کتاب صوتی پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

دانلود و خرید کتاب صوتی پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

انتشارات:آوانامه
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

کتاب صوتی پیرمرد صد ساله‌ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد (رمان) نوشته‌ی یوناس یوناسون با ترجمه‌ی کیهان بهمنی و گویندگی سلمان ظاهری، شنونده را وارد ماجرایی طولانی، پراتفاق و سرشار از شوخ‌طبعی می‌کند که از یک فرار ساده از خانه‌ی سالمندان شروع می‌شود و به سفری عجیب در زمان و مکان می‌رسد. نشر آموت نسخه‌ی مکتوب آن کتاب را منتشر کرده و آوانامه نسخه‌ی صوتی را تولید کرده است. در این کتاب صوتی، زندگی آلن کارلسون، پیرمردی صد ساله، در دو خط زمانی روایت شده است: اکنونِ او که در روز تولد صدسالگی‌اش تصمیم می‌گیرد از پنجره‌ی خانه‌ی سالمندان شهر کوچک مالم‌کوپینگ فرار کند و گذشته‌ی او که از کودکی در فِلن و کار در کارخانه‌ی نیتروگلیسیرین شروع می‌شود و به قلب رویدادهای بزرگ قرن بیستم می‌رسد. لحن روایت، طنز موقعیت، شخصیت‌پردازی اغراق‌آمیز و نگاه طنازانه به سیاست، جنگ و قدرت، فضای کلی این کتاب صوتی را شکل داده است. شنونده در همان صفحات آغازین با تقدیم‌نامه‌ی نویسنده به پدربزرگش و جمله‌ی کلیدی «قصه‌ی آدم‌هایی که فقط داستان‌های واقعی می‌گویند ارزش گوش کردن ندارد» روبه‌رو می‌شود؛ جمله‌ای که به‌نوعی منشور روایی آن کتاب است و نشان می‌دهد قرار است با داستانی مواجه شویم که مرز میان «واقعی» و «غیرواقعی» را مدام جابه‌جا می‌کند.

درباره کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

کتاب پیرمرد صد ساله‌ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد با تمرکز بر شخصیت آلن کارلسون، ساختاری رفت‌وبرگشتی میان حال و گذشته دارد. در خط اصلی، ماجرا از دوشنبه، دوم مه ۲۰۰۵ و خانه‌ی سالمندان مالم‌کوپینگ آغاز می‌شود؛ جایی که قرار است جشن مفصل تولد صدسالگی آلن با حضور شهردار، خبرنگاران و ساکنان آسایشگاه برگزار شود اما خود صاحب جشن تصمیم می‌گیرد در آن شرکت نکند. او بدون برنامه‌ریزی قبلی، پنجره‌ی اتاق طبقه‌ی همکف را باز می‌کند، با دمپایی‌های «ادراری»‌اش روی باغچه می‌پرد و از همان لحظه فرار بی‌برنامه‌اش شروع می‌شود. مسیر او از باغچه‌ی آسایشگاه، پارک، گورستان کلیسا و در نهایت ایستگاه اتوبوس مالم‌کوپینگ می‌گذرد؛ جایی که با یک چمدان بزرگ خاکستری چرخ‌دار، یک جوانک خشن با کاپشن جین و شعار «دیگر هرگز» و یک بلیط‌فروش کوتوله روبه‌رو می‌شود. از همین نقطه، پای باند خلافکاری «دیگر هرگز»، پلیس، رسانه‌ها و یک تعقیب‌وگریز سراسری به داستان باز می‌شود و ناپدیدشدن یک پیرمرد صدساله به پرونده‌ای جنایی و خبری تبدیل می‌شود. در همین خط زمانی، آلن در ایستگاه بایرینگ با یولیوس یانسن، پیرمردی هفتاد و چند ساله، دزد ریزه‌کار و ساکن ایستگاه متروکه‌ی راه‌آهن آشنا می‌شود؛ دوستی‌ای که به تقسیم یک چمدان پُر از اسکناس، یک جسد در سردخانه و سفری مشترک روی ارابه‌ی بازرسی خط‌آهن ختم می‌شود. در کنار این خط، کتاب پیرمرد صد ساله‌ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد گذشته‌ی آلن را در فصل‌هایی با تاریخ‌های ۱۹۰۵ تا ۱۹۲۹ دنبال می‌کند. شنونده با تولد او در فِلن، مادر سرفه‌دار و عمل‌گرایش، پدری که از راه‌آهن اخراج می‌شود و برای «سرعت‌بخشیدن به انقلاب» به روسیه می‌رود، آشنا می‌شود. پدر در پتروگراد با «عمو کارل» و بحث‌های بی‌پایان درباره‌ی بلشویک‌ها، تزار و لنین درگیر است و سرانجام در ماجرای «روسیه‌ی واقعی» و دفاع از قطعه‌زمین توت‌فرنگی‌اش با یک گلوله کشته می‌شود. آلن از کودکی وارد کارخانه‌ی نیتروگلیسیرین می‌شود، در ساخت دینامیت مهارت پیدا می‌کند و بعدها شرکت دینامیت خودش را راه می‌اندازد. انفجار تصادفی که بنکدار محلی، گوستاوسون، را همراه با اتومبیلش در گودال آزمایش آلن متلاشی می‌کند، او را به زندان و سپس به آسایشگاه روانی پروفسور لوندبری می‌کشاند؛ جایی که به بهانه‌ی «اصلاح نژاد» عقیم می‌شود اما در عوض سال‌ها وقت برای مطالعه، فکرکردن و شکل‌دادن به فلسفه‌ی شخصی‌اش پیدا می‌کند: «دنیا همین است و هر چه بخواهد بشود می‌شود.» این رفت‌وبرگشت مداوم میان تعقیب پلیسی، ماجرای چمدان پنجاه‌میلیونی، جسد یخ‌زده‌ی عضو باند و گذشته‌ی پر از انفجار، انقلاب و جنگ، فضای کلی آن کتاب را می‌سازد.

خلاصه داستان پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

در این کتاب صوتی، ایده‌ی مرکزی حول یک تصمیم ناگهانی می‌چرخد: آلن کارلسون، درست یک ساعت مانده به جشن تولد صدسالگی‌اش، بدون این که زیاد فکر کند، تصمیم می‌گیرد در جشن شرکت نکند. او از پنجره‌ی اتاقش در خانه‌ی سالمندان مالم‌کوپینگ بیرون می‌رود، روی بنفشه‌های باغچه فرود می‌آید و با دمپایی و کت‌وشلوار قهوه‌ای راه می‌افتد. در گورستان کنار کلیسا روی نیمکتی کنار قبر هنینگ آلگوتسن می‌نشیند، به این فکر می‌رسد که شاید آرزوی «کاش سال‌ها پیش مرده بودم» اشتباه بوده و فرار از دست مدیر آلیس از مردن بهتر است. سپس به ایستگاه اتوبوس می‌رسد، از بلیط‌فروش می‌خواهد با هر وسیله‌ای که زودتر حرکت می‌کند از شهر خارج شود و در همین فاصله جوانکی با کاپشن «دیگر هرگز» از او می‌خواهد چند دقیقه مواظب چمدان بزرگش باشد. اتوبوس می‌رسد، آلن چند بار بین چمدان و اتوبوس مردد می‌شود و در نهایت تصمیمی می‌گیرد که خودش آن را یک «بله» بزرگ به زندگی می‌داند: چمدان را برمی‌دارد و سوار اتوبوس می‌شود. در ادامه، پلیس، شهردار، رسانه‌ها و داوطلبان شهر کوچک درگیر پرونده‌ی ناپدیدشدن پیرمرد می‌شوند. سگ پلیس رد او را تا ایستگاه اتوبوس دنبال می‌کند، خبرنگار محلی از «احتمال ربوده‌شدن» می‌نویسد و رییس پلیس ایالت زیر فشار دوربین‌ها قرار می‌گیرد. هم‌زمان، جوانک صاحب چمدان با تهدید و خشونت از بلیط‌فروش می‌فهمد که پیرمرد با اتوبوس به سمت استرانگناس رفته و خودش اتوبوس را می‌دزدد تا او را تعقیب کند. آلن در ایستگاه بایرینگ پیاده می‌شود، در جنگل سرد با چمدان قفل‌شده راه می‌رود و به ایستگاه متروکه‌ای می‌رسد که یولیوس یانسن در آن زندگی می‌کند؛ پیرمردی تنها، دزد خرده‌پا و صاحب دستگاه تقطیر خانگی. دو پیرمرد بعد از چند گیلاس نوشیدنی و کباب گوشت گوزن، با هم صمیمی می‌شوند. جوانک خشمگین سر می‌رسد، یولیوس را از گوش‌هایش آویزان می‌کند و دنبال «پیرمرد حرام‌لقمه» می‌گردد. آلن با یک تکه الوار ضربه‌ای به سر او می‌زند، جوانک بیهوش می‌شود و بعدتر در سردخانه‌ی یولیوس، در اثر روشن‌ماندن طولانی‌مدت موتور، می‌میرد. وقتی دو پیرمرد قفل چمدان را باز می‌کنند با ردیف‌های منظم اسکناس‌های پانصد کرونی روبه‌رو می‌شوند؛ رقمی که بعد از حساب‌وکتاب دقیق به پنجاه میلیون کرون می‌رسد. آن‌ها تصمیم می‌گیرند پول را «شسته و رفته» نصف کنند و هم‌زمان باید فکری برای جسد کنند. جسد را در یکی از لوله‌های فولادی یک کانتینر کارخانه‌ی ذوب‌آهن می‌گذارند؛ کانتینری که قرار است به آدیس‌آبابا برود. بعد با ارابه‌ی بازرسی روی ریل متروکه، همراه با چمدان و جسدِ حالا پنهان‌شده، به سمت آکر حرکت می‌کنند. پلیس با کنار هم گذاشتن گزارش‌ها، تماس تلفنی مسافران، اعتراف بلیط‌فروش و رد سگ، کم‌کم به این تصویر می‌رسد: پیرمرد صدساله‌ای که ظاهرا عقلش سر جایش است، چمدان پول باند «دیگر هرگز» را دزدیده، با یک دزد محلی هم‌دست شده و حالا هر دو در حال فرار روی ریل‌های متروکه‌اند. در لایه‌ی دیگر، گذشته‌ی آلن نشان می‌دهد این پیرمرد «بی‌برنامه» عمری را در کنار دینامیت، انقلاب روسیه، جنگ جهانی و سیاست‌مداران گذرانده و فلسفه‌اش این است که دنیا کار خودش را می‌کند و بهتر است آدم تا جایی که می‌تواند سروصدا نکند و راه خودش را برود.

چرا باید کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد را بشنویم؟

این کتاب صوتی با ترکیب طنز، تعلیق و تاریخ، تجربه‌ای متفاوت از شنیدن یک رمان بلند ارائه می‌دهد. ماجرای فرار یک پیرمرد صدساله از خانه‌ی سالمندان به‌تنهایی جذاب است اما آن کتاب با اضافه‌کردن چمدان پنجاه‌میلیونی، باند خلافکاری «دیگر هرگز»، پلیس سردرگم، رسانه‌های هیجان‌زده و دوستی غیرمنتظره‌ی آلن و یولیوس، ماجرا را به نوعی کمدی جنایی تبدیل کرده است. شنونده در هر فصل با موقعیتی تازه روبه‌رو می‌شود: از سردخانه‌ای که ناخواسته به صحنه‌ی مرگ تبدیل شده تا ارابه‌ی بازرسی‌ای که سه مسافر عجیب را از دل جنگل عبور می‌دهد و کانتینری که جسدی را به آدیس‌آبابا می‌فرستد. در عین حال، خط زمانی گذشته‌ی آلن لایه‌ای دیگر به شنیدن آن کتاب اضافه کرده است. روایت کودکی در فِلن، کار در کارخانه‌ی نیتروگلیسیرین، پدری که از سوسیالیسم تا دفاع از تزار را تجربه می‌کند، ماجرای تخم‌مرغ میناکاری و بنکدار، انفجار تصادفی و سال‌های بستری‌بودن در آسایشگاه روانی، همه در کنار هم تصویری از قرن بیستم از زاویه‌ی نگاه شخصیتی «بی‌ادعا» می‌سازد. این زاویه‌ی دید، جنگ‌ها، انقلاب‌ها و ایدئولوژی‌ها را از سطح شعار به سطح زندگی روزمره می‌آورد و نشان می‌دهد چطور تصمیم‌های کوچک و گاهی بی‌فکر، سرنوشت آدم‌ها را عوض می‌کند. برای شنونده‌ای که به روایت‌های طولانی، شخصیت‌محور و پراتفاق علاقه‌مند است، این کتاب صوتی فرصتی است برای همراهی با شخصیتی که هم ساده است و هم غیرقابل‌پیش‌بینی. طنز خشک و گاهی سیاه، دیالوگ‌های کوتاه و موقعیت‌های کنایه‌آمیز، شنیدن را زنده و پرکشش نگه می‌گذارد. از سوی دیگر، حضور پلیس، باند خلافکاری و تعقیب‌وگریز، ضرباهنگی شبیه داستان‌های جنایی به آن کتاب داده است، بدون این که از فضای شوخ‌طبعانه‌اش فاصله بگیرد. شنیدن این داستان، هم برای فرار از روزمرگی و هم برای فکرکردن به این سؤال که «اگر در وقت اضافه‌ی زندگی بود چه می‌شد کرد؟» تجربه‌ای متفاوت فراهم می‌کند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد می‌شود که به رمان‌های پرماجرا، طنزآمیز و شخصیت‌محور علاقه‌مند هستند. به مخاطبانی پیشنهاد می‌شود که از ترکیب تعقیب‌وگریز پلیسی، باندهای خلافکاری و موقعیت‌های کمیک لذت می‌برند. به کسانی پیشنهاد می‌شود که دوست دارند تاریخ و سیاست را نه در قالب تحلیل مستقیم، بلکه در قالب سرگذشت یک آدم معمولی دنبال کنند. همچنین به شنوندگانی پیشنهاد می‌شود که حوصله‌ی همراهی با یک داستان بلند، چندخطی و پرشخصیت را دارند و از طنز تلخ و نگاه طعنه‌آمیز به قدرت، جنگ و نظم اجتماعی بدشان نمی‌آید.

بخشی از کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

«آلن از وسط گورستان پشت کلیسا به سمت جنوب رفت تا بالاخره به دیواری سنگی رسید که راهش را سد کرده بود. ارتفاع دیوار نیم‌متر بیشتر نبود اما آلن پیرمردی صدساله بود نه یک قهرمان پرش ارتفاع. آن طرف دیوار ایستگاه اتوبوس مالم‌کوپینگ بود و پیرمرد ناگهان متوجه شد پاهای لرزانش او را به سوی ساختمانی می‌کشاند که شاید می‌توانست به دادش برسد. سال‌ها پیش یک بار از رشته‌کوه‌های هیمالیا عبور کرده بود. کار آسانی نبود. اکنون آلن در حالی که در برابر آخرین مانع میان خود و ایستگاه اتوبوس ایستاده بود یاد آن تجربهٔ کوه‌پیمایی‌اش افتاد. آن‌قدر در تصمیم خود مصمم بود که انگار دیوار در برابر دیدگانش آب رفت و کوتاه شد. و وقتی دیوار بسیار کوتاه‌تر از قبلش شد آلن بدون ترس از سن و درد زانوانش بدنش را از روی دیوار بالا کشید و رد شد. مالم‌کوپینگ اکثر اوقات شهر ساکت و خلوتی بود و آن روز آفتابی وسط هفته هم از این قاعده مستثنی نبود. از لحظه‌ای که آلن تصمیم گرفته بود در جشن تولد صدسالگی‌اش شرکت نکند تا همین لحظه حتی یک نفر را هم ندیده بود. هنگامی که به زحمت وارد سالن انتظار ایستگاه اتوبوس شد تقریبآ کسی در سالن نبود. البته تقریبآ. سمت راست اطاق دو دریچهٔ بلیط‌فروشی بود که یکی از آنها بسته بود. پشت دریچهٔ دوم مردی ریزه‌اندام با عینکی گرد نشسته بود. موهای کم‌پشتش را به یک طرف شانه کرده بود و کت یونیفورم تنش بود. مرد سرش را از روی صفحهٔ کامپیوترش بالا آورد و نگاه اخم‌آلودی به آلن انداخت. شاید تعداد مراجعه‌کنندگان از توان او خارج بود چرا که در گوشه‌ای از سالن جوانکی درشت‌هیکل با موهای بلند، چرب و بور و ریشی نامرتب و کاپشن جینی که پشتش کلمات «دیگر هرگز» نقش بسته بود، دیده می‌شد. شاید جوانک بی‌سواد بود چون داشت با دستگیرهٔ در دستشویی معلولان ور می‌رفت و انگار آن نوشتهٔ «خراب است» که با حروف سیاه بر زمینه‌ای نارنجی نقش بسته بود، برای او کوچک‌ترین معنایی نداشت. لحظه‌ای بعد جوانک به سراغ در دستشویی دوم که کنار اولی قرار داشت رفت اما باز این بار هم مشکل دیگری داشت. ظاهرآ دلش نمی‌آمد از چمدان بزرگ خاکستری چرخ‌دارش دل بکند و دستشویی هم آن‌قدر کوچک بود که هر دو در آن جا نمی‌شدند. به نظر آلن مرد جوان بالاخره مجبور می‌شد یا چمدان را بیرون دستشویی رها کند و خودش برود داخل دستشویی و کارش را بکند یا باید چمدان را داخل دستشویی می‌برد و خودش بیرون می‌ماند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۱۵ ساعت و ۵۵ دقیقه

حجم

۱ گیگابایت, ۲۸۸٫۶ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۱۵ ساعت و ۵۵ دقیقه

حجم

۱ گیگابایت, ۲۸۸٫۶ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۲۴۵,۰۰۰
تومان