعه دستوپنجه نرم میکنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اسب آبی التیام بخش پارک هینوده
کتاب اسب آبی التیامبخش پارک هینوده اثر میچیکو آئویاما، داستانهایی بههمپیوسته از زندگی چند شخصیت را روایت میکند که هرکدام در یک محلهی مسکونی جدید با مسائل و دغدغههای خاص خود روبهرو هستند. این کتاب با نگاهی موشکافانه به جزئیات زندگی روزمره، به موضوعاتی مانند فشارهای تحصیلی نوجوانان، چالشهای مادرانگی، روابط میانفردی و حس تعلق به اجتماع میپردازد. آئویاما با خلق فضایی ملموس و شخصیتهایی باورپذیر، نشان داده است که چگونه یک پارک کوچک و اسب آبی نارنجیرنگ آن، به نقطهی اتصال و التیام برای ساکنان محله بدل میشود. ساختار کتاب به گونهای است که هر فصل از زاویهی دید یکی از شخصیتها روایت میشود و بهتدریج لایههای مختلف روابط و احساسات آنها را آشکار میکند. این اثر، تصویری از زندگی معاصر ژاپن و دغدغههای نسلهای مختلف را ارائه میدهد و در عین حال، امید و امکان تغییر را در دل موقعیتهای بهظاهر ساده و روزمره جستوجو میکند.
خلاصه داستان اسب آبی التیام بخش پارک هینوده
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با کاناتو، نوجوانی که بهتازگی به محلهای جدید نقلمکان کرده، آغاز میشود. او که همیشه دانشآموز ممتازی بوده، با ورود به دبیرستان و مواجهه با رقابتهای جدید، اعتمادبهنفسش را از دست میدهد و حتی نمراتش را جعل میکند تا از سرزنش مادرش در امان بماند. آشنایی او با شیزوکودا، همکلاسیاش، و اسب آبی پارک هینوده، نقطهی عطفی در زندگیاش میشود؛ جایی که یاد میگیرد ارزش تلاش و صداقت فراتر از موفقیتهای ظاهری است. در فصل بعدی، روایت به ساوا، مادری که با جابهجایی به این محله و تلاش برای تطبیق با گروه مادران دیگر دستوپنجه نرم میکند، منتقل میشود. او که پیشتر در کارش موفق بوده، حالا با نقش جدیدش بهعنوان مادر و فشارهای اجتماعی روبهروست و در تلاش است جایگاه خود را پیدا کند. ارتباط شخصیتها با اسب آبی پارک، بهعنوان نمادی از امید و التیام، در سراسر داستان تکرار میشود و هرکدام از آنها در لحظات بحران، به این حیوان پناه میبرند تا آرامش و شهامت لازم برای مواجهه با مشکلات را بیابند. کتاب با روایتهای متقاطع، تصویری چندلایه از زندگی شهری و روابط انسانی ارائه میدهد.
چرا باید کتاب اسب آبی التیام بخش پارک هینوده را بخوانیم؟
این کتاب با روایتهای ساده اما عمیق، به دغدغههایی میپردازد که بسیاری از افراد در زندگی روزمره با آنها مواجهاند: فشارهای تحصیلی، جستوجوی هویت، روابط خانوادگی و تلاش برای پذیرفتهشدن در اجتماع. شخصیتها با چالشهایی روبهرو میشوند که هم ملموس و هم جهانیاند و همین باعث میشود خواننده بتواند با آنها همذاتپنداری کند. اسب آبی التیامبخش پارک هینوده، با پرداختن به جزئیات زندگی و احساسات شخصیتها، نشان میدهد که حتی در دل موقعیتهای عادی و روزمره، امکان تغییر، رشد و التیام وجود دارد. این کتاب فرصتی است برای بازاندیشی دربارهی ارزش تلاش، صداقت و دوستی، و همچنین نگاهی تازه به نقش امید و مهربانی در عبور از بحرانهای فردی و جمعی.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی تطبیق با محیط جدید، فشارهای تحصیلی، روابط خانوادگی یا احساس تنهایی دارند. همچنین به نوجوانان، والدین، معلمان و علاقهمندان به داستانهای اجتماعی و زندگی معاصر ژاپن توصیه میشود.
بخشی از کتاب اسب آبی التیام بخش پارک هینوده
«نزدیکش شدم تا نگاه دقیقتری به آن بیندازم. یک نفر با ماژیک پشت سر حیوان کلمهٔ «احمق» را نوشته بود. اینکه یک اسب آبی را بهخاطر کند بودنش «احمق» خطاب کنی حرکت ناجوانمردانهای است! دیدن چنین نوشتهٔ بدخط خشونتآمیزی قلبم را شکست. بااینحال، اسب آبی هنوز لبخند بر لب داشت. شاید نمیتوانست نوشته را ببیند، چون پشت سرش بود. شاید نمیدانست کسی به او تهمت حماقت زده. آه عمیقی کشیدم و سعی کردم با انگشتانم آن کلمه را پاک کنم. اما انگار حروف با ماژیک دائمی نوشته شده بودند و بهراحتی از بین نمیرفتند. جامدادی را از کولهام بیرون آوردم و سعی کردم با پاککنْ نوشته را پاک کنم. فایدهای نداشت. تلاشهایم فقط خرده پاککن به جا میگذاشتند و آن کلمه لجوجانه روی اسب آبی نقش بسته بود. همین هم باعث شد میل به پاک کردن آن نوشتهٔ بدخط، به هر وسیلهای که شده، وجودم را فرابگیرد. نمیتوانستم جلوی خودم را بگیرم که خودم را جای آن اسب آبی نگذارم و ناگزیر بودم برای آن برچسب «احمق» که به اسب آبی چسبیده بود، دست به هر کاری بزنم.»
حجم
۴۷۴٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
حجم
۴۷۴٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه