با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
معمای چشم لندن

دانلود و خرید کتاب معمای چشم لندن

۵٫۰ از ۲ نظر
۵٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب معمای چشم لندن  نوشته  شیوان داود  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب معمای چشم لندن

کتاب معمای چشم لندن نوشته شوان داود و ترجمه علی مصلح حیدرزاده است. کتاب معمای چشم لندن را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب معمای چشم لندن

دوشنبه، بیست وچهارم ماه مِی، ساعت ۱۱:۳۲ سلیم، پسرعموی تد و کت، سوار بزرگ‌ترین چرخ و فلک اروپا شدند. چرخ و فلکی که به چشم لندن مشهور است، چرخ و فلک به آسمان رفت. کمی بعد در همان روز یعنی دوشنبه، بیست‎ وچهارم ماه مِی، ساعت ۱۲:۰۲، گردش چرخ و فلک تمام شد و درهای آن باز شدند و مردم از آن بیرون آمدند. اما سلیم در چرخ و فلک چشم لندن نبود.

بعد از ناپدید شدن ناگهانی سلیم، پلیس هیچ سرنخی از او به دست نمی‎‌آورد. بعد از ناامیدی پلیس از یافتن پسرعموی گم‎شده، تد و کت، علی‎رغم آنکه بسیار باهم اختلاف دارند، تصمیم گرفتند او را پیدا کنند. آنها سرنخ‌‎هایی در شهر لندن پیدا کردند که خبر از یک معمای بزرگ می‌داد و تد، با روش منحصر به فردش در فکر کردن، به دنبال سلیم می‌رود...

داستان‌های معمایی خوب -معمای چشم لندن یکی از بهترین‌هاست- مثل نمایش‌های شعبده‌بازی هستند. حواستان پرت می‌شود و نگاهتان را می‌چرخانید و همان موقع تردستی دور از چشم شما اتفاق می‌افتد. باید می‌دیدید، البته به شرطی که در لحظهٔ مناسب حواستان بود. اما خودتان اینطور فکر نمی‌کنید. نویسندهٔ داستان‌های معمایی باید بازی جوانمردانه را رعایت کند، اما ضمناً حقه‌هایی هم سوار کند: همهٔ سرنخ‌ها باید جلوی چشم باشند و در عین حال خواننده قانع شود آن‌ها را نادیده بگیرد تا زمانی که دیر شده باشد.

همچنین این کتاب نمونهٔ واقعی و درست داستان خانواده‌ای درگیر بحران است که در کنار عنصر معما به عنوان کلید موفقیت کتاب عمل می‌کند. 

خواندن کتاب معمای چشم لندن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مندان به داستان‌های معمایی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب معمای چشم لندن

همه‌چیز از روزی شروع شد که نامهٔ خاله گلوریا رسید.

خاله گلوریا خواهر مامان است. مامان او را گِلو و کت او را خاله جان گلو صدا می‌زند. بابا به او می‌گوید تندباد گلوریا، چون به اعتقاد او خاله ردی از ویرانی پشت سرش به جا می‌گذارد. از بابا پرسیدم یعنی چه. یعنی مثل من دست‌وپاچلفتی است؟ بابا گفت او چیزهای زیادی را واژگون نمی‌کند، که اتفاق بدی هم نیست؛ بلکه بیشتر به آدم‌ها و احساسات لطمه می‌زد. پرسیدم این یعنی او بدذات است؟ بابا گفت او از روی عمد این کار را نمی‌کند، پس نه، بدذات نیست، فقط چَموش است. پرسیدم معنای چموش چیست؟ و او گفت یعنی پرهیاهو. وقتی خواستم بپرسم پرهیاهو یعنی چه، بابا دستش را روی شانه‌ام گذاشت و گفت: «الان نه، تِد.»

آن روز صبح که نامهٔ خاله گلوریا رسید مثل سایر روزها بود. مثل همیشه صدای افتادن پاکت‌های نامه را روی پادری شنیدم. داشتم گندم برشتهٔ شمارهٔ سه را می‌خوردم و برنامهٔ پیش‌بینی آب‌وهوای رادیو می‌گفت هوا صاف است و فقط خطر رگبار در جنوب شرقی وجود دارد. کت ایستاده نان تست گاز می‌زد و وول می‌خورد. کک نداشت، البته ظاهر امر این‌طور نشان می‌داد. داشت با هدفون موسیقی عجیبی گوش می‌داد. یعنی برنامهٔ هواشناسی را نمی‌شنید و بارانی نمی‌پوشید یا با خودش چتر به مدرسه نمی‌برد. یعنی او خیس می‌شد و من خیس نمی‌شدم و این اتفاق خوبی بود.

بابا داشت با یک جوراب لی‌لی می‌کرد و غر می‌زد که ماشین لباس‌شویی همهٔ جوراب‌هایش را می‌بلعد و دیرش شده. مامان داشت سبد رخت‌چرک‌ها را می‌گشت تا جوراب اضافی پیدا کند.

مامان گفت: «تد، نامه‌ها رو بیار.» لباس فرم پرستاری تنش بود و می‌دانستم وقتی آن‌طور تندوتیز و کوتاه حرف می‌زد یعنی باید حرفش را گوش کنم، ولی بدم می‌آمد گندم برشته‌هایم را رها کنم تا در شیر خمیر شوند.

با شش پاکت برگشتم. کت من را دید و از دستم قاپشان زد و یک پاکت قهوه‌ای بزرگ و یک پاکت سفید کوچک را برداشت. مُهر مدرسه‌مان را روی پاکت سفید می‌دیدم. شبیه یک X خردوخمیرشده بود که بالایش کلاه اسقف داشت که به آن کلاه مَطرانی می‌گفتند. کت سعی کرد پاکت مدرسه را زیر پاکت بزرگ قهوه‌ای مخفی کند ولی مامان او را دید.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
Hana
۱۴۰۰/۰۲/۲۲

ماجرای پسری بود که یه روز سوار چرخ‌ و فلک میشه و بعد دیگه پایین نمیاد. مثل اینه که غیب شده. همین یه معما میشه برای تد و خواهرش کت. اون ها می‌خوان پسر خالشون رو پیدا کنن. داستان جالب

- بیشتر
I Love kard
۱۴۰۰/۰۲/۳۱

کتاب خوبی بود و خیلی خیلی هیجان انگیز من عاشقش شدم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶)
اول یک گروه شش‌نفرهٔ توریست‌های بزرگسال ژاپنی بیرون آمدند. بعد یک زن و مرد چاق با دو بچهٔ کوچکشان، که آن‌ها هم چاق بودند، بیرون آمدند که معنایش این بود همه‌شان زیادی غذای آماده می‌خوردند و باید رژیم می‌گرفتند. پشت سرشان دختری که کت خزدار پوشیده بود آمد که دست دوستش را گرفته بود. بعد مردی بزرگ و هیکلی با موهای سفید و کیف‌دستی خارج شد. شبیه کسانی بود که باید از قطار شهری پیاده می‌شد، نه از چشم لندن. بعد یک خانم موبور قدبلند و لاغر همراه مردی که موهای خاکستری داشت و خیلی از خودش قدکوتاه‌تر بود، آمد. درنهایت دو خانم آفریقایی با لباس‌های بلند گشاد و رنگی بیرون آمدند و طوری می‌خندیدند که انگار سوار فانفار بودند. چهار بچهٔ قد و نیم‌قد همراه آن‌ها بودند که همگی خوشحال به نظر می‌رسیدند. ولی هیچ اثری از سلیم نبود.
#Incognito guy
پلیس گفت: «بر اساس تجربهٔ من بچه‌ها دود نمی‌شن برن هوا.
#Incognito guy
. کت نه‌تنها از وضعیت آب‌وهوا غیرقابل پیش‌بینی‌تر است، که از ۱) فوران آتشفشان‌ها ۲) دیوانه‌ها ۳) حملات تروریستی هم غیرقابل پیش‌بینی‌تر است. بیخود نیست که اسمش شبیه هجای اول کلماتی مثل این است: کتستروفی
#Incognito guy
کت نه‌تنها از وضعیت آب‌وهوا غیرقابل پیش‌بینی‌تر است، که از ۱) فوران آتشفشان‌ها ۲) دیوانه‌ها ۳) حملات تروریستی هم غیرقابل پیش‌بینی‌تر است. بیخود نیست که اسمش شبیه هجای اول کلماتی مثل این است: کتستروفی کتکلیسم کتاتونیک
#Incognito guy
الان خانم کتستروفی داشت دوربین سلیم را وارسی می‌کرد و من چیز داغ بادکرده‌ای را که از گلویم بالا می‌آمد قورت می‌دادم. گفت: «هجده‌تا از عکس‌های فیلم دوربین رو مصرف کرده. وقتی از پل رد می‌شدیم، پشت‌سرهم عکس می‌گرفت، یادته؟»
#Incognito guy
سلیم دچار احتراق خودبه‌خودی شده. (تابه‌حال چیزی در این‌باره نشنیده بودم اما ظاهراً تد فکر می‌کند که آدم‌ها گاهی دود می‌شوند و به هوا می‌روند. می‌گوید این یک پدیدهٔ نادر اما ثبت‌شده است و مثل طوفان تندری عمل می‌کند.‌ ها. محتمل نیست. به حساب نمی‌آید.)
#Incognito guy

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۷۵۱-۱
تعداد صفحات۲۴۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۱/۲۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۷۵۱-۱