با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب در انتظار تاریکی، در انتظار نور
نویسنده:ایوان کلیما
مترجم:گلبرگ برزین
ویراستار:علیرضا کیوانینژاد
انتشارات:نشر افکار
دستهبندی:
امتیاز
از ۳۶ رأیخواندن نظرات
۲٫۶
(۳۶)
خواندن نظراتمعرفی کتاب در انتظار تاریکی، در انتظار نور
ایوان کلیما( - 1931) نویسنده اهل جمهوری چک است.
در بخشی از این رمان که یکی از موفقترین کتابهای این نویسنده است میخوانیم:
«دیروز، وقتی جلسه با پیامد پیشبینی شده به پایان رسید منشی را به نوشیدنی دعوت کرد و پس از آن دختر او را به مهمانی در یک خانهی بزرگ برد. بیرون، در کمال تعجب او، چند ماشین لوکس غربی پارک کرده بودند. داخل، صاحبانشان به افراط مینوشیدند. با اینکه او هم زیاد نوشیده بود، به اینکه تا چه حد این چهرهها که پیشانی نوشتشان زندگی پای آتشفشان بود، به چشم او بیگانه میآمدند آگاه بود. منشی از اینکه پاول مهمانش بود تو پوست خودش نمیگنجید و او را به اشخاصی که هیچ علاقهای به آشنایی با او نداشتند معرفی میکرد؛ نیاز نبود نام و موقعیتشان را به خاطر بسپارد.
زنانی هم بودند که لباسهای چشمگیر به تن داشتند ولی ظاهراً همراه کسی بودند. به چند داستان زندگی که به استثنای چند انفجار اتفاقی یا مرگ زودرس کمابیش به زندگی که مردم در همهی جای جهان دارند شبیه بود گوش داد. اینجا با وجود این خط میان بودن و نبودن نامشخص بود. هرجا که اینجوری باشد از خطوط دیگر به سادگی میتوان رد شد: مرزی که طمع، ریاکاری، بیآبرویی و بیشرمی را مشخص میکند احتمالاً پشت این چیزها پنهان شده است.
طمع چه بود؟ بیآبرویی چه؟ فلاکت چه؟
طمع انگشتی بود ته حلق آدم سیر، اتاق اضافهای برای آت و آشغالهای بیمصرف و یک معشوق بدون عشق.
همچنان که شب پیش میرفت، قیدها برداشته شد و دوباره بدون دوربینش مرد جوانی را تماشا کرد که با دستهای لرزان میکوشید تزریق کند و رگش را پیدا نمیکرد. زوجی را دید که گوشهی اتاقی میرقصیدند و مردی که در یک گلدان بزرگ چینی میان گلهای مینای قرمز استفراغ میکرد.»
یک بخشش![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تونی موریسون
مرثیه ای برای آرژانتینپاتریسیو پرون
سرزمین دروغینولادیمیر ناباکوف
مسافر یک لنگه پاهرتا مولر
مردی با کبوتررومن گاری
گذار منهتنجان دس پاسوس
گوساله و دوندهی دو استقامتمو یان
بعد از انقلابگابریل گارسیا مارکز
بازگشتهشام مطر
نه فرشته، نه قدیسایوان کلیما
چنان ناکام که خالی از آرزوپتر هاندکه
خاطرات یک بازماندهدوریس لسینگ
امپراطور هراسجولی اوتسوکا
گلها را بچین کودکان را بکشحبیب گوهریراد
یادداشتهای عراقماریو بارگاس یوسا
گذر از زمستاناولیولیه آدام
سفر زمستانیاملی نوتومب
رد گمآلخو کارپنتیه
یاد نئون بخیردیوید فاستر والاس
زندگی جای دیگری استمیلان کوندرا
محیط زیست گرایی ثروتمندان![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پیتر دوورن
به بهانه حقوق زنان؛ ظهور فموناسیونالیسمسارا آر. فاریس
آلیس آدامزبوث تارکینگتون
پدرسالاری مزدسیلویا فدریچی
امبرسون های باشکوهبوث تارکینگتون
کاهش تنش کاریکلود متو
مراقبت از اوژان باتیست آندره آ
پایان دادن به کار کودک در خیابانجلوه جواهری
در جست و جوی عدالتمحمدامین زندی
وقتی بدن سخن می گویدمارا سیدلی
حجم
۲۳۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۲۹۶ صفحه
حجم
۲۳۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۲۹۶ صفحه
قیمت:
۹۱,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
با اینکه عادت ندارم کتابی رو نصفه نیمه رها کنم اما ایندفعه هرکاری کردم ، نشد که بشه! حدود ۲۰۰ صفحه ش رو به سختی خوندم اما نمیدونم مشکل از درک من بود یا ترجمه! خیلی سخت متوجه میشدم که
این رمان که معروفترین داستان ایوان کلیما هست، به سبک غیرخطیِ تکهتکه است؛ به این صورت که مشخص نمیشد الان خوابه، واقعیته، رویاست، توهمه، گذشتهاس یا حاله، این کدوم شخصیته؛ چون اغلب با یک نقطه در انتهای جملات مرزشون رو
یکم ارتباط گرفتن با کتاب سخته چون هر وسط یه صحبت میره یه جای دیگه و آدمو گیج میکنه که الان چه اتفاقی افتاده ولی در نهایت مطالب جالبی توی خودش داشت که دوسش داشتم ...
توی موقعیت جالبی با این کتاب بر خورد کردم اما واقعا جذبم نکرد خیلی سخت ارتباط با کتاب شکل گرفت
گنگ و غم انگیز. شبیه دنیایی که درآن زندگی می کنیم.