معرفی و دانلود کتاب ادبیات در مخاطره + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ادبیات در مخاطره

کتاب ادبیات در مخاطره

نوع کتاب
۲.۴(از ۲۱ امتیاز)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ادبیات در مخاطره

کتاب ادبیات در مخاطره (La littérature en péril) نوشته تزوتان تودوروف، اثری پژوهشی و فلسفی است که به جایگاه ادبیات در زندگی فردی و اجتماعی انسان می‌پردازد و نسبت آن را با آموزش، نقد و جهان معاصر بررسی می‌کند. تودوروف از تجربه‌ی شخصی خود، از کودکی در خانه‌ای پر از کتاب تا سال‌های تدریس و پژوهش در فرانسه، استفاده کرده تا نشان دهد ادبیات چگونه می‌تواند به فهم بهتر جهان و خود انسان کمک کند. نشر ماهی این کتاب را با ترجمه محمدمهدی شجاعی منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب ادبیات در مخاطره

کتاب ادبیات در مخاطره با روایت زندگی فکری تزوتان تودوروف آغاز می‌شود؛ از کودکی در خانواده‌ای کتابدار در بلغارستان کمونیستی تا مهاجرت به فرانسه، آشنایی با رولان بارت و ژرار ژنت و مشارکت در شکل‌گیری بوطیقا و نقد ساختارگرایانه. در همین مسیر، نویسنده نشان می‌دهد چگونه شیفتگی اولیه‌اش به فنون ادبی به‌تدریج جای خود را به توجه به معنا، اخلاق و تجربه‌ی انسانی در آثار ادبی داده است. 

کتاب نقدی جدی بر نظام آموزش ادبیات در مدارس و دانشگاه‌های فرانسه دارد؛ تودوروف با استناد به بولتن‌های رسمی وزارت آموزش و تجربه‌ی حضورش در شورای ملی آموزش، نشان می‌دهد چگونه تدریس ادبیات به آموزش مفاهیم نظری و روش‌های تحلیل تقلیل یافته و خود متن و معنای آن به حاشیه رانده شده است. او این وضعیت را نتیجه‌ی غلبه‌ی رویکردهای فرمالیستی، ساختارگرایانه و پساساختارگرایانه می‌داند که ادبیات را اُبژه‌ای خودبسنده و گسسته از جهان تلقی کرده‌اند. 

تزوتان تودوروف در کتاب ادبیات در مخاطره نشان می‌دهد که چگونه به‌تدریج پیوند ادبیات با حقیقت، اخلاق و جهان مشترک انسان‌ها سست شده و جای خود را به سه گرایش مسلط داده است: فرمالیسم، نیهیلیسم و خویشتن‌یگانه‌پنداری.

خلاصه کتاب ادبیات در مخاطره

کتاب ادبیات در مخاطره از این پرسش آغاز می‌کند که چرا ادبیات برای نویسنده تا این حد حیاتی است و چگونه از کودکی تا دوران پژوهش و تدریس، زندگی او را شکل داده است. تودوروف سپس نشان می‌دهد که در نظام آموزشی معاصر، ادبیات به آموزش روش‌ها، مفاهیم و فنون تحلیل فروکاسته شده و نقش آن در فهم انسان، جامعه، عشق، رنج و اخلاق نادیده گرفته شده است.

نویسنده با مرور تاریخ زیباشناسی، از ارسطو تا کانت، رمانتیسم، بودلر و آوانگارد، نشان می‌دهد که چگونه ایده‌ی خودآیینی هنر به‌تدریج به جدایی کامل ادبیات از جهان و تجربه‌ی مشترک انسان‌ها انجامیده است. 

در بخش پایانی، کتاب با مثال‌هایی از جان استوارت میل، شارلوت دلبو و تجربه‌های شخصی نویسنده، به این پرسش بازمی‌گردد که ادبیات به چه کار می‌آید و از ادبیات به‌ عنوان یکی از راه‌های اصلی شناخت تجربه‌ی بشری و غنابخشیدن به زندگی دفاع می‌کند؛ ادبیات نه‌صرفاً سرگرمی و نه‌فقط بازی زبانی، بلکه امکانی برای گسترش جهان درونی، فهم دیگران و معنا بخشیدن به زندگی است.

چرا باید کتاب ادبیات در مخاطره را بخوانیم؟

این کتاب تصویری روشن از این پرسش ارائه می‌دهد که ادبیات چه نسبتی با زندگی واقعی، آموزش، سیاست و تاریخ اندیشه دارد. خواننده با خواندن آن می‌تواند هم نقدی جدی بر وضعیت تدریس و نقد ادبی معاصر ببیند و هم با تاریخ تحول زیباشناسی و بحث‌های کلاسیک درباره‌ی هنر برای هنر و نقش ادبیات در شناخت انسان آشنا شود.

خواندن کتاب ادبیات در مخاطره را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

ادبیات در مخاطره به دانشجویان و مدرسان ادبیات، علاقه‌مندان به نقد و نظریه‌ی ادبی، معلمان دبیرستان و کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی نسبت ادبیات با زندگی، اخلاق و تجربه‌ی انسانی را دارند و می‌خواهند فراتر از بحث‌های صرفاً فرمالیستی به معنای خواندن فکر کنند.

درباره تزوتان تودوروف

تزوتان تودوروف (Tzvetan Todorov) (۱۹۳۹-۲۰۱۷)، فیلسوف، نشانه‌شناس، نظریه‌پرداز ادبی و مورخ بلغاری‌تبارِ فرانسوی بود که به عنوان یکی از کلیدی‌ترین چهره‌های ساختارگرایی و تحلیل ساختاری متن در قرن بیستم شناخته می‌شود. او که در صوفیه، پایتخت بلغارستان تحت حکومت کمونیستی، متولد شده بود، در سال ۱۹۶۳ برای ادامه‌ی تحصیل به پاریس مهاجرت کرد و تحت هدایت رولان بارت دکتری خود را گرفت. تودوروف با ترجمه و معرفی آثار فرمالیست‌های روس به جامعه‌ی فرانسوی‌زبان، نقشی انقلابی در تغییر مسیر نقد ادبی مدرن ایفا کرد. او بعدها به عنوان مدیر تحقیقات در مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه (CNRS) به فعالیت پرداخت.

تمرکز فکری تودوروف در طول زمان از فرمالیسم و ساختارگرایی محض در ادبیات، به سمت اومانیسم، تاریخ فرهنگی و تحلیل مسائل اخلاقی‌سیاسی جوامع رفت. او در حوزه‌ی ادبیات، با نگارش کتاب «بوطیقای ساختارگرا» و ابداع نظریه‌ی «ادبیات شگفت‌انگیز»، ژانرهای ادبی را فرمول‌بندی کرد. اما در فاز دوم زندگی فکری‌اش، نگاه او به سمت تاریخ و دغدغه‌های انسانی معطوف شد؛ اثر مهم او در این دوره، کتاب «فتح آمریکا: مسئله‌ی دیگری» بود که در آن به کالبدشکافی برخورد فرهنگی میان اسپانیایی‌ها و بومیان باستان و چگونگی مواجهه انسان با مفهوم دیگری می‌پردازد.

بخشی از کتاب ادبیات در مخاطره

«با گذشت زمان فهمیدم همگان در نقش مهمی که برای ادبیات قائلم با من هم‌نظر نیستند و تا حدودی از این موضوع شگفت‌زده شدم. آنچه پیش از همه غافلگیرم کرد اختلاف دیدگاه‌ها در باب آموزش‌های پیش ازدانشگاه بود. من هیچ‌گاه در دبیرستان‌های فرانسه تدریس نکرده‌ام و سابقهٔ تدریسم در دانشگاه هم زیاد نیست، ولی وقتی پدر می‌شوی و فرزندانت به سراغت می‌آیند تا نگاهی به تکالیفشان بیندازی یا شب امتحان کمکشان کنی، نمی‌توانی به آن‌ها بی‌اعتنا باشی. گرچه تمامی خواسته‌ها و سلایق ادبی‌ام را به فرزندانم تحمیل نمی‌کردم، کم‌کم دریافتم راهنمایی‌ها و دخالت‌هایم بی‌فایده است و تأثیری منفی بر نمرهٔ فرزندانم دارد! این مسئله حسابی آزرده‌ام می‌کرد. بعدها (از ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴) به عضویت شورای ملی آموزش درآمدم ــ کمیسیونی مشورتی و چندرشته‌ای وابسته به وزارت آموزش ملی ــ و این فرصتی برایم فراهم آورد تا آموزش ادبیات در مدارس فرانسه را با نگاهی جامع بنگرم. آن‌جا بود که دریافتم نگرش حاکم بر ادبیات و شیوهٔ تدریس آن یکسره متفاوت از نگاه من است. این نگرش نه‌تنها در میان برخی از استادان کهنه‌گرا رواج داشت، بلکه نظریه‌های متداول آموزش ادبیات و دستورالعمل‌های رسمی آموزشی نیز در خدمت آن بودند.

بیایید به سراغ بولتن رسمی وزارت آموزش ملی (شمارهٔ ششم، ۳۱ اوت ۲۰۰۰) برویم که سرفصل برنامه‌های درسی دبیرستان، به‌ویژه ادبیات فرانسه، را تشریح کرده است. در صفحهٔ اول، ذیل عنوان "چشم‌اندازهای مطالعه"، آمده است: "مطالعهٔ متون ادبی به تأملات آدمی در باب تاریخ ادبیات و فرهنگ شکل می‌بخشد، مخاطبان را در شناخت گونه‌ها و سبک‌های ادبی یاری می‌رساند، قدرت درک معانی مندرج در آثار ادبی بی‌همتا را بالا می‌برد، پایه‌های استدلال را تقویت می‌کند و تأثیر هر گفتمان بر مخاطبان را دوچندان می‌سازد." در ادامه، این موارد یک به یک شرح داده می‌شوند و در توضیحشان می‌خوانیم که مطالعهٔ گونه‌های ادبی "باید روشمند باشد"، سبک‌های ادبی (مثلا تراژیک یا کمیک) باید در سال سوم دبیرستان تفهیم و تعمیق شوند، "مبحث آفرینش و دریافت متون ادبی باید در دورهٔ دبیرستان آموزش داده شود" یا "عناصر استدلال" در این مقطع "تحلیلی‌تر بررسی شود".»

معرفی این کتاب در تاریخ ۸ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ادبیات در مخاطره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ادبیات در مخاطره
عنوان انگلیسی:La littérature en péril
موضوع:پژوهش ادبی، نظریات و مکاتب فلسفی
نویسنده:تزوتان تودوروف
مترجم:محمدمهدی شجاعی
انتشارات:نشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۱/۰۶/۰۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۹۲ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۲۰۹-۱۳۹-۳
تعداد صفحه‌ها:۹۰ صفحه
قیمت کتاب:۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

MahedBook.ir
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۹

حرف تودوروف این است که ادبیات در مخاطره است. ولی این خطر از ناحیۀ مردم کم‌سواد نیست، بلکه از جانب متخصصان ادبیات است. این کارشناسان، ادبیات را به‌مثابۀ ادبیات نمی‌بینند، بلکه آن را تحویل می‌کنند به چیزی که دیگر از...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

محمد
۳
مسئلهٔ پیچیدهٔ توازن میان رابطهٔ اثر با جهان، که در قرن هجدهم و نوزدهم کم وبیش به آن توجه شده بود، دوباره مغفول ماند و به‌سرعت حوزهٔ ادبیات را نیز تحت تأثیر قرار داد و گسستی بی‌سابقه به وجود آورد. بدین ترتیب، درهٔ عمیقی شکل گرفت میان ادبیات عامه‌پسند (تولیداتی که مستقیمآ به زندگی روزمرهٔ خوانندگان می‌پردازند) و ادبیات فضلا (که حرفه‌ای‌ها ــ منتقدان، استادان، نویسندگان ــ آن را می‌خوانند و فقط به شگردهای تکنیکی مؤلفان توجه دارند). یک طرف موفقیت اقتصادی و طرف دیگر ویژگی‌های ناب هنری؛ گویی این دو جنبه بالذات مغایر یکدیگرند، تا بدان‌جاکه اقبال چشمگیر خوانندگان به یک اثر نشانهٔ ضعف هنری آن است و بی‌توجهی یا سکوت منتقدان را به دنبال دارد.
محمد
۲
ادبیات به ما امکان می‌دهد با دیگران تعاملی نامحدود داشته باشیم و نتیجتآ بر غنایمان می‌افزاید. احساساتی بی‌بدیل برایمان به ارمغان می‌آورد که دنیای واقعی‌مان را پرمعناتر و زیباتر می‌کند. ادبیات نه یک سرگرمی ساده است و نه تفریحی مختص فضلا؛ فرصتی است پیش روی همگان تا رسالت انسانی‌شان را بهتر و شایسته‌تر محقق کنند.
محمد
۲
خوانندهٔ غیرحرفه‌ای امروز، مثل گذشته، عمومآ آثار ادبی را نه به قصد تسلط بیش‌تر بر یک روش خوانش می‌خواند و نه به هدف استخراج اطلاعاتی در باب جامعه‌ای که آثار در آن تولید شده‌اند، بلکه او آثار را می‌خواند تا معنایی را در آن‌ها بازیابد و به لطف آن انسان و جهان را بهتر بشناسد و زیبایی‌ای را کشف کند که وجودش را غنا می‌بخشد و ابزاری می‌شود برای شناخت بهتر خویش. شناخت ادبیات غایتی فی‌نفسه نیست، بلکه یکی از شاهراه‌هایی است که به کمال فرد می‌انجامد. مسیری که امروز تدریس ادبیات در آن گام برمی‌دارد از این افق روی گردانده است
محمد
۱
این‌ها که گفتم بدین معنا نیست که تدریس شیوه‌های تحلیل ادبی باید یکسره میدان را برای تدریس آثار ادبی خالی کند، بلکه هرکدام باید جای خود را داشته باشند. تدریس رویکردها، مفاهیم و روش‌ها (نیز) در دانشگاه لازم است. سرفصل دروس مدرسه، که مخاطبش عمومند و غیرمتخصصان، نباید با دانشگاه یکی باشد. مخاطب ادبیات همگانند، اما مطالعات ادبی نه. پس تدریس ادبیات بر مطالعات ادبی مقدم است. دبیر وظیفهٔ سنگینی بر دوش دارد، زیرا باید آنچه را در دانشگاه فراگرفته است به شیوه‌ای نامحسوس در درس‌هایش به کار گیرد و از تدریس مستقیم آن‌ها خودداری کند. آیا این انتظار بیجا نیست که از دبیر بخواهیم کاری را انجام دهد که استادانش هم از پس آن برنمی‌آیند؟ پس جای تعجب نیست که دبیر ادبیات همیشه به نتایج مطلوبی نمی‌رسد.
محمد
۱
«زندگی از هنر تقلید می‌کند، بسی بیش‌تر از آن‌که هنر از زندگی.» هنر ترجمان جهان است و به آنچه فرم ندارد فرم می‌بخشد. فقط کافی است تربیتمان کند تا وجوه مغفول جهان و موجودات پیرامونمان را کشف کنیم. ترنر مه‌آلودگی لندن را ابداع نکرده، اما اولین کسی بوده که آن را این‌گونه دیده و در تابلوهایش نشانمان داده و به یک معنا چشمانمان را گشوده است. ادبیات نیز چنین است؛ بالزاک شخصیت‌هایش را پیدا نکرده، بلکه آن‌ها را «خلق» کرده است. اما این شخصیت‌ها، پس از خلق‌شدن، پا به جامعهٔ معاصرشان گذاشته‌اند و تا به امروز نیز در کنارمان حضور دارند. جهانْ فی‌نفسه «به طرز وحشتناکی عاری از فرم» است و نقش هنر از همین‌جا آغاز می‌شود: «کار ادبیاتْ آفرینش به کمک مواد خام دنیای واقعی است؛ آفرینش دنیایی جدید که سِحرآمیزتر و پایدارتر و حقیقی‌تر از دنیایی است که چشمان عوام می‌بیند.»
محمد
۰
پس جای تعجب نیست که دبیرستانی‌ها یاد می‌گیرند ادبیات هیچ نسبتی با بقیهٔ جهان ندارد و فقط روابط متقابل عناصر درونی اثر را بررسی می‌کند. این موضوع بی‌تردید سهمی بسزا در بی‌علاقگی روزافزون دانش‌آموزان به رشتهٔ ادبیات داشته است. طی چند دهه، تعداد دانش‌آموزانی که رشتهٔ ادبی را انتخاب می‌کنند از ۳۳ درصد به ۱۰ درصد کاهش یافته است! به‌راستی چرا باید ادبیات خواند وقتی ادبیات همهٔ توش وتوانش را مصروف تشریح روش‌های لازم برای تحلیل ادبی می‌کند؟ دانشجویان ادبیات، در پایان مسیر، مقابل دوراهی دردناکی قرار می‌گیرند: یا استاد شوند و یا به خیل بیکاران بپیوندند.
محمد
۰
گسست قاطع ادبیات و جهان در آغار قرن بیستم رخ داد. این گسست تا حدی نتیجهٔ آرای افراطی نیچه بود، زیرا او حتی وجود هرنوع واقعیت و حقیقتِ مستقل از تفسیر را هم زیر سؤال می‌برد. از این پس، دیگر نه‌تنها ادعای ادبیات مبنی بر عرضهٔ نوعی شناخت از جهان مشروعیت ندارد، بلکه گفتمان‌های فلسفی و علمی نیز در مظان همان شک و تردید قرار می‌گیرند.
محمد
۰
وقتی موضوع ادبیات وضعیت بشر باشد، آن‌که ادبیات می‌خواند و آن را می‌فهمد به متخصص تحلیل ادبی بدل نمی‌شود، بلکه نسبت به وجود انسان معرفت می‌یابد. برای شناخت خلقیات و هیجانات انسان چه مقدمه‌ای بهتر از غرقه‌شدن در آثار نویسندگان بزرگی که هزاران سال است پیشه‌شان همین بوده؟
محمد
۰
و درنتیجه، چه تمهیدی بهتر از این برای ورود به مشاغلی که بنیانشان بر روابط انسانی است؟ اگر چنین تصوری از ادبیات داشته باشیم و آن را در تدریس به کار بندیم، کمک ارزشمندی به دانشجویان آیندهٔ حقوق و علوم سیاسی، مددکاران اجتماعی و روان‌درمانگران، تاریخدانان و جامعه‌شناسان کرده‌ایم! چه چیز بهتر از تلمذ نزد استادان یگانه‌ای چون شکسپیر، سوفوکلس، داستایفسکی و پروست؟ آیا جز این است که پزشک آینده، برای مهارت در شغلش، از چنین استادانی بیش‌تر می‌آموزد تا از کنکورهای ریاضی سرنوشت‌سازی که امروز پیش رویش قرار دارند؟
محمد
۰
اگر چنین غایتی را برای آموزش ادبیات در نظر بگیریم، غایتی که دیگر صرفآ در خدمت بازتولید استادان ادبیات نباشد، به‌راحتی می‌توانیم دربارهٔ فضای حاکم بر آموزش ادبیات به توافق برسیم: باید آثار ادبی را در دل گفت‌وگوی گستردهٔ میان انسان‌ها گنجاند، گفت‌وگویی که از ازل آغاز شده و هرکدام از ما سهمی اگرچه ناچیز در آن داریم.