معرفی و دانلود کتاب بنویس من زن عرب نیستم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بنویس من زن عرب نیستم

کتاب بنویس من زن عرب نیستم

داستان‌هایی از زنان نویسنده عرب

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
سمیه آقاجانی
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بنویس من زن عرب نیستم

کتاب بنویس من زن عرب نیستم، نوشته زنان نویسنده‌ی عرب و ترجمه سمیه آقاجانی، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه زنان عرب از کشورهای مختلف است که نشر ماهی در سال ۱۳۹۸ آن را منتشر کرده است و در سال ۱۴۰۴ به چاپ پنجم رسیده است. در این کتاب، صداهای گوناگون زنانی از لبنان، سوریه، مصر، تونس، عراق و کویت کنار هم قرار گرفته‌ و هرکدام از تجربه‌ی زیسته‌ی خود از جنگ، مهاجرت، سنت، عشق، خشونت و تنهایی سخن گفته‌اند. مترجم در پیش‌گفتار توضیح داده است که چگونه این داستان‌ها از دل ادبیات معاصر عرب و به‌ویژه موج داستان‌نویسی زنان برآمده‌اند و چه نسبتی با ادبیات مهاجرت و ادبیات اعتراض دارند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب بنویس من زن عرب نیستم

کتاب بنویس من زن عرب نیستم مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه از نویسندگان زن عرب است. مترجم در پیش‌گفتار توضیح داده است که از میانه‌ی سده‌ی بیستم، زنان عرب بیشتر به نوشتن روی آورده‌اند و ابتدا به زندگی‌نامه‌ی خودنوشت نزدیک شده‌اند و بعد به‌تدریج به داستان‌نویسی پیچیده‌تر و چندلایه رسیده‌اند. در این کتاب، داستان‌هایی از نویسندگانی چون غاده السمان، حنان الشیخ، هدی برکات، رضوی عاشور، عالیه ممدوح، لیلی عثمان، هیفاء بیطار، آمال مختار و علویه صبح گرد آمده است.

کتاب بنویس من زن عرب نیستم با کنارهم‌گذاشتن صداهای زنانی از لبنان، سوریه، مصر، تونس، عراق و کویت، تصویری متنوع از جهان زنان عرب ارائه کرده است؛ جهانی که در آن جنگ داخلی لبنان، مهاجرت به فرانسه و افریقا، زندگی در شهرهایی چون بیروت و قاهره و کویت و کشمکش میان سنت و مدرنیته در هم تنیده شده‌ است.

مترجم پیش از هر داستان، در چند سطر نویسنده و کارنامه‌ی ادبی او را معرفی کرده است تا خواننده بتواند هر متن را در زمینه‌ی فکری و تاریخی خودش ببیند. در کتاب بنویس من زن عرب نیستم درون‌مایه‌هایی مانند زندگی تهی از ارزش‌های انسانی زن عرب، موقعیت زن عرب در مقایسه‌ با زن فرانسوی، قتل‌های ناموسی، حق مادری، طلاق، خشونت خانگی، مهاجرت و تبعید و همچنین نگاه مردانه‌ی سنتی به زن، بارها و از زاویه‌های مختلف طرح شده است. بسیاری از داستان‌ها در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ قرن بیستم می‌گذرند و فضای سیاسی و اجتماعی آن دوره را در پس‌زمینه بازتاب می‌دهند، اما تمرکز اصلی بر تجربه‌ی فردی و عاطفی زنان است؛ زنانی که میان عشق، بدن، قانون، مذهب، خانواده و رؤیای آزادی گرفتار شده‌اند.

خلاصه داستان بنویس من زن عرب نیستم

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

در کتاب بنویس من زن عرب نیستم، هر داستان از زاویه‌ای تازه به تجربه‌ی زن عرب نزدیک شده است. در داستان بنویس من زن عرب نیستم، راوی زنی تبعیدی در پاریس است که با ارواح مردگان و زنده‌ها زندگی می‌کند و شبی خدمتکار فرانسوی‌ـ‌عرب‌تبارش، زکیه/ گلوریا، هراسان از «روحی» که در آپارتمانش می‌چرخد به او پناه می‌آورد. گفت‌وگوی این دو زنْ لایه‌لایه تناقض‌های هویتی، تبعیض‌های حقوقی، خشونت خانگی، ازدواج اجباری، رؤیای فرانسوی‌شدن و هم‌زمان کشش به ریشه‌های عربی را آشکار می‌کند.

دیگر داستان‌های کتاب نیز به مسائلی مانند قتل ناموسی، سلب حق مادری، طلاق، فرسودگی زنان در ساختارهای پدرسالار و نیز تجربه‌ی جنگ و مهاجرت می‌پردازند. مردان نیز در این جهان گاه عاشق، گاه شکنجه‌گر، گاه تبعیدی و گاه قربانی‌اند، اما محور داستان‌ها بدن و صدای زن است؛ زنی که در پسِ «زن عرب‌بودن» و «زن‌بودن» در جهان معاصر، مدام در حال چانه‌زدن با قانون، خانواده و خاطره است.

چرا باید کتاب بنویس من زن عرب نیستم را بخوانیم؟

کتاب بنویس من زن عرب نیستم امکان ورود به جهان ذهنی زنانی را فراهم کرده است که هم‌زمان با جنگ، تبعید، فقر، عشق و خشونت دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این مجموعه هم تصویری از ادبیات معاصر عرب به‌ دست می‌دهد و هم نشان می‌دهد چگونه هویت، جنسیت و مهاجرت در زندگی روزمره‌ی زنان به هم گره می‌خورند. خواندن این کتاب فرصتی برای دیدن شباهت‌ها و تفاوت‌های تجربه‌ی زنان در جوامع عربی و جامعه‌ی فارسی‌زبان است.

خواندن کتاب بنویس من زن عرب نیستم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب بنویس من زن عرب نیستم به کسانی پیشنهاد می‌شود که به ادبیات معاصر خاورمیانه، مطالعات زنان، مسئله‌ی مهاجرت و تبعید و نیز روایت‌های چندصدایی از زندگی روزمره علاقه‌مند هستند. دانشجویان ادبیات، علوم اجتماعی و مطالعات جنسیت نیز می‌توانند از این مجموعه برای شناخت بهتر ادبیات زنان عرب بهره ببرند.

درباره غاده السمان

غاده السمان یکی از برجسته‌ترین نویسندگان زن عرب است که از دهه شصت قرن بیستم دست به قلم برده است. او در سال ۱۹۴۲ به دنیا آمده و تاکنون بیش از چهل رمان، دیوان شعر، مجموعه داستان و مقاله به چاپ رسانده است. دو داستان پیش‌رو را از مجموعه داستان ماه چهارگوش (القمر المربع) برگزیده‌ام. این کتاب نخستین‌بار در سال ۱۹۹۴ چاپ شده است.

درباره زندگی و آثار غاده السمان بیشتر بخوانید.

بخشی از کتاب بنویس من زن عرب نیستم

«سخت جا خورده که چرا سروکلهٔ یک روح در خانهٔ او پیدا شده است. به گمانش ارواح فقط به سراغ کاخ‌های قدیمی و آدم‌های کله‌گنده می‌روند. بهش نگفتم که ادبیات و سینمای امریکا و تلویزیون این اراجیف را سرهم می‌کنند و به خورد مردم می‌دهند که ارواح از یک نژاد و یک طبقهٔ اجتماعی خاص هستند، انگار فقط پولدارها و ملکه‌ها و نجیب‌زاده‌ها روح دارند نه آدم‌های معمولی. وقت مناسبی نبود، وگرنه دربارهٔ ارواحی که در چادر هم زندگی می‌کنند برایش سخنرانی می‌کردم.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بنویس من زن عرب نیستم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببنویس من زن عرب نیستم
عنوان دیگرداستان‌هایی از زنان نویسنده عرب
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
گردآورندهسمیه آقاجانی
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۱۰/۰۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۷۳ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۳۰۸۳‬‬‬
تعداد صفحه‌ها۲۰۰ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

4=/=2+2
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۶

داستان‌های این کتاب مارو با سبک زندگی اسلام افراطی که امام ازش صحبت کرده بودن تقریبا آشنا میکنه که متاسفانه در بعضی از شهرهای ایران هم جولان میده اما خیلی از داستان‌هاش نگاه یک طرفه به موضوع داشت و نویسنده با...بیشتر

۱
زهرا طوسی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۰

جالب نبود.

۰
mahi jan
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۸

برای یکبار خوندن بد نبود، اما احتمالا کتابش رو هیچ‌وقت به کسی معرفی نمی‌کنم. بعضی داستان‌ها‌ از نظرم بی‌سر و ته بودن و شاید فقط با دو یا سه داستان ارتباط گرفتم. با اینحال از این نظر که گاهی من...بیشتر

۰
بلاتریکس لسترنج
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۹

بنویس منم زن عرب نیستم

۰

بریده‌هایی از کتاب

zarsaidi
۱۲
این همان برخورد با ناشناخته‌هاست: هرکس که دیگری را به رسمیت بشناسد، برای برخورد با او راه وروش خود را خواهد یافت.
4=/=2+2
۷
یک روز دست زن خوشگلی را گرفت و او را به خانهٔ من آورد. گفت می‌خواهد او را بگیرد و وادارم کند کنارشان زندگی کنم، چون این حقش است و من فقط یکی از چهار زنش هستم. همان شب زنگ زدم به پلیس. آمدند بیرونشان کردند. اگر در کشور او بودیم، پلیس آن‌جا چنین کاری نمی‌کرد. من نمی‌توانم زیر بار چنین خفتی بروم. ناچار هم نیستم
Mostafa F
۴
این خود گواه فرومایگی انسان است که نقشه می‌چیند تا شریف بنماید.
imalializade
۳
من تاوان نویسنده‌شدنم را می‌دهم. بیش‌تر وقت‌ها از زیر زبان مردم حرف می‌کشم تا از زندگی‌شان برایم بگویند. سراپا گوش می‌شوم و به کلمه‌کلمهٔ حرف‌هایشان دقت می‌کنم، به این امید که روحشان را بدزدم و آن را در داستان یا رمانی جای بدهم.
niloufar.dh
۳
اندوهی که در خلوت و تنهایی‌ام به سطح آب می‌آید مات ومبهوتم می‌کند. یعنی کجا پنهان می‌شود؟ آیا گودال‌های روحم برای این‌همه درد جا دارند؟ نمی‌دانم چگونه از دست این غم رها شوم، چون زور بسیار زیادی دارد و می‌تواند پنهانی وارد شود.
Mostafa F
۲
به گمانم دشوار می‌توان از شر زخم‌های گذشته خلاص شد، حتی اگر روح شده باشیم.
niloufar.dh
۲
(شاید او هم مثل همهٔ مردم خیال می‌کند ترسش از تاریکی است. نمی‌داند ارواح در دهلیزهای تاریک درونش زندگی می‌کنند. شاید حالا دارد با تک‌تکشان آشنا می‌شود. اگر آن‌ها را نشناسد، نمی‌تواند با آن‌ها دوست شود. روحت را بشناس تا خودت را بشناسی. به باور من، این یک اصل طلایی است که نظریهٔ «خود را بشناس» را کامل می‌کند!)
niloufar.dh
۲
بوی دیروز بر تن من و بر تن شهر ماسیده بود. سینه‌ام بوی خبر زنی را می‌داد که او را کشته‌اند. چشم‌های مردم بوی یکسانی می‌دادند، هرچند چشم‌ها تنها و غمگین و بسته بودند، درست مانند درهای آهنی خانه‌ها.
niloufar.dh
۱
گذشته همان حقیقت است و حقیقت این است که زنده‌به‌گورشدن دخترها قرن‌ها پیش رخ داده است. اما من خبر را باور نکردم! مگر می‌شود بوی خون قرن‌ها روی تن بماند؟ تن من بوی قرن‌ها را می‌داد.
niloufar.dh
۱
غمْ درونم را سوراخ‌سوراخ کرده، مثل سوراخ‌هایی که موریانه در چوب به جا می‌گذارد.