با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب از جوامع ابتدایی تا ذن اثر میرچا الیاده

کتاب از جوامع ابتدایی تا ذن


سال انتشار۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها۷۸۴ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب از جوامع ابتدایی تا ذن

از جوامع ابتدایی تا ذن؛ منبع موضوعی در تاریخ ادیان اثری از میرچا الیاده اسطوره‌شناس و دین‌پژوه رومانیایی است. الیاده در این کتاب نگاهی دارد به  امر مقدس از جمله اسطوره‌ها و بارورهای انسان از جوامع ابتدایی تا خداباوری انسان امروزی.

 درباره کتاب از جوامع ابتدایی تا ذن

الیاده درباره انگیزه‌اش از نگارش این کتاب در پیش‌گفتار می‌گوید:

«انگیزهٔ تألیف این گزیدهٔ متون دینی، در نخستین سال‌های تدریس تاریخ ادیان در دانشگاه شیکاگو برای من حاصل شد. وقتی درحال بحث دربارهٔ مسئلهٔ خاصی بودیم، از دانشجویانم خواستم دست‌کم شماری از متون اصلی و بنیادین را مطالعه کنند، اما خیلی زود متوجه شدم که نمی‌توانم برای آن‌ها هیچ کتاب واحدی را معرفی کنم که بتوانند در آن برخی از متون اصلی مربوط به مثلاً، ایزدان متعال، اساطیر کیهان‌زایی، مفاهیم مرگ و دنیای پس از مرگ و غیره را بیابند. به‌رغم آنکه ما درباره مشهورترین ادیان، آثار و مآخذ بسیاری را در اختیار داریم ـ که البته برخی از این مآخذ عالی‌اند ـ اما در زبان انگلیسی هیچ گزیدهٔ جامعی وجود ندارد که نمایشگر اسناد دینی برمبنای موضوعات و عناوین باشد. من اعتقاد دارم که یک دانشجو تنها با مطالعهٔ شمار مشخصی از متون دینی مرتبط با موضوعات مذکور (یعنی کیهان‌زایی، تشرف، اساطیر خاستگاه، مرگ و غیره) می‌تواند شباهت‌ها و تفاوت‌های ساختاری آن‌ها را دریابد.»

 الیاده در این کتاب ابتدا به سراغ ایزدان، ایزدبانوان و موجودات فراطبیعی می‌رود و آنها را در چهار دسته مختلف ایزدان مردم ابتدایی جوامع فاقد الفبا، خدایان خاور نزدیک باستان، هند باستان و ژاپن، خدایان و قهرمانان یونانی و وجود متعال ایرانی، اهورامزدا و اسلام: الله و پیامبر او بررسی می‌کند. فصل دوم کتاب به اساطیر مربوط به آفرینش و خاستگاه آنها می‌پردازد که شامل اساطیر آفرینش جهان، اسطورهٔ آغاز و فرجام، آفرینش انسان، اساطیر خاستگاه مرگ و اساطیر سیل و توفان است. 

پس از آن الیاده به سراغ انسان و امر مقدس می‌رود. جهان مقدس، حیات مقدس، زمان مقدس، خاستگاه و سرنوشت روح و نیروهای مانا، انواع قربانی‌ها، مناسک، پیشگویی‌ها، تجویزها و سرسپاری، دعاها و سرودهای ستایشی و الگوهای تشرف مباحثی هستند که او در فصل سوم کتابش به آنها پرداخته است.

 مرگ، پس از مرگ و فرجام‌شناسی موضوع فصل چهارم این کتاب است. آیین‌های تدفین، مسیر جهان مردگان، تصورات یونانی‌ها، رومی ها و مصری‌ها درباره مرگ و مرگ در جهان اساطیر و ایزدان و قهرمانان از موضوعات مهم این فصل‌اند.

 فصل پنجم بحث جالبی را دنبال می‌کند؛ متخصصان امر مقدس: از درمانگران تا عرفا و بانیان ادیان. در این فصل ایاده به سراغ متخصصان امر قدسی می‌رود. شمن ها و درمانگران، شخصیت‌های مقدس، شکل‌های ریاضت، پیامبران و بانیان ادیان، و فنون معنوی و تجارب عرفانی در این فصل بررسی می‌شوند.

 آخرین فصل کتاب؛ تاملاتی درباره انسان و خدا نام دارد. الیاده در این فصل به سراغ متون کهن و آیینی گوناگونی رفته است که رابطه انسان و خدا (امر قدسی)  را نشان می‌دهند، او متونی از آیین‌ها و ادیان گوناگون را از باورهای مصری و یونانی و چینی و بودایی گرفته تا چند سوره از از قرآن کریم با موضوعات گوناگون، کاویده است.

به گفته خود الیاده، کتاب پیشِ رو چنان طراحی شده که نخست باید از ابتدا تا انتها خوانده شود و تنها پس از آن مورد بحث و نظر قرار گیرد.

 پی‌نوشت نمایه‌شده به خواننده کمک خواهد کرد تا اگر خواست، بتواند اسناد مربوط به هر دین خاص یا نواحی جغرافیایی‌ـ فرهنگی خاصی مثل بین‌النهرین، یونان باستان، هند (و یا یکی از شاخه‌های دین هندی: ودایی، برهمنیسم، بودیسم و غیره)، یا دین مردمان ابتدایی (بلکه همچنین، فقط استرالیا، اقیانوسیه، آفریقا، آسیا، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی) را به‌طور متوالی مطالعه کند.

خواندن کتاب از جوامع ابتدایی تا ذن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 علاقه‌مندان و پژوهشگران حوزه اساطیر و ادیان و الهیات مخاطبان این کتاب‌اند.

 درباره میرچا الیاده

میرچا الیاده در سال ۱۹۰۷ میلادی در بخارست رومانی به دنیا آمد. او از اسطوره‌شناسان و دین‌پژوهان نامدار معاصر است الیاده در دبیرستان شیمی و زیست‌شناسی را بسیار دوست داشت. در ۱۷ سالگی ترغیب شد برای مطالعه کتاب شاخه زرین اثر جیمز فریزر زبان انگلیسی را یادبگیرد. سپس زبان‌های ایتالیایی و فارسی را آموخت. پس از گرفتن مدرک کارشناسی‌اش از دانشگاه بخارست به هند رفت و در دانشگاه کلکته زبان سانسکریت فراگرفت و مطالعه آثار شرقی، دین‌شناسی و اسطورهرا آغاز نمود. در ان دانشگاه  دکترایش را گرفت و برای تدریس به دانشگاه سوربن دعوت شد. میرچا الیاده در سال ۱۹۸۶ چشم از جهان بست.

الیاده در کنفرانس‌های زیادی شرکت و سخنرانی کرد که برخی از آن‌ها عبارتند از: کنفرانس در کلژ فرانسه دربارهٔ ساختار اسطوره در دنیای مدرن (ژانویه ۱۹۵۰)، کنفرانس در رم دربارهٔ شمنیزم و در انستیتو اورینتال بنا به دعوت توچی راجع به تانتریسم و شمنیزم (مارس ۱۹۵۰) کنفرانس ارانوس در آسکونا، شرکت در کنگره بین‌المللی تاریخ ادیان در آمستردام (سپتامبر ۱۹۵۰)، شرکت در کنگره بین‌المللی شرق‌شناسی مونیخ (۱۹۵۵)، کنفرانس دیدارهای بین‌المللی در ژنو (۱۹۵۳)، شرکت در کنگره تاریخ ادیان در شیکاگو، ایلینوی (آوریل ۱۹۵۵)، شرکت در کنگره تاریخ ادیان در توکیو (۱۹۵۸) و ماربورگ (۱۹۶۰).

او افتخارات علمی زیادی نیز به دست آورد که از آن میان می‌توان به عنوان استاد خدمات ممتاز سیول ال. آیوری  از طرف دانشگاه شیکاگو، دکترای افتخاری دانشگاه ییل، دریافت مدال طلای جایزه فرهنگ مسیحی از طرف دانشگاه ویندسور کانادا، دریافت دکترای افتخاری از ریپون کالج و  عضویت در آکادمی بریتانیا اشاره کرد.

برخی از آثار الیاده عبارتند از : سیاحت معنوی، منشا عرفان هندی، رویاها و رمزها، ولادت عارفانه، اسطوره و نماد، مقدس و نامقدس، باورها و عقاید دینی و یک مرد بزرگ و دوازده هزار راس گاو.

 بخشی از کتاب از جوامع ابتدایی تا ذن

 خداوند داستان ابراهیم را به محمد بازگو می‌کند

(قرآن، سورهٔ مریم، ۴۱ ـ ۴۹)

۴۱. و در این کتاب ابراهیم را یاد کن؛ که او پیامبری راستگو بود.

۴۲. آن‌گاه که پدرش را گفت: ای پدر، چرا چیزی را که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ نیازی از تو برمی‌آورد، می‌پرستی؟

۴۳. ای پدر، مرا دانشی داده‌اند که به تو نداده‌اند. پس از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم.

۴۴. ای پدر شیطان را مپرست،‌ زیرا شیطان خدای رحمان را نافرمان بود.

۴۵. ای پدر می‌ترسم عذابی از جانب خدای رحمان به تو می‌رسد و تو دوستدار شیطان باشی.

۴۶. گفت: ای ابراهیم، آیا از خدایان من بیزار هستی؟ اگر بازنایستی سنگسارت می‌کنم. اکنون زمانی دراز از من دورباش.

۴۷. گفت، تو را سلامت باد. از پروردگارم برایت آمرزش خواهم خواست. زیرا او بر من مهربان است.

۴۸. از شما و از آن‌چیزهایی که به جای خدای یکتا می‌خوانید کناره می‌گیرم و پروردگار خود را می‌خوانم،‌ باشد که چون پروردگارم را بخوانم محروم نشوم.

چون از آن‌ها و آنچه جز خدای یکتا می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و او را هم پیامبری دادیم،

۴۹. و رحمت خویش را به آن‌ها ارزانی داشتیم و سخن نیکو و آوازه بلند دادیم.

نظرات کاربران

azimi
۱۴۰۱/۰۹/۰۴

واقعا چرا انقدر قیمت نسخهٔ الکترونیک بالاست؟ تو همه جای دنیا قیمت کتاب الکترونیکی، یک‌دهم کتاب چاپیه. متأسفم واقعا.

کاربر ۴۰۸۸۳۷۴
۱۴۰۱/۰۹/۰۶

چرا اینقدر گرون !؟

farnaz3000
۱۴۰۱/۰۹/۰۷

قیمت های نجومی برای فایل الکترونیک واقعا!

کاربر ۳۶۷۱۸۹۹
۱۴۰۰/۰۸/۰۶

عالی بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲۳)
باورهای قبایل جنوب شرقِ استرالیا دراینجا به باورهای مردم قبیلهٔ کولین می‌پردازیم که بازماندگان آن‌ها در قبیلهٔ وُرونجری و آن‌گونه که در افسانه‌های آن‌ها آمده، تعریف کرده‌اند. براساس آنچه خود آن‌ها می‌گویند، ظاهراً بانجیل یک پیرمرد و یک نگورون‌گائتایِ، یک رئیس قبیلهٔ خوش‌قلب بود با دو همسر که گاناوارّا، یعنی قوهای سیاه، بودند، و یک پسر به‌نام بین‌بیل، یعنی رنگین‌کمان، که همسر بین‌بیل رنگین‌کمان ثانی است که گاه‌گاهی ظاهرمی‌شود. بانجیل به مردم کولین مهارت‌های زیستن را آموخت و یکی از افسانه‌ها می‌گوید که در آن زمان کولین‌ها بدون توجه به قواعد محرمیت به نکاح هم در می‌آمدند. دو مرد طبیب (ویراراپ) از طریق درخت تاران‌گالک ـ بِک نزد بانجیل عروج کردند و او در پاسخ به درخواست ایشان دستور داد تا کولین‌ها به دو گروه تقسیم شوند «مردم بانجیل در یک طرف و قوم واآنگ در طرف دیگر. قبیلهٔ بانجیل باید از واآنگ و قبیلهٔ واآنگ از مردم بانجیل همسرگزینی کنند.»
محمد طاهر پسران افشاریان
«رالوهیمبا با آفرینش جهان ارتباط دارد و اعتقاد بر آن است که او در جایی از آسمان‌ها زندگی می‌کند و با همهٔ پدیده‌های مادی و نجومی رابطه دارد... ستاره‌ای که در حال گذر سریع است، همان رالوهیمبا است و صدای رالوهیمبا را در رعد و برق می‌توان شنید؛ ستاره‌های دنباله‌دار، اجرام نورانی و در واقع همهٔ پدیده‌های طبیعی که احساسات مردم را برمی‌انگیزانند، تجلیات این خدای بزرگ هستند. رالوهیمبا در توفان‌های صاعقه‌دار به‌صورت یک آتش بزرگ در مجاورت منزل رئیس قبیله متجلی می‌شود و در قالب غرش رعد و برق، خواسته‌هایش را به بزرگ قبیله می‌رساند. در هنگام این مواجهات، رئیس قبیله وارد کلبهٔ خود می‌شود و رالوهیمبا را با عنوان ماخولو [پدر بزرگ] خطاب می‌کند و با او به گفت‌وگو می‌پردازد؛ صدای خدای رالوهیمبا از میان کاهگل کلبه یا از درختی در آن حوالی پاسخ می‌دهد
محمد طاهر پسران افشاریان
آشکار کند. اگر شما با اشاره به چیزی، از یک فرد کامی‌لارویی بپرسید، «چه کسی آن را ساخته؟» او پاسخ می‌دهد: «بایامی دیح» یعنی، «فکر می‌کنم، بایامی.» اعتقاد بر آن است که بایامی مدت‌ها پیش از طرف غرب نزد قبیلهٔ گولارین‌بری در منطقهٔ باروُن آمد و چهار یا پنج روز در آنجا اقامت کرد؛ آن‌گاه به همراه دو همسرش آنجا را به سمتِ شرق ترک کرد. آن‌ها اعتقاد دارند که او روزی دوباره بازخواهد گشت...
محمد طاهر پسران افشاریان
در میان قبیلهٔ کورنای،در سایهٔ آیین‌های تشرف، دانش مربوط به موجودی همتراز با بانجیل، غالباً در انحصار تشرف‌یافتگان است. پیرزنان می‌دانند که موجودی فراطبیعی در آسمان وجود دارد، اما او را صرفاً با نام مانگان‌نگوا، «یعنی پدر ما» می‌شناسند. تنها در آخرین و سرّی‌ترین بخش از آیین‌های تشرف است که نوآموز از تعالیم مربوط به مانگان‌نگوا آگاهانیده می‌شود و البته مانگان‌نگوا نامی برای این موجود است که تنها قبیلهٔ کورنای این‌گونه آن را می‌نامند...
محمد طاهر پسران افشاریان
قبیلهٔ باکونگو بومی منطقهٔ رودخانهٔ کنگو سفلی است. نزامبی‌مپانگا موجودی نامرئی اما بسیار تواناست که همهٔ انسان‌ها و اشیا، و حتی بت‌هایی را که برای خیرشان به آن‌ها داده بود، آفریده است. «اگر او بت‌هایمان را به ما نبخشیده بود، همهٔ ما یقیناً مدت‌ها پیش نابود شده بودیم.» او در آفرینش هر کودکی نقش دارد و کسانی را که از قوانینِ منعِ او سرپیچی کنند، هلاک می‌کند... آن‌ها هیچ پرستشی را نثار او نمی‌کنند، زیرا او مستغنی از هر چیزی و دست‌نیافتنی است. انسانی که روی زمین زندگی می‌کند دائماً نیازهایی دارد که باید برآورده شود؛ افراد مُسِن از جایگاه ممتازی برخوردارند؛ اما والاتر از همه نزامبی، سرور توانا و دست‌نیافتنی است که انسان را در این جهان قرار داده و روزی در موقع مرگ او را باز خواهد بُرد. او انسان پیر و جوان را بی‌رحمانه باز می‌بَرَد... در زمرهٔ قوانین، نکوندو می نزامبی، یعنی «اوامر خدا» وجود دارد که پیامد تخطی از آن‌ها، سومو کو زامبی،یعنی «گناهی علیه نزامبی» است و مجازات آنلُفوا لومبی،یعنی «مرگ فجیع» خواهد بود.
محمد طاهر پسران افشاریان
این وجود فراطبیعی با هر عنوانی که شناخته شود، اعتقاد بر آن است که روزگاری بر زمین اقامت داشت، اما بعداً به قلمرو فراسوی آسمان عروج کرد؛ او اکنون در آسمان باقی است و بر انسان‌ها نظارت دارد. همان‌طور که دربارهٔ دارامولون گفته می‌شود که او قادر است به هرجایی برود و هرکاری انجام دهد؛ او قادر است نامرئی شود، اما وقتی خود را مرئی می‌سازد، در هیئت پیرمردی از نژاد استرالیایی است. او یقیناً نامیراست، زیرا از زمان پیدایش موجودات وجود داشته و هنوز هم زندگی می‌کند. اگرچه او از چنین اوصافی برخوردار است، اما صرفاً به‌شکلی است که بومیان او را تصور می‌کنند و اگر زودهنگام با جادوی اهریمنی کشته نمی‌شد، می‌توانست هیئت هرکس دیگری را داشته باشد
محمد طاهر پسران افشاریان
آن‌گاه دارامولون به آسمان رفت؛ او اکنون در آنجا زندگی می‌کند و از آنجا بر کردار انسان‌ها نظارت دارد. او نخستین کسی بود که کورینگال و غرش گاو نر را ایجاد کرد، که همان صدای واقعی اوست. او به مردم یوئین گفت چه کار کنند و به آن‌ها قوانینی عرضه داشت که از پدر به پسرتا به امروز منتقل شده است. او به گومرها قدرت داد تا از جادوی جویاس و سایر جادوها استفاده کنند. وقتی انسانی می‌میرد، و تولوگال (روح) او منفکّ می‌شود، این دارامولون است که با آن ملاقات می‌کند و مواظب آن است. این سایهٔ انسان است که نزد دارامولون به بالا می‌شتابد...
محمد طاهر پسران افشاریان
در میان همهٔ قبایلی که در یوئین کورینگال حاضر می‌شوند، ایمان به دارامولون، «پدر» و بیامبان، «پروردگار» رواج دارد. من آن‌ها را در فصول بعدی مفصلاً توصیف کرده‌ام و ممکن است اکنون در دستورالعمل‌های مربوط به شعائر اشاره‌ای گذرا به آن‌ها داشته باشم. در اعصار دور دارامولون به‌همراه مادرش، نگالال‌بال بر روی زمین زندگی می‌کرد. زمین در اصل «مثل آسمان عریان و همچون سنگ سخت» بود و خشکی تا جایی که امروزه دریاست، امتداد داشت. به‌جز حیوانات، پرندگان و خزندگان هیچ انسانی اعم از مرد یا زن وجود نداشت. او درختان را روی زمین قرار داد. پس از آنکه کابوکا، یک باسترک، باعث چنان سیلی و توفانی در زمین شد که کل خشکی ساحلی را فراگرفت، به‌جز کسانی که خود را از سیل بر فراز کوه درومداری بالا کشیده بودند، هیچ انسانی زنده نمانده بود
محمد طاهر پسران افشاریان
بنابه اظهارات ریدلی ما می‌توانیم در اینجا شاهد مفهوم بایامی باشیم و این اظهارات را به شکلی که هم‌اکنون نقل خواهم کرد، می‌توان کاملاً صحیح و دقیق درنظرگرفت. من بحث رنگ‌پوست را که ظاهراً برآیند پیش‌داوری ذهنی ریدلی به‌عنوان یک مبلّغ در میان سیاه‌پوستان است، از این اظهارات حذف کرده‌ام. ریدلی اظهار می‌کند که در میان قوم کامی‌لاروی، بایامی نام یک سازنده (مشتق از Biai، به معنای «ساختن و بنا کردن») است که همهٔ موجودات را ایجاد کرده و از آن‌ها حفاظت می‌کند. آن‌ها معتقدند، با اینکه او عموماً نامرئی است، اما در هیئت انسانی متجلی شده و نعمت‌های گوناگونی را به تبار انسانی ارزانی داشته است.
محمد طاهر پسران افشاریان
افسانهٔ دیگری می‌گوید که او [بانجیل] بالاخره به‌همراه مردمش [به تعبیر این افسانه، «پسرانش»] در قالب گردبادی به آسمان عروج کرد و این گردباد را بِلین‌بِلین (کلاغ مُشکین) بنابه دستور بانجیل، از کیسهٔ پوستین خود بیرون آورده بود. آن‌گونه که پیرمردان برای فرزندان‌شان نقل می‌کنند، بانجیل همواره در آسمان باقی می‌ماند و از آنجا بر مردم کولین فرومی‌نگرد. یکی از نشانه‌های این باور، رسم براک است؛ روزی پسری «پیش از رویش موهای پشت لبش» توسط کان‌گون(دایی‌اش) شبانه از قرارگاه بیرون برده شد؛ دایی او با نوک نیزه‌اش به ستارهٔ الطایر اشاره کرد و گفت: «نگاه کن! آن یکی ستاره، بانجیل است؛ تو او را می‌بینی و او تو را می‌نگرد.» این باور، به پیش از زمان اسکان بَتمن در سواحل رودخانهٔ یارّا مربوط می‌شود و ماهیت ابتدایی آن قطعی و مسلم است...
محمد طاهر پسران افشاریان