معرفی و دانلود کتاب خانه ای روی گورها + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خانه ای روی گورهاsubscriptionAvailable

کتاب خانه ای روی گورها

نوع کتاب
۴.۴(از ۹۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
لینزی کِری، محمدرضا شکاری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خانه ای روی گورها

کتاب خانه ای روی گورها داستانی از لینزی کری با ترجمه محمدرضا شکاری است. این داستان جذاب از خانه جدید خانواده تسا می‌گوید. خانه‌ای که توسط ارواح تسخیر شده است. 

درباره کتاب خانه ای روی گورها

تِسا، عاشق خانه و زندگی‌شان در فلوریدا است. دریا، آب و هوای آفتابی، مدرسه و تمام دوستانش که در فلوریدا هستند. اما حالا که خانواده تصمیم گرفته‌اند برای کار به شیکاگو بروند همه چیز تغییر می‌کند. کم‌کم اندوه در وجود تسا ریشه می‌دواند و کمی بعدتر، اندوهش به ترس بدل می‌شود. خانه‌ای که در شیکاگو انتظار آن‌ها را می‌کشد، خانه‌ای متعلق به قرن نوزدهم است و اما مشکل، صداهای نامفهوم و چراغ‌هایی است که خود به خود خاموش و روشن می‌شوند. نقاشی‌هایی که در دفتر تسا ظاهر می‌شوند و تصویر دختر شش ساله‌ای که در آینته اتاق تسا افتاده است...

خانه آن‌ها در تسخیر ارواح است ولی مشکل اینجاست که پدر و مادر تسا، حرف او را باور نمی‌کنند. تسا باید این موضوع را با کمک دوستانش حل کند...

کتاب خانه ای روی گورها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

نوجوانان و دوست‌داران داستان‌های پر رمز و راز و ماجراجویانه از خواندن داستان خانه‌ای روی گورها لذت می‌برند. 

بخشی از کتاب خانه ای روی گورها

باران به شیشه جلوی ون کوچک قراضه ما می‌خورد و برف‌پاک‌کن‌ها تند تند کار می‌کنند تا شیشه تمیز بماند. روشنایی‌های شهر به چشم خسته من تار می‌شوند. پنج‌شنبه، صبح فورت مایرز را ترک کردیم. نوزده ساعت زیر کمربند ایمنی بودم، چهار تا کیک توئینکی خوردم، بیست و یک قسمت تکراری از سیمپسون‌ها را دیدم و یک شب را هم در هتلی نقلی گذراندیم تا این‌که بالأخره به این‌جا رسیدیم: شیکاگو؛ شهر پرباد.

پدر و مادرم مدام می‌گویند دقیقاً همان جایی است که همیشه بهش نیاز داشتیم اما نمی‌دانستیم وجود دارد. من که معنی‌اش را نمی‌فهمم.

بابا با صدایی آن‌قدر بلند که من بتوانم بشنوم اما نه آن‌قدر که برادر کوچکم جونا را بیدار کند می‌گوید: «می‌دونی چیه، خونه‌مون اواخر قرن نوزدهم ساخته شده. واسه همین باید یه دستی به سر و روش بکشیم.»

مامان با شوق و ذوق سر تکان می‌دهد. «می‌دونم. اما واقعاً ارزشش رو داره. به اون همه چوب اصل فکر کن! اون سقف‌های بلند! مثل رؤیاست.»

با بیزاری چشم‌غره می‌روم. این‌که رؤیا نیست، اما نمی‌شود این موضوع را توی کله‌شان فرو کرد.

ماشین به شدت از جلوی چیزی در جاده کنار می‌رود و گردنم را کج می‌کنم تا ببینم چه بوده. سایه‌ها در تاریکیِ جلوی ما می‌رقصند. «چی بود؟»

«یه شاخه کوچولو وسط جاده. همه‌چی مرتبه. دیگه داریم می‌رسییییم.» بابا این حرف را با همان لحنی می‌زند که وقتی می‌خواهد فضا را دلچسب کند آن را به کار می‌برد. «اون عقب حالت خوبه، عزیزم؟»

سرم را بلند می‌کنم اما نمی‌توانم قیافه‌اش را از توی آینه جلو ببینم. تا حدودی خوشحالم. اگر می‌توانستم ببینمش، احتمالاً هیجان‌زده و مشتاق بود، مثل همیشه که درباره اثاث‌کشی به این‌جا صحبت می‌کند؛ درباره شغل جدیدش.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خانه ای روی گورها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خانه ای روی گورها
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:لینزی کِری
مترجم:محمدرضا شکاری
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۲۱ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۱۵-۸
تعداد صفحه‌ها:۲۴۸ صفحه
قیمت کتاب:۲۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Hana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۰

ترسناک، غم‌انگیز و هیجان‌انگیز بود.🙂 داستانش با یک آغاز فوق‌العاده شروع شد و با یه پایان فوق‌العاده هم تموم شد.

۴
シ︎دختر کتابخونシ︎
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۶

یکی از بهترین کتاب هایی بود که خوندم🥺ترسناک نبود اما بیشتر جالب بود💫کتاب های پرتقال همیشه عالین👌🏻من به غیر از پرتقال نشر های دیگه ایی رو هم میخونم😄اما به نظر من پرتقال بهترین کتاب هارو داره😊وقتی این کتاب و تموم...بیشتر

۸
شاهدخت کتاب ها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۴

کتاب خیلی عالی ای بود ، درمورد دختری به نام تسا است که خیلی زندگی اش در فلوریدا رو دوست داشت ، اما وقتی آنها به خانه قرن نوزدهمی در شیکاگو آمدن ، وجود تسا پر از اندوه شد و...بیشتر

۰
chocolate
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۲۹

راستش اولش فکر می کردم که دارم یک کتاب ژانر وحشت می خونم. اما به مرور احساس کردم که کنار شخصیت های کتاب هستم و دارم با اون ها ماجراجویی می کنم. از شما طاقچه عزیز به خاطر قرار دادن کتاب های...بیشتر

۰
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۸

بعد از اسباب کشی خانواده وودوارده به شیکاگو، آن ها متوجه حضور موجودی عجیب و مرموز در خانه ی جدید خاکستری شان، می شوند. سروصدا، نورهای لرزان و نقاشی های ایجاد شده روی دفتر طراحی دختر خانواده، تسا، باعث شکل...بیشتر

۰
eli
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۲

عالیه این کتاب مثل یه معجون می مونه که ترکیبی از فانتزی و هیجان و ترسناک و لذت بخش داره حتما مطالعه کنین و شما ها نظراتتون رو این زیر برام کامنت کنین❤❤

۰
Emily
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۱/۳۰

مطالعه نسخه چاپی ترسناک خیلی نبود فقط هیجان انگیز بود ولی ماجرای جالبی داشت و این کتاب بستگی داره به اینکه چه قدر کتابای ترسناک خوندین اگه زیاد خونده باشین فک نکنم خیلی باهاش بترسین

۰
Dr.Kimiya
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۶

یک کتاب خیلی زیبا و البته ترسناک یکی هم غم انگیز درمورد دختری که از شهر خودشون نقل مکان می کنن و میان شیکاگو داخل خونه جدیدشون اتفاقات ترسناکی اتفاق میفته حتما مطالعه کنید

۰
Maryam
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۲

این کتاب خیلی عالی بود ، کمی ترسناک و بیشتر مهیج بود من این کتاب رو به شما دوستان پیشنهاد می کنم خودم بسیار از خوندنش لذت بردم . 💙💙

۰
mahzooni
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۵

wooooooo!:) تحت تاثیر قرار گرفتم ..... این کتاب هم مثل کتاب های مری داونینگ هان عاااالی بود ?! قشنگ و هیجان انگیز... .ف

۰
Kiana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۲

4.5⭐ این کتاب متن روون و زیبایی داشت و آموزنده بود و شخصیت پردازی خیلی خوبی داشت و دوسش داشتم و بهم حس خوب و دوست‌داشتنی میداد 🥰 اما انتهای داستان، پاسخ معماهای داستان زیاد جالب نبود. اما پیشنهادش میکنم 😍🥰

۰
Zohreh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۷

۱۴۷. تسا دختر بچه‌ای که از زندگی رویایی و آفتابیش در فلوریدا به علت تغییر شغل پدرش به اجبار به شیکاگوی بارونی و سرد اومده علاوه بر دلتنگی برای خونه‌ش؛ باید با احساسات عجیب و غریب ترسناکی در مورد تسخیر شدن...بیشتر

۰
اسمعیل زاده
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۲

شاید از الان به بعد اینز فقط به خاطر کتاب های ترسناک یا شب های هالووین به یاد اورده نشود. شاید همان جوری که باید به یاد آورده شود: به عنوان دختر بچه ای شجاع خیلی کتاب قشنگ جذابی بود با...بیشتر

۰
L.B
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۹

عالی بود☁️🌊 مخصوصا آخرش که قضیه به خوبی تموم شد🍓🍬 واقعا نمی دونم چجوری توصیفش کنمممم برید بخونیدددد....😁💛 عاشق داستان هایی ام که آخرش به دوستی ختم میشه💋😉

۰
sana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۶

داستان جذابی داره من خیلی ازش خوشم اومد پیشنهاد میکنم مطالعش کنید

۰

بریده‌هایی از کتاب

بهار
۱۸۶
«از گوشی‌ها متنفر نیستم؛ از این متنفرم که توی تجربه‌های ما دخالت می‌کنن. این یه نمونه‌ش: به فرض تو به یه تعطیلات معرکه می‌ری، مثلاً به آبدره‌های توی نروژ. خیلی از دوست‌هات بیشتر وقتشون رو می‌ذارن پای عکس گرفتن و پست کردنشون توی شبکه‌های اجتماعی، بعد منتظر لایک‌ها و کامنت‌ها می‌شن. در واقع اصلاً اون لحظه رو تجربه نمی‌کنن. همین‌طور زیبایی رو. همه‌چی رو.»
F.Sh
۱۶
مامان زل می‌زند توی چشم‌هایم. «تسا،‌ فردا می‌خوای کلاس هفتم رو توی مدرسهٔ جدیدت شروع کنی. فکر نمی‌کنی لازمه وسایل بیشتری بیرون بیاری؟ و کم‌کم مستقر بشی؟» دست‌به‌سینه می‌شود. علاقه‌ای به زندگی در این خانه ندارم. تاریک است. بوی آدم‌های پیر را می‌دهد و هر گوشه‌اش عنکبوت دارد. نه، ممنونم. «می‌شم. فقط چند روز فرصت لازم دارم.» و همین‌طور به یک بلیت یک‌طرفه به خانه. دلم برای صدای موج‌ها و بوی شور هوا تنگ شده. برای مارمولک‌ها و ماسه‌هایی که لای انگشت‌های پایم می‌رفتند. برای ریچل. ریچل مثل کرهٔ بادام‌زمینی می‌ماند روی ژلهٔ من. خامهٔ ترش روی پیاز من. شکر توی شربت آب‌لیموی من. او بهترین دوست من است و من مجبور شدم ترکش کنم. کار اشتباهی است. خیلی خیلی اشتباه است. دست می‌برم سمت استخوان ترقوه‌ام و با انگشت‌هایم گردن‌آویز نقره‌ای کوچک را می‌مالم. این گردن‌آویز الان تنها چیزی است که من را به او وصل می‌کند... تنها چیزی که در آن با هم سهیم هستیم. گردن‌آویز ریچل به جای زنجیر، چرم سیاه دارد و عکس من تویش است؛ وگرنه جفتشان شبیه هم هستند.
پیگیری
۹
آن‌ها متفاوت هستند، پیچیده‌اند. عیبی ندارد. همان‌طور که از نظر دوست‌های جدیدم عیبی ندارد.
luna
۸
ما هنرمندیم. خالقان تقدیر خودمون!
...!
۵
دقیقاً همان جایی است که همیشه بهش نیاز داشتیم اما نمی‌دانستیم وجود دارد.
mahour
۵
حتی تاریکی هم صدا دارد
شقایق
۳
پیدا کنید دوست جدید ولی حواستون باشه دوست‌های قدیمی‌تون رو همیشه یادتون باشه دوست جدید مثل نقره اگرچه قیمتش بالاست اما فراموش نکنید دوست قدیمی از طلاست می‌خوام که دوست تو باشم همیشه مثل دایره چون که خودت خوب می‌دونی دایره پایان نداره
f.nik
۳
هنر ملایم است، رنگ دارد و هاشور... فلزی و تیز نیست.
پیگیری
۲
«باشه. ببخشید.» می‌دوم تا بالای پله‌ها به آن‌ها برسم و وقتی باد سردی مستقیم به صورتم می‌خورد، نفسم بند می‌آید. «روح‌ها!» جونا جیغ می‌زند. مامان هم با شنیدن صدای او جیغ می‌زند و سی سانتیمتری می‌پرد هوا.
...!
۲
وقتی که فکر می‌کنند حواسم نیست.