معرفی و دانلود کتاب صدای مردگان + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب صدای مردگانsubscriptionAvailable

کتاب صدای مردگان

نوع کتاب
۴.۷(از ۸۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کاترین آردن، نگار شجاعی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صدای مردگان

کتاب صدای مردگان نوشته کاترین اردن و ترجمه نگار شجاعی است. کتاب صدای مردگان را انتشارات پرتقال منتشر کرده است، این انتشارات با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب صدای مردگان

کتاب صدای مردگان داستان  الی است که از دردسر  مترسک‌‎های ترسناک فرار کرده است. او آماده است که از یک زمستان آرام در تفریحگاه کوهستانی شوکران لذت ببرد. دوستان صمیمی‎اش، کوکو و برایان، نیز همراه او آمده‌اند. همه‌‎چیز طبیعی به‎ نظر می‎رسد، تا وقتی که کوکو مطمين می‌شود روح دیده است. بقیه هم کوبوس‌هایی می‌بینند گه در آن دخترانی یخ زده  کمک می‌خواهند،‌آنها از یک شکارچی روح مشکوک کمک می‌گیرند و به جای حل شدن دردسرهایشان دردسرهای تازه‌ای سراغشان می‌آید.

خواندن کتاب صدای مردگان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان علاقه‌مند به داستان ترسناک پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب صدای مردگان

وقتی ساندویچ‌هایشان تمام شد، نفری یک سیب هم خوردند و یک بستهٔ بزرگ چیپس سیب‌زمینی را با هم تقسیم کردند؛ چیپس هم دست‌پخت آقای آدلر بود.

کوکو همین‌طور که نمک را از روی انگشت‌هایش می‌لیسید، با ناباوری پرسید: «درست کردن چیپس سیب‌زمینی خیلی سخته؟»

اُلی که توی درست کردن آن‌ها کمک کرده بود، مغرورانه گفت: «نه.» کوکو قبل از اینکه راه بیفتند هم با شک به این موضوع، کلی چیپس خورده بود. «ولی روغنش می‌پاشه بهت.»

برایان که داشت خرت‌خرت چیپس می‌خورد، گفت: «پس معلوم شد دفعهٔ بعدی که می‌آیم خونه‌تون قراره چی درست کنیم. این‌ها محشرن.»

داشتند سر آخرین چیپس سیب‌زمینی دعوا می‌کردند که سوبارو بالاخره از بزرگراه اصلی خارج شد. روی تابلویی نوشته بود جادهٔ منتهی به کوهستان. جاده با شیب تندی رو به بالا می‌رفت. یک طرفش درخت بود و طرف دیگرش نهری باریک و یخ‌زده. پدر اُلی جوری می‌راند و راهش را از میان کولاک باز می‌کرد، انگار به هیچ‌چیزی در دنیا اهمیت نمی‌دهد... تازه، موقع رانندگی جوک‌های بی‌مزه هم تعریف می‌کرد.

او پرسید: «یه چینی بچه‌ش رو انداخت بالا ولی نتونست بگیردش، بعد بچه‌ش چی شد؟»

اُلی آهی کشید. پدرش عاشق جوک‌های بی‌مزه بود.

کوکو پیروزمندانه فریاد زد: «افتاد شکست!» با اینکه همه غرولند کردند، اما زدند زیر خنده.

رادیو هشدار می‌داد: «به راننده‌ها توصیه می‌شود محتاط باشند... از رفت‌وآمد در مسیرهای برف‌روبی‌نشده اجتناب کنید و در صورت امکان، از رانندگی بپرهیزید.»

آقای آدلر که عین خیالش نبود، گفت: «عالیه. هرچی امشب کمتر آدم توی جاده‌ها باشه، یعنی فردا برف بیشتری بهمون می‌رسه!»

مامان کوکو گفت: «لابد همین‌طوره که شما می‌گین.» محتاطانه نگاهی به توفان سهمگین انداخت. کوکو این نگاهش را می‌شناخت. کوکو و مامانش هر دو مراقب همه‌چیز بودند؛ برخلاف اُلی و پدرش که همیشه بی‌گدار به آب می‌زدند.

آقای آدلر پرسید: «می‌خواین یه جوک دیگه بگم؟»

اُلی گفت: «بابا، نمی‌شه یه حدی برای جوک گفتن در طول سفر بذاریم؟»

پدرش گفت: «وقتی من راننده‌م، نه! یکی دیگه. چرا به مترسکه ارتقای شغلی دادن؟»

سکوتی کوتاه و ناخوشایند حاکم شد. اُلی، برایان و کوکو به همدیگر نگاه کردند. واقعاً از مترسک‌ها خوششان نمی‌آمد.

پدر اُلی پرسید: «کسی می‌دونه؟ هیچ‌کس؟ زود باشین دیگه. حس می‌کنم دارم با خودم حرف می‌زنم! چون توی مزرعه‌ش از همه قدبلندتر بود! فهمیدین؟ قدش از همه توی مزرعه بلندتر بود!» پدر اُلی خندید، اما کسی همراهی‌اش نکرد. «خدایا! چه عصاقورت‌داده‌هایی!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صدای مردگان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:صدای مردگان
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:کاترین آردن
مترجم:نگار شجاعی
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۱۱ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۷۰۱-۶
تعداد صفحه‌ها:۲۱۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۶۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۲

عالییییییییی👌🏻🤩 از جلد اولش هم قشنگ تر بود✌🏻😁 ترکیبی از هیجان و ترس که یه کتاب فوق العاده رو به وجود آورده امیدوارم هر چه زودتر جلد سومش هم چاپ بشه😻

۴
Hana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۹

توی این جلد الیویا، کو‌کو و برایان برای تعطیلات زمستونی میرن اسکی. توی کوهستان شوکران که جدیدترین پیست اسکیه. یک‌بار دیگه سر وقت مرد‌خندان با بازی‌ها و شرط‌های مرگ آورش پیدا میشه. این دفعه نوبت کوکوئه که دوستاش رو نجات...بیشتر

۷
シ︎دختر کتابخونシ︎
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۳۰

این کتاب خیلییییییی خفنه خیلییییی قشنگه.هرچی بگم کم گفتم بهترینه😃 اگه این مجموعه رو نخونی یکی از خفن ترین کتاب هارو از دست دادی!من هم جلد اول و هم جلد دوم و دارم البته خود کتاب و🌷 همش دارم چک میکنم...بیشتر

۱۴
roza
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۹

خیلی خیلی قشنگ و جذاب بود لطفا رمان آبهای تیره کاترین آردن رو هم تو طاقچه بزارین ممنون

۲
amirhosseinraei
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۵

در کل کتاب خوبی بود هیجان داستان از حدود ۷۰ درصد کتاب به بعد رو به کاهش هست با اینکه معما هنوز حل نشده است! اما گنگ بودن معما و گاها جذاب بودنش باعث می شود شما تا آخر با...بیشتر

۳
(mohammad amin)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۷

اُلی که از دست مترسک‌های شوم فرار کرده. حالا آماده‌ست که از یه زمستون آروم تو یه تفریحگاه کوهستانی کیف کنه و لذت ببره. دوست‌های صمیمی‌ش کوکو و برایان هم باهاش هستند. همه‌چی خیلی خوب پیش می‌ره تا این که...بیشتر

۲
R.k
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۲۸

الی، برایان و کوکو حالا برای تعطیلات زمستانی به همراه چند بزرگتر به کلبه شوکران برای یه تفریح زمستانی بی دردسر و آرام می روند اما اوضاع اون طوری نبود که پیش بینی می کردند... کتابی بود پر از اتفاقات...بیشتر

۳
🕊️📚kerm ketab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۰۷

عالیییییییی🥂🧸 از جلد اولش هم قشنگ تر بود🍓⛓

۴
Raphael
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۵

عاااالییییی!!!! از جلد اول ام بهتررره 💙💙💙💜💜💜💜💜💜💜

۰
رضا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۵

مثل جلد یک عالی بود..ممنون از طاقچه که به بینهایت اضافه کردی 🌺🏅🌺🏅🌺🏅🌺🏅

۰
Ariana☀️⛵️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۱۷

این جلد 100 برابر جلد قبل ترسناک تر بود خوب شد تیمارستان متروک رو قبلا خونده بودم یکم...چطور بگم... آمادگی داشتم😂😂با این حال عالی بود منتظر جلد 3 هستم💫❤️

۵
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۱

کتاب «صدای مردگان» رمانی نوشته ی «کاترین آردن» است که نخستین بار در سال 2019 منتشر شد. «الی»، «کوکو» و «براین» به همراه پدر «الی» و مادر «کوکو» در حال سفر به کلبه ای کوهستانی در «ورمانت» هستند. این سه...بیشتر

۰
k
۱۴۰۱/۰۵/۰۸

نظری ندارم چون ممممممممممممحشررررررررررررر ترررررررررینننننننننننن بود

۰
❦𝑜𝓉𝒶𝓀𝓊♚
۱۴۰۰/۱۰/۰۴

عاشق جلد های این کتابمممممممم 🥰🥰🥰😍😍😍 خیلی قشنگه حتما ببینید کلا محو خوندنش میشد جوری که نمی خواید دست بردارید و این کتاب ادامه جلد محدوده مرگ هست نمی دونم چرا از مرد همیشه خندان خوشم میاد 🤔🤔 خیلی به نظرم...بیشتر

۰
مارال
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۲۷

چی میشه گفت...اثر عالی کاترین آردنه دیگه...من نسخه چاپی جلد اول و دوم کتابو خوندم که لذت خوندنو دو چندان می کرد...واقعا به نظرم خیلی بهتر از جلد قبلی بود...جلد قبلی ترسناک نبود ولی این جلد یه کم چاشنی ترس...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

F.Sh
۲۳
ناگهان، خاطره‌ای شفاف از صدای خشک و بی‌جان دختری در ذهن کوکو نقش بست که می‌گفت، دنبال استخون‌هام می‌گردم. با وجود گرمای آتشی که توی سالن غذاخوری روشن بود، ناگهان سردش شد. کوکو با خودش گفت، ای کاش آقای ولاند به آنجا نیامده بود. نگاهی به پنجره انداخت. برف از قبل هم تندتر و شدیدتر می‌بارید. سوزیِ سوبارو کاملاً زیر برف مدفون شده بود. آقای ولاند با لحنی اطمینان‌بخش به خانم ویلسون گفت: «اصلاً نگران نباشین، خانم. یه داستان اشباح خوب، حسابی به کاروبار آدم رونق می‌ده؛ چه حقیقت داشته باشه، چه نداشته باشه.» درست در همان لحظه، تمام چراغ‌های سالن غذاخوری سوسو زدند. کوکو سرش را بلند کرد. تکه‌هیزمی توی شومینه در بارشی از جرقه‌های آتش فروریخت و یک نفر دور از دید آن‌ها سوت زد. اُلی پرسید: «اون دیگه چی بود؟ فکر می‌کردم فقط ما اینجاییم.» خانم ویلسون قاطعانه گفت: «اوه! ژنراتورها دوباره قاتی کردن. اون هم صدای زنگ ساعت من بود... رأس هر ساعت صدای پرنده می‌ده، قشنگ نیست؟» به نظر کوکو اصلاً هم قشنگ نبود. زنگ ساعت درست شبیه صدای دختر کوچولویی بود که توی راهروها سوت می‌زد. اُلی، برایان و کوکو همگی نگاهی با هم ردوبدل کردند و کوکو بازتاب همان فکر را توی صورت آن‌ها هم دید.
Hlia
۱۸
اگه داری کار خطرناکی می‌کنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمی‌ترسی.
🕊️📚kerm ketab
۱۱
از کتاب خواندن هم به‌اندازهٔ گُل زدن خوشش می‌آمد
Amaya:) ~
۱۰
وقتی می‌ترسی، معنی‌ش اینه که داری به آینده فکر می‌کنی. به چیزی فکر می‌کنی که ممکنه اتفاق بیفته. اگه داری کار خطرناکی می‌کنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمی‌ترسی.
ساجده عباسی
۷
«ماوراءالطبیعه خیلی با شیرینی کرهٔ بادام‌زمینی جور درمی‌آد!»
ساجده عباسی
۶
خودت باید تصمیم بگیری به چی اعتقاد داری، اُلی گوگولی. این هم یه قسمتی از بزرگ شدنه.
🕊️📚kerm ketab
۴
وقتی می‌ترسی، معنی‌ش اینه که داری به آینده فکر می‌کنی. به چیزی فکر می‌کنی که ممکنه اتفاق بیفته. اگه داری کار خطرناکی می‌کنی، نباید به آینده فکر کنی. باید فقط به الان فکر کنی. و اگه فقط به الان فکر کنی، دیگه نمی‌ترسی.
🕊️📚kerm ketab
۴
کتاب نوشتن کار یک نفر نیست؛ واقعاً نیست. درست است، فقط یک نفر کلمات را تایپ می‌کند. اما چیزی که شما موقع خواندن یک کتاب نمی‌بینید، تمام آدم‌هایی هستند که مشاوره داده‌اند، حمایت کرده‌اند، باور کرده‌اند و نقد کرده‌اند.
Zohreh
۴
«چهرهٔ آدم به چه دردی می‌خوره؟ به درد دروغ گفتن و گمراه کردن.»
ساجده عباسی
۲
«من به خاطرات اعتقاد دارم. به این اعتقاد دارم که وقتی یکی رو دوست داری، اون رو اون‌قدر خوب به یاد می‌آری که یه‌جورهایی شبیه یه شبح می‌شه. اون‌قدر زیاد یادشون می‌افتی که حس می‌کنی توی اتاق بغلی‌ان، یا همین نزدیکی‌ها و هر لحظه ممکنه بیان تو. ولی نه به اون اشباحی که آقای ولاند داره دنبالشون می‌گرده