با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

دانلود و خرید کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

۳٫۶ از ۸ نظر
۳٫۶ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد  نوشته  یوناس یوناسون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد نوشته یوناس یوناسون است که با ترجمه کیهان بهمنی منتشر شده است. این کتاب رمانی است در ژانر طنز سیاسی - اجتماعی. در کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد ما زندگی پیرمرد قهرمان داستان را مرور می‌کنیم و هم از ورای آن، تاریخ قرن بیستم را البته به‌صورت طنز می‌خوانیم.

دربار کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

نویسنده در این کتاب هر بار به بهانه‌ای قهرمان داستان را در یک رشته اتفاقات تصادفی درگیر می‌کند تا او با تعدادی از مهم‌ترین شخصیت‌های سیاسی سده بیستم دمخور شود: استالین، فرانکو، ترومن، چرچیل، مائو، کیم ایل سونگ و... از این طریق و با مرور خاطرات پیرمرد، ما البته به صورت طنز در قلب حوادثی مثل ساخت بمب اتم، جنگ‌های داخلی اسپانیا و انقلاب چین قرار می‌گیریم.

نویسنده حتی، قهرمان داستان را در سال‌های دهه ۱۳۲۰ به ایران هم آورده و باعث شده او از سوی سازمان امنیت وقت دستگیر هم بشود! در این میان، نه راوی و نه آدم‌های اثر، هیچکدام در پی ارائه تصویری درست و واقعی از زندگی و رخدادهای گذشته و حال نیستند: آن‌ها واقعیت را در هم می‌شکنند، آن را به بازی می‌گیرند و از نو بنایش می‌کنند. این ویران کردن و دوباره ساختن، در سایه طنز ممکن می‌شود.

نویسنده در این اثر همه چیز اعم از رخدادهای تاریخی، اندیشه، فلسفه، کتاب مقدس و مظاهر روزمره زندگی را به طنز می‌گیرد و دنیایی می‌سازد که به گفته خودش به نحوی هوشمندانه، ابلهانه است. این کتاب از ۲۰۰۹ در صدر کتاب‌های پرفروش اروپا و جهان قرار دارد و تاکنون بیش از هشت میلیون نسخه از آن در سرتاسر جهان به فروش رفته است.

این نخستین رمان یوناسن بود و پنج ناشری که ابتدا سراغشان رفت، کتاب را برای انتشار ارزشمند تشخیص ندادند اما کتاب پس از انتشار در سوئد به پدیده‌ای تبدیل شد و از آن زمان به بیش از ۳۰ زبان دنیا ازجمله انگلیسی، آلمانی، هلندی، فرانسوی، ایتالیایی، پرتقالی، چِکی، مجارستانی، روسی، ژاپنی، کره‌ای، تایوانی، و … ترجمه شده است.

خواندن کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد

هنگامی که رانندهٔ اتوبوس بامهربانی شانهٔ آلن را تکان داد و گفت که به ایستگاه بایرینگ رسیده‌اند، آلن از خواب بیدار شد کمی بعد راننده چمدان را از جلوی اتوبوس بیرون برد. آلن هم پشت سرش از اتوبوس پیاده شد.

راننده از آلن پرسید که آیا می‌تواند خودش تنهایی چمدانش را ببرد و آلن هم جواب داد که نیازی نیست راننده نگران باشد. بعد آلن از راننده تشکر کرد و هنگامی که اتوبوس دوباره در بزرگراه به راه افتاد، به علامت خداحافظی برای راننده دست تکان داد.

صنوبرهای بلند جلوی آفتاب بعدازظهر را گرفته بودند و آلن با آن کت نازک و دمپایی‌های روفرشی کم‌کم سرما را احساس می‌کرد. آن اطراف هیچ تابلویی که روی آن بایرینگ نوشته شده باشد، نبود چه برسد به ایستگاه اتوبوس. هر طرف را که نگاه می‌کرد، تا جایی که چشم کار می‌کرد، فقط جنگل بود و جنگل و جنگل. یک راه باریک شنی در سمت راست بود.

آلن فکر کرد احتمالا در چمدانی که آن‌طور اتفاقی به دستش افتاده بود لباس گرم هم باید باشد. متأسفانه چمدان قفل بود و بدون پیچ‌گوشتی یا ابزاری شبیه آن ظاهرآ فایده‌ای نداشت سعی کند قفل آن را باز کند. دیگر چاره‌ای نداشت جز این که حرکت کند چون در غیراین‌صورت همان‌جا یخ می‌زد و می‌مُرد. و با توجه به تجربه‌های قبلی‌اش، آلن مطمئن بود که اگر هم سعی می‌کرد از سرما بمیرد باز موفق نمی‌شد.

چمدان در بالایش یک بند داشت و با کشیدن آن چمدان به نرمی روی چرخ‌های کوچکش حرکت می‌کرد. بدین ترتیب آلن با گام‌هایی لرزان و نااستوار در جادهٔ شنی به راه افتاد. چمدان را هم دنبال خودش می‌کشید و چرخ‌های چمدان روی سنگریزه‌ها می‌غلتیدند.

چند صد متر جلوتر آلن به جایی رسید که احتمالا همان ایستگاه بایرینگ بود. ساختمانی متروکه نزدیک جایی که بدون شک و قطعآ در گذشته ایستگاه راه‌آهن بایرینگ بود.

به عنوان یک آدم صدساله آلن از وضعیت جسمانی خوبی برخوردار بود اما با این وجود بیش از حد خسته شده بود. بنابراین روی چمدان نشست تا ضمن تجدیدقوا افکارش را متمرکز کند.

سمت چپ آلن ساختمان دو طبقهٔ مخروبه و زرد ایستگاه بود. تمام پنجره‌های طبقهٔ اول را با تخته پوشانده بودند. سمت راست او هم خط‌آهن متروکه‌ای بود که تا دوردست‌ها امتداد داشت. راه‌آهنی که صاف امتداد داشت و در دل جنگل ناپدید می‌شد. طبیعت هنوز نتوانسته بود راه‌آهن را به طور کامل از بین ببرد اما به مرور زمان این اتفاق روی می‌داد. 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
رضا
۱۴۰۰/۰۱/۰۵

خب سلام :) من همین الان برای بار دوم مطالعه ی ترجمه ی فارسی این کتاب رو تموم کردم و تصمیم گرفتن برای اینکه کمکی به دوستان کرده باشم نظرم رو بگم. ترجمه ی اولی که من از این کتاب خوندم، ترجمه

- بیشتر
Saeidehhh
۱۳۹۹/۰۹/۲۷

من خیلی دوسش داشتم

اعظم نوروزی
۱۳۹۹/۱۰/۲۶

من که دوست نداشتم

_sarah_irani@
۱۳۹۹/۰۹/۲۶

خیلی داستان بی کشش و حوصله سر بری هست

کاربر ۲۰۶۳۳۱۰
۱۳۹۹/۱۲/۲۱

من نوشته ها یوناس یوناسون خیلی دوست دارم برام عجیب بود که بعضی از دوستان گفتن داستان کشش نداره

Tinab Abashashemi
۱۴۰۰/۰۳/۰۱

کتاب بسیار عالی بود

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۱۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۹/۱۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۸۴-۱۵۳-۶
تعداد صفحات۵۱۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۹/۱۷
شابک۹۷۸-۶۰۰-۳۸۴-۱۵۳-۶