باورهای قبایل جنوب شرقِ استرالیا
دراینجا به باورهای مردم قبیلهٔ کولین میپردازیم که بازماندگان آنها در قبیلهٔ وُرونجری و آنگونه که در افسانههای آنها آمده، تعریف کردهاند. براساس آنچه خود آنها میگویند، ظاهراً بانجیل یک پیرمرد و یک نگورونگائتایِ، یک رئیس قبیلهٔ خوشقلب بود با دو همسر که گاناوارّا، یعنی قوهای سیاه، بودند، و یک پسر بهنام بینبیل، یعنی رنگینکمان، که همسر بینبیل رنگینکمان ثانی است که گاهگاهی ظاهرمیشود. بانجیل به مردم کولین مهارتهای زیستن را آموخت و یکی از افسانهها میگوید که در آن زمان کولینها بدون توجه به قواعد محرمیت به نکاح هم در میآمدند. دو مرد طبیب (ویراراپ) از طریق درخت تارانگالک ـ بِک نزد بانجیل عروج کردند و او در پاسخ به درخواست ایشان دستور داد تا کولینها به دو گروه تقسیم شوند «مردم بانجیل در یک طرف و قوم واآنگ در طرف دیگر. قبیلهٔ بانجیل باید از واآنگ و قبیلهٔ واآنگ از مردم بانجیل همسرگزینی کنند.»